تبليغاتX
اندیشه نورپایگاه تبادل اندیشه های نورانی
 
 


گذشته ات را بدون هیچ تأسفی بپذیر
با اعتماد، زمان حالت را بگذران
و بدون ترس برای آینده آماده شو

 ایمانت را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز
شک هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن
زندگی شگفت انگیز است
فقط در صورتیكه بدانی چطور زندگی کنی

 مهم این نیست که قشنگ باشی
قشنگ این است که مهم باشی !
حتی برای یک نفر
كوچك باش و عاشق ... كه عشق، خود میداند آئین بزرگ دانستنت را
بگذار عشق خاصیت تو باشد، نه رابطه خاص تو با کسی

 موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن
هر روز صبح در آفریقا، آهویی از خواب بیدار میشود
و برای زندگی كردن و امرار معاش در صحرا میچرد

آهو میداند كه باید از شیر سریعتر بدود
در غیر اینصورت طعمه شیر خواهد شد
شیر نیز برای زندگی و امرار معاش در صحرا میگردد
میداند كه باید از آهو سریعتر بدود، تا گرسنه نماند

مهم این نیست كه تو شیر باشی یا آهو ...
مهم اینست كه با طلوع آفتاب از خواب برخیزی و برای زندگیت
با تمام توان
و با تمام وجود شروع به دویدن كنی ...

 زلال باش ... ،‌ زلال باش ... ،
زلال تر از قطرات اشک
فرقی نمی كند كه گودال كوچك آبی باشی
یا دریای بیكران، زلال كه باشی، آسمان در تو پیداست

 دو چیز را همیشه فراموش كن:
خوبی كه به كسی می كنی
بدی كه كسی به تو می كند

 همیشه به یاد داشته باش:
در مجلسی وارد شدی زبانت را نگه دار
در سفره ای نشستی شكمت را نگه دار
در خانه ای وارد شدی چشمانت را نگه دار
در نماز ایستادی دلت را نگهدار

 دنیا دو روز است:
یك روز با تو و یك روز علیه تو
روزی كه با توست مغرور مشو و روزی كه علیه توست مایوس نشو
چرا كه هر دو پایان پذیرند

 به چشمانت بیاموز كه هر شخصی ارزش نگاه ندارد
به دستانت بیاموز كه هر گلی ارزش چیدن ندارد

 دو چیز را از هم جدا كن:
عشق و هوس
چون اولی مقدس است و دومی شیطانی
اولی تو را به پاكی می برد و دومی به پلیدی

 چشم و زبان، دو سلاح بزرگ در نزد تواند
چگونه از آنها استفاده میكنی؟
مانند تیری زهرآلود یا آفتابی جهان تاب؟
زندگی گیر یا زندگی بخش؟

 بدان كه قلبت كوچك است پس نمیتوانی تقسیمش كنی
هرگاه خواستی آنرا ببخشی با تمام وجودت ببخش كه كوچكیش جبران شود
هیچگاه عشق را با محبت، دلسوزی، ترحم و دوست داشتن یكی ندان
همه اینها اجزاء كوچكتر عشق هستند نه خود عشق
همیشه با خدا درد دل كن نه با خلق خدا و فقط به یگانه عالم توكل كن
آنگاه می بینی كه چگونه قبل از اینكه خودت دست به كار شوی، كارها به خوبی پیش می روند

 میدانی که:
از خدا خواستن عزت است
اگر برآورده شود رحمت است و اگر نشود حكمت است
از خلق خدا خواستن خفت است
اگر برآورده شود منت است اگر نشود ذلت است

 پس هر چه می خواهی از خدا بخواه
و در نظر داشته باش كه
برای او غیر ممكن وجود ندارد و تمام غیر ممكن ها فقط برای توست

 

  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم دی 1390ساعت 18:19  توسط علی رضا مظفری   | 

به گزارش شبکه اطلاع رسانی افغانستان (afghanpaper)، نزدیک به 10 هزار دانش آموز فارع صنف دوازدهم در ولایت غزنی تا 3 روز دیگر در آزمون ورود به دانشگاههای کشور را سپری خواهند کرد.

این دانشجویان از دولت و وزارت تحصیلات عالی می خواهند تا از وقوع برخی تخلفات در آزمون ورود به دانشگاهها جلوگیری نمایند تا حق تلفی در حقشان صورت نگیرد.

قرار است آزمون ورود به دانشگاهها در ولایت غزنی در میان تدابیر شدید امنیتی از سوی نیروهای امنیتی این ولایت برگزار گردد.

نیروهای امنیتی غزنی در چهارراهها مصروف بررسی موترها و اشخاص مشکوک اند و برای افراد بیکار نیز اجازه عبور و مرور نمی دهند تا از این طریق امنیت بهتری را تأمین کنند.

در آزمون ورودی امسال نزدیک به 10 هزار دانش آموز از ولسوالیهای مختلف غزنی حاضر خواهند بود و رقابت سخت علمی را به نمایش خواهند گذاشت.

دانش آموزان می گویند آنان از راههای دور به این شهر آمده اند و زحمات زیادی را متقبل شده اند، بنابراین از دولت می خواهند تا بر روند برگزاری آزمون نظارت جدی نماید تا به گفته آنها مانند سال های گذشته حق آنان تلف نگردد.

رئیس معارف غزنی می گوید که در این سال نزدیک به ده هزار دانش آموز در این ولایت به کنکور سال سال جاری شرکت کرده اند که 45 درصد آنان را دختران تشکیل می دهند.

والی غزنی نیز ضمن قدر دانی از زحمات دانش آموزان این ولایت می گوید، وی امیدوار است تا این دانش آموزان بتوانند امسال باردیگر مقام اول راهیابی در مؤسسات تحصیلات عالی را بدست آورند و غزنی را دوباره محور علم، دانش و فرهنگ در کشور بسازند.

این آزمون در حالی در ولایت غزنی برگزار شد که به گزارش تمدن در بسیاری از ولسوالی های نا امن غزنی مکاتب از سوی مخالفان مسدود می باشد.

امید وارم با عدالت صورت گردد  تا مانند سال های گذشته حق آنان تلف نگردد.
 

علیرضا مظفری   ۲۶/۱۲/۲۰۱۱

  نوشته شده در  دوشنبه پنجم دی 1390ساعت 13:47  توسط علی رضا مظفری   | 
افلاطون گفته "روح" دایره است
و من دایره های روحم را کشف کردم!
پنح دایره دور روحم کشیدم، و خودم را در مرکز این دایره ها قرار دادم

در دایره اول نام افرادی را نوشتم که حال و هوای خوبی به من می دهند
و در دایره پنجم که دورترین دایره به مرکز بود
نام کسانی را که از دنیای من فاصله دارند و بیشترین کشمکش را با آنها دارم

همه ما دلمان می خواهد که احساسی خوب در مورد خودمان داشته باشیم
و گاهی اوقات نداریم!
گاهی حال و هوای ما در مورد خودمان بستگی به تاثیری دارد که دیگران روی ما می گذارند
به آنهایی که در دایره آخر هستند و سعی می کنند که اعتماد به نفس ما را از بین ببرند

نمی توانی کسی را مجبور کنی که دوستت داشته باشد
و گاهی حضور در کنار افراد نامناسب باعث می شود
حتی در مفایسه با تنهایی ات، بیشتر احساس تنهایی کنی ...

در چنین وضعیتی تلاش برای ایجاد تغییر و تحول
ممکن است باعث شود راهت را گم کنی
یا شاید باعث شود وجود خودت که تو را "تو" می کند را از دست بدهی

گاه سالها طول می کشد تا یاد بگیری چگونه از خودت مراقبت کنی
به همین دلیل بسیار مهم است
که افرادی را در اطرافت داشته باشی که دوستت بدارند
حتی گاهی بیشتر از آنچه که
خودت می توانی خودت را دوست داشته باشی

در مواجه با افراد از خودت بپرس
این فرد چه حسی در من ایجاد می کند ...
در کنار او می توانم خودم باشم؟
با او می توانم رو راست باشم؟
می توانم به او هرچه می خواهم بگویم؟
در کنار او احساس راحتی می کنم؟
وقتی او وارد می شود چه حسی به من دست می دهد؟
و وقتی می رود چه حالی می شوم؟
وقتی با او هستم احساسات واقعی ام را پنهان می کنم یا با او روراستم؟
آیا او باعث می شود احساس حقارت کنم یا به خودم ببالم؟

فلسفه وجود این 5 دایره، شناخت است، نه پیش داوری
پس با خودت روراست باش
با افرادی که در نظر تو بد خلق اند، مدارا کن
و خودت را مقید نکن که چون به صرف اینکه با کسی در سر کار و یا اوقاتی ممتد
هر روز زمانی را می گذرانی
باید او را در دایره اول و نزدیک به خودت جای دهی

در دایره اول افرادی را بگذار که از صمیم جان به آنها اعتماد داری
حتی اگر هر روز آنها را نمی بینی
ولی وجود آنها باعث حس خوب و ارزشمندی در تو می شود
از خودت بپرس
در مورد افکار و خواسته هایم به چه کسی می توانم اعتماد کنم؟
آنها همان کسانی هستند که در دایره اول جای دارند
با این افراد و در کنار آنها، قدرتمندی ...
ارزشهای مشترک با آنها داری
و با حضور آنها در زندگیت، دنیا را زیباتر می بینی
دوستان و همراهانی خارق العاده!

دایره دوم جای کسانی است که به رشد معنوی تو کمک می کنند
مربیان ... آموزگاران
و شاید هم افرادی که تنها برای وقت گذرانی خوبند
بیرون رفتن و خندیدن ...
چیزی به تو اضافه نمی کنند
ولی در عین حال هم باعث نمی شوند که حس بدی نسبت به خودت داشته باشی

دایره سوم همکاران و اقوامند
و شاید آدمهای خنثی، کسانی که نقش بسیار کوچکی در چند ساعت از زندگی تو ایفا میکنند
و تاثیر آنها نیز تنها همان چند ساعتی است که با آنها هستی
هیچ زمانی در غیر از ساعت ملاقاتشان به آنها فکر نمی کنی
و به راحتی می شود با فرد دیگری جایگزین شوند
افراد این دایره در محدوده کار و وظایفشان با تو هستند و لاغیر

دایره چهارم سر آغاز عزم راسخ توست!
آنها کسانی هستند که در کار تو اخلال ایجاد می کنند
افراد این دایره لزوما" با خود واقعی تو مرتبط نیستند
حتی ممکن است رییس اداره ای باشد که تنها دورادور با کار آنها در ارتباطی
افراد این دایره در زندگی اجتماعی و حرفه ات مهم هستند ...
در کنار آنها نمی توانی راحت باشی
و وقتی آنها را می بینی شاید حتی آشفته و پریشان شوی

دایره آخر جای دورترین افراد است
جای آدمهایی که به تو لطمه زده اند، تحقیرت کرده اند،
کسانی که همیشه به تو انرژی منفی می دهند
و احساسات زجرآوری را با آنها تجربه می کنی

خوب اکنون که جای هر کس را تعیین کردی
اجازه نده کسانی که در دایره آخر جای دارند
مستقیما" روح و روان تو را هدف قرار دهند
نگذار کسی اولویت زندگی تو باشد، وقتی تو فقط یک انتخاب در زندگی او هستی ...
یک رابطه بهترین حالتش وقتی است که دو طرف در تعادل باشند

شخصیت خودت را برای کسی تشریح نکن
چون کسی که تو را دوست داشته باشد به آن توضیحات نیازی ندارد
و کسی که از تو بدش بیاید، باور نمی کند!

وقتی دائم بگویی گرفتارم، هیچ وقت آزاد نمی شوی
وقتی دائم بگویی وقت ندارم، هیچوقت زمان پیدا نمی کنی
وقتی دائم بگویی فردا انجامش می دهم، آن فردا هیچوقت نمی آید!
وقتی صبح بیدار می شویم دو انتخاب داریم:
برگردیم بخوابیم و رویا ببینیم،
یا بیدار شویم و رویاهایمان را دنبال کنیم.
انتخاب با توست ...

ما کسانی که به فکرمان هستند را نگران می کنیم و حتی به گریه می اندازیم
و گریه می کنیم برای کسانی که حتی لحظه ای به فکر ما نیستند!
این یکی از حقایق عجیب زندگی است،
و اگر این را بفهمی،
هیچوقت برای تغییر دیر نیست
  نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 17:16  توسط علی رضا مظفری   | 

سلام دوستان

 

ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه

 

 

 

 

 

 

امسال نیز مثل سالهای گذشته مردم متدین همه مناطق جاغوری از آوایل ماه محرم مراسم عزاداری و سوگواری خود را آغاز نموده و به سوگ سرور سالار شیدان نشستند . مراسم عزا داری در تمام مناطق جاغوری برگزار گردید سخنرانان از وقایع عاشورا برای مردم سخن گفتند .

در مرکز  و در مسجد جامع رسول اکرم نیز مراسم از اویل محرم آغاز گردید و مومنین و بازاریان در مراسم حسینی شرکت فعال داشتند و یاد شهدای کربلا را همراه با سرور و سالار آن حسین بن علی گرامی داشتند .

در روز تاسوعای حسینی طبق سنوات قبل مردم عزادار از اطراف نواحی مرکز همراه با دسته های شان در جلوی مسجد جامع حضور بهم رسانیده و بادسته های مرتب و منظم به عزاداری پرداختند. که شما گوشه های آن را شاهد هستید . 

امسال تعداد 31 دسته از نواحي مركز در مراسم تاسوعاي حسيني جلوي مسجد جامع سنگماشه حضور بهم رسانيده و هر كدام به نوبه خود در جايگاه قرار گرفته به عزاداري پرداختند . مراسم سوگواری راس ساعت 9:00 قبل از ظهر با تلاوت چند از كلام الله مجيد آغاز گردید وتا پایان مراسم ادامه داشت .

اسامي دسته هاي عزادار – مراسم تاسوعاي حسيني سال 1390 مركز جاغوري :

1 : دسته عزاداران قريه كوشه – جاغوري

2: دسته عزاداران قريه سيازمين –جاغوري

3:دسته عزاداران قريه سرخاب – جاغوري

4:دسته عزاداران قريه پشته – جاغوري

5:دسته عزاداران قريه شهرك نور و نو آباد –جاغوري

6:دسته عزاداران قريه  آبخو – جاغوري

7 دسته عزادارن قريه آبرده و جوسلطان – جاغوري

8: دسته عزادارن قريه سبزچوب بالا – جاغوري

9:دسته عزادارن قريه آسپ خواجه - -جاغوري

10: دسته عزاداران  سادات قندالقاش – جاغوري

11: دسته عزاداران قريه قندالقاش –جاغوري

12: دسته عزاداران قريه توغي – جاغوري

13: دسته عزادارن سادات سبزچوب بالا – جاغوري

14:دسته عزادارن قريه  چال – جاغوري

15: دسته عزادارن قريه منتكه – جاغوري

16: دسته عزادارن قريه گردنسنگ – جاغوري

17: دسته عزاداران قريه سيرقول – جاغوري

18:دسته عزاداران قريه گردن بالا جوي نو – جاغوري

19: دسته عزاداران قريه ممدگ –جاغوري

 20 دسته عزاداران ناوه راباط – جاغوري

21 : دسته عزاداران قريه گردنه بالا – جاغوري

22: دسته عزادارن قريه جاله – جاغوري

23 دسته عزاداران قريه سبزچوب پاين – جاغوري

24 دسته عزاداران قريه جودري – جاغوري

25 دسته عزاداران قريه قادي – جاغوري

26 دسته عزاداران قريه ريگگ – جاغوري

27 دسته عزاداران قريه قمبر – جاغوري

28 دسته عزاداران قريه سبزچوب بالا مسجد امام علي

29 دسته عزاداران چهل باغتوي پشي

30 دسته عزادارن قريه آبخو و رايكلان – جاغوري

31 دسته عزادارن قريه قرغچي (قرخچي) – جاغوري

مراسم سوگواري و تاسوعاي حسيني تا ساعت 2:30 بعد ازظهر ادامه یافت .

 سپس مردم عزا دار به خانه شان بر گشتند تا خود را برای مراسم عاشورای حسنی ، که فردا قرار است  در مساجد و حسینیه های محل بر گزار شود آماده کنند .

در جاغوری کدام خبر خاص نیست  از بارندگي  قبلی که گذارش شان شاهد بودید وخواندید دیگر بارندگی قابل توجه و جدید صورت نگرفته و خبری نیست . در صورت کدام خبر قابل توجه حتما شما را در جریان آن قرار خواهیم داد.

تاگزارش بعد التماس دعا

مومن زاده - جاعوری

  نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آذر 1390ساعت 18:54  توسط علی رضا مظفری   | 


حلول ماه محرم، ماه عزاي آزادگان جهان تسليت باد

اگر که دل شکسته ئی حسین را صدا بزن

اگر ملول وخسته ئی  حسین را صدا بزن

اگر که پر شکسته ئی  حسین را صدا بزن

اگر غریب و بی کسی  حسین را صدا بزن

 

 

 

 

 

 

 

 

 

براي مطالعه مقالات در رابطه با قيام امام حسين (ع) و دهه محرم اينجا را مشاهده نماييد.

در آن هنگام که ستم و فساد و تباهی جامعه را فرا گیرد، رنگ و نیرنگ جای حقیقت را اشغال کند، مهربانی به دشمنی بدل شود، دروغگویی و فریب‏کاری رواج یابد، بندگی زندگی قلمداد گردد، آزادگی و مردانگی از جامعه رخت بر بندد،

جوان‏مردی و غیرت به فراموشی سپرده شود، باطل به جای حق خودنمایی کند، حقیقت بر مردم مشتبه گردد و منکر تبلیغ و ترویج شود و از معروف جلوگیری شود ـ دیگر چه جایی برای «ماندن» و چه دلیلی برای «زیستن»؟

 پس مردانه باید رفت واز کینه‏زار لشکر خصم عبور کرد و در فضای آزاد بال گشود و تا اوج قلّه انسانیت صعود کرد.


گریه بر حسین علیه‏السلام تمرین هم‏سفر شدن با کاروان عاشورا و مایه تلطیف روح و صفای دل برای شناخت ژرفای حماسه سرخ حسین علیه‏السلام است. گریه بر حسین علیه‏السلام تلاشی است برای گشودن پنجره‏ای به خانه دل تا شاید ذرّه‏ای از همّت، غیرت، شجاعت، ایمان، اخلاص و آزادگی او در وجود ما بتابد.

گریه بر حسین علیه‏السلام تقلاّیی است برای حسینی‏شدن و کربلایی‏ زیستن و عاشورایی ‏مُردن و کوششی است برای یاد گرفتن عمیق‏ترین درس‏های تربیتی، اخلاقی و انسانی عاشورا. این است که گریه بر حسین علیه‏السلام انسان را به مقصود می‏رساند و

«چشم کسی که بر حسین بگرید، روزی که چشم‏ها گریان است، گریان نخواهد بود.» 

التماس دعا ارادتمند شما سروران علیرضا مظفری

 
  نوشته شده در  سه شنبه هشتم آذر 1390ساعت 15:32  توسط علی رضا مظفری   | 
 با سلام خدمت همه سروران بننده وبلاک ( اندیشه نور  )

 

خجسته عیدالله اکبر ، عید امامت و ولایت به شما  مبارک 
مدینه فاضله

خجسته عید الله اکبر ، عید امامت و ولایت مبارک


مدینه فاضله

اوصاف علی به هر زبان باید گفت
این ذکر به پیدا و نهان باید گفت

 
در جشن ولی عهدی مسعود علی
تبریک به صاحب الزمان باید گفت
 



 

مدینه فاضله

 

 

مدینه فاضله

 

در غدير چه اتفاقی افتاد؟ 
پس از پایان مراسم حج در سال دهم هجرت، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از مکه به سوی مدینه حرکت کرد. هنگامی که کاروان به منطقه‌ای به نام غدير خم (در نزدیکی جحفه) رسید، جبرئیل از سوی خداوند، به پیامبر وحی فرستاد که:« یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته »؛ _سوره مائده، آیه 67_ (ای فرستاده ما؛ تمام آنچه را که از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، به مردم ابلاغ کن؛ و اگر این کار را نکنی رسالت خود را انجام نداده‌ای.)

پیامبر که از لحن آیه، متوجه اهمیت این مأموریت شده بود، دستور داد کاروان متوقف شود. آنان که جلوتر بودند برگشتند و آنان که عقب تر بودند، به کاروان رسیدند.
هوا به شدت گرم بود و مردم قسمتی از عبای خود را روی سر انداخته بودند. برای پیامبر در زیر یکی از درختان سایبان زدند. پیامبر نماز ظهر را به جماعت خواند و آن‌گاه بالای یک بلندی که از جهاز شتران درست شده بود رفت و در برابر دیدگان ده‌ها هزار نفر از کاروانیان خطبه‌ای را با صدای رسا ایراد فرمود.

او در این خطبه به مردم یادآور شد که به زودی دعوت حق را لبیک می‌گوید و از میان آنها می‌رود. رسول خدا صلی الله علیه و آله در ضمن سخنانش چندین بار از مردم اعتراف گرفت که او در راه رسالت الهی‌اش کوشیده است.
آن گاه فرمود:« من در میان شما دو چیز نفیس و گرانبها می‌گذارم: یکی کتاب خدا که یک طرف آن در دست خداست و طرف دیگر آن در دست شما؛ و دیگری عترت و اهل بیت من. خداوند به من خبر داد که این دو یادگار هرگز از هم جدا نخواهند شد. هان ای مردم! از قرآن و عترت من تخطی نکنید و در عمل به دستورات‌شان کوتاهی نکنید که هلاک می‌شوید.»

آن گاه دست علی علیه السلام را گرفت و آن قدر بلند کرد که سفیدی زیر بغل هر دو برای مردم نمایان شد. او را به مردم معرفی کرد و از مردم پرسید:« بر مومنان چه کسی از خود آنها سزاوارتر است؟»
همگی پاسخ دادند:« خدا و پیامبر او بهتر می‌دانند.»
پیامبر فرمود:« خداوند مولای من است و من مولای مومنان؛ و من بر آنها از خودشان سزاوارترم.»
آن‌گاه فرمود:« من کنت مولاه فهذا علی مولاه »؛ (هرکس من مولای او هستم، این علی مولای اوست.) و این جمله را سه بار تکرار کرد و چنین ادامه داد:« اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و احب من احبه و ابغض من ابغضه و انصر من نصره و اخذل من خذله و ادر الحق معه حیث دار » (بار خدایا! کسانی را که علی را دوست دارند دوست بدار و کسانی را که با او دشمنند دشمن بدار. خدایا یاران علی را یاری کن، دشمنانش را خوار و ذلیل کن و او را محور حق قرار بده. )

آن گاه فرمود:« ای مردم! اکنون جبرئیل نازل شد و این آیه را آورد: الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا؛ سوره مائده، آیه 3، (امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آیین جاودان شما پذیرفتم.)
پیامبر صدای خود را به تکبیر بلند کرد و فرمود:« خدا را سپاسگزارم که آیین خود را کامل کرد و نعمتش را به پایان رساند و از وصایت و ولایت و جانشینی علی پس از من خشنود گشت.»

پس از این سخنان، از بالای جهاز شتر فرود آمد و به علی دستور داد در خیمه بنشیند تا مردم با او بیعت کنند. پیش از همه‌ی افراد، ابوبکر و عمر به حضرت علی علیه السلام تبریک گفتند و او را مولای خود خواندند.
پس از آنها نیز تمام مسلمانان به دستور پیامبر خدا با عنوان عنوان امیرالمؤمنین به حضرت علی علیه السلام سلام و با او بیعت کردند.

متن خطبه‌ی پيامبر(ص) در غدير خم:

.ادامه مطلب

علیرضا مظفری

  نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390ساعت 20:2  توسط علی رضا مظفری   | 

با سلام خدمت یکایک شما سروران و  دوستان  بنندگان و خوانندگان

 وبلاک ( اندیشه نور )  امید وارم در هر گوشه از عالم باشید شاد و موفق باشد  هم اکنون شما را  به سلسله تظاهرات سرتاسری، تاریخ ۲۹ اکتوبر ۲۰۱۱ میلادی، جامعه هزاره مقیم کشور بلجیم ، نسبت به نسل کشی مردم هزاره در کویته پاکستان ،

 دعوت می کنم تااز گزارش تویشتاری شان  به خوانش گرفته و از گزارش تصویری دیدن نموده

 و از گزارش ویدیویی مشاهده فرماید 

 تا باشد که جامعه هزاره مقیم کشور بلجیم  را هم در یاد و خواطرات شرین تان باری دیگر تازه تر گردد

به سلسله تظاهرات سرتاسری، تاریخ ۲۹ اکتوبر ۲۰۱۱ میلادی، جامعه هزاره مقیم کشور بلجیم ، نسبت به نسل کشی مردم هزاره در کویته پاکستان ، گردهمایی اعتراضی را در پیش روی مقر اتحادیه اروپا واقع بروکسل، راه اندازی نمودند.

در این گردهمایی اعتراضی که در حدود ۴۰۰ نفر زنان ، مردان وکودکان شرکت ورزیده بودند، شعارهای را به زبان های فارسی ، انگلیسی ، هالندی وفرانسوی که روی پلاکاتها نوشته شده بود، به دست داشتند...

 

                 گزارش تظاهرات پیش روی اتحادیه اروپا در کشور بلجیم

                                  ( نوشتاری، تصویری وویدیویی )

  تظاهرات گسترده جامعه هزاره درافغانستان، کشورهای مختلف به خصوص کشورهای غربی، نسبت به کشتار جمعی هزاره ها در کویته، باب جدیدی از همبستگی مردم را گشود. همه با یکصدانسل کشی هزاره ها را به شدت تقبیح کردند و از کشورهای دموکراسی ومدافع حقوق بشرخواستند تا جلو این نسل کشی را بگیرند. در لحظاتی که ما مشغول تهیه وتدوین این گزارش هستیم ، بار دیگر فضای کویته ملتهب است وقرار گزارش ها یک حمله ناکام ازسوی تروریستان به سرویس مسافران که از ایران به سمت کویته می آمدند، صورت گرفته است. با توجه به شکل گیری وضعیت آشفته در کویته از چند سال بدینسو، نشان دهنده آن  است که توطئه عمیق تر از آن است که در ظاهر به چشم می آید. فقط بطور گذرا باید اشاره کرد که توطئه گران در واقع بیش از یک میلیون هزاره ای را که در کویته زندگی میکنند، هدف قرار داده اند. تابا ایجاد فضای رعب وترس از طریق تداوم کشتارهای بیرحمانه جمعی، هزاره ها را وادار نمایندتا کویته را ترک بگویند. رهبران سیاسی، مذهبی واجتماعی هزاره ها در کویته باید با هوشیاری عمل نمایند وقدم به قدم برای خنثی نمودن این توطئه مردم شان را به اتحاد همبستگی دعوت نموده وبا اعتراضات جدی وگسترده شان دولت مرکزی را وادار کنند تا جلو این توطئه بزرگ را سد نماید. شاه کلید این  اتحاد در این است که این رهبران وگردانندگان سیاست، جامعه و مذهب در کویته ، خودشان برای عقیم نمودن این بازی خطرناک ، با هم متحدباشند. چون توطئه تنها به پاکستان خلاصه نمیشود بلکه کل منطقه به شکل مستقیم وغیر مستقیم در این بازی کثیف دست دارند.

 به سلسله تظاهرات سرتاسری، تاریخ ۲۹ اکتوبر ۲۰۱۱ میلادی، جامعه هزاره مقیم کشور بلجیم ، نسبت به نسل کشی مردم هزاره در کویته پاکستان ، گردهمایی اعتراضی را در پیش روی مقر اتحادیه اروپا واقع بروکسل، راه اندازی نمودند. در این گردهمایی اعتراضی که در حدود ۴۰۰ نفر زنان ، مردان وکودکان شرکت ورزیده بودند، شعارهای را به زبان های فارسی ، انگلیسی ، هالندی وفرانسوی که روی پلاکاتها نوشته شده بود، به دست داشتند. این تظاهرات ابتدا با سردادن شعارها آغاز گردید. شعاردهندگان به هرزبانی که شعار میدادند، شرکت کنندگان به همان زبان با یکصدا همراهی میکردند. شعارهای عمده ای که تکرار گردید عبارت بود از :

 ۱- نفرین بر تروریستان این قاتلان مردم هزاره !

  ۲ -  ننگ برتروریستان این مرگ آوران بنیاد گرا !

 ۳-  نفرین برهزاره ستیزان در افغانستان وپاکستان !

    ۴- ما نسل کشی هزاره ها در کویته پاکستان را محکوم میکنیم !

   ۵ - ما خواهان دستگیری ومحاکمه فوری قاتلان مردم بیگناه هزاره های کویته هستیم !

  ۶ -  ما از اتحادیه اروپا میخواهیم که جلو نسل کشی هزاره هارا در پاکستان وافغانستان را بگیرد!

 ۷- زنده باد دموکراسی، عدالت وآزادی !

۸-  زنده باد، تمام عدالتخواهان جهان !

  البته همین شعارها، به زبانهای انگلیسی ، فرانسوی و ها لندی نیزتکرار گردید.

  صد قطعه تاریخچه کوتاه زیر عنوان " هزار ه ها کیها اند ؟ " که زبان نیدرلندی به شکل بروشور مقبول وزیبا از سوی متین خلیلیان طراحی وتنظیم شده بود، به شهروندان عابر بلجیمی توزیع گردید.

   سپس حسین ورسی سخنرانی مفصلی نمود که متن کامل آن در بخش وید یویی این گزارش آمده است. 

رضا واثق قطعه شعری که به ارتباط قربانیان کویته سروده بود به خوانش گرفت. متن کامل این  شعر حماسی وبیدار کننده را در اینجا نقل میکنیم:                                                    

                                                پیغام هزاره


اگرچه زخم ها درساده گی مرهم نمیگردد
مرا درد آشنا ، باشد بلایم غم نمیگردد

به طوفان گو که کوهزادان بسان ببر میغرند
که هرگز قامت این کوهزادان خم نمیگردد


نسیم جاویدان میهنم گر یاورم باشد

دلا پرواز شاهین درهم وبرهم نمیگردد

به هر عصرو زمان هر خالق ما مرد آزاد یست
یقین آزاده مردان محو در ماتم نمیگردد

زخون یوسفی ها رنگ میگیرد بهار ما

بگوباخصم ، از کشتن هزاره کم نمیگردد


مزاری رهبر ملت طلوع صبح آزادی
بود شمع هزاره تابش ما کم نمیگردد


اگر آیند به خشم این ببر های زرد غرجستان
یقینً هیچ طاقت ما نع عزمم نمی گردد


اگر یک جرقهٔ ازخشم آتش زا بپا خیزد
مگوکه کوکبم مصباح در عالم نمیگردد


اگرشرط است خونریزی به عصر صلح وآزادی

که میگوید که این ملت همه باهم نمیگردد


میاور خون ملت را بجوش ای دشمن جاهل

کنم باور که ، دشمن بازبان آدم نمیگردد


به اهل دل بگو واثق هزاره صلح میخواهد
که زخم از انتقام وخون بها مرهم نمیگردد

 

  موسی قاید زاده ، گزارشی از قتل های سیستماتیک مردم هزاره کویته را با ذکر تاریخ واسمای قربانیان ومحل وقوع حادثه، به حاضرین ارائه داشت که در آغاز این گزارش  چنین گفت :

 - تاریخ ۲۵۰ سال افغانستان، تاریخ قتل عامها، تاریخ جنایات وکله منارها ،تاریخ نسل کشی، تصفیه قومی، کوچهای اجباری، تاریخ بردگی وتاریخ ستم های بیشمارغیر انسانی است. تاریخ که با قتل ۵۰۰ نفر هزاره توسط میرویس خان هوتکی در دربار شاه صفوی آغاز میشود ودر دوران سیاه شاه جلاد و خون آشام امیر عبدالرحمن به اوج خود میرسد تا انجاییکه ۶۲ در صد از مردم هزاره در طول هفت سال جنگ و جنایت ، قتل عام شدند وجنایات که شاید در تاریخ منطقه وجهان نظیری آنرا کمتر میتوان یافت. موسی قاید زاده در بخش دیگر از سخنان خویش گفت که :

  - پس از عبدالرحمن در صدسال آخر، تاریخ غمبار وخونین هزاره ها ادامه یافت. اگر شاهی  آمد ویا امیری ویا رئیس جمهوری، همه در هزاره کشی متفق عمل کردند وبطور سیستماتیک نسل کشی هزاره را در افغانستان تداوم بخشیدند. یکی از نشانه های برجسته نسل کشی هزاره ها، کوچی ها است که در این پنج سال آخر به هزاره جات مسلحانه هجوم می آورند به کشتار وغارت مردم هزاره می پردازند. قتل های زنجیره ای وپلان شده هزاره ها در کویته پاکستان نمونه دیگر از نسل کشی هزاره ها است. مردم کویته این وارثان ومهاجران تبعیدی قتل عامهای دوران عبدالرحمن، اکنون دوباره در قرن ۲۱ بطورجمعی نابود میشوند. اما میخواهم با استفاده از فرصت این پیام را به شما بدهم که اگر فریادهای مظلومانه هزاره ها درارزگان وهزاره جات، در گلو خفه شد. وفریاد آنها به گوش کسی نرفت. اما این بار صدای مردم ما خاموش نمیماند هزاره ها در چهار گوشه جهان فریاد اعتراض شان را بلند کرده اند تا این فریاد را به گوش تمام آزاداندیشان، منادیان صلح ودموکراسی و تمامی عدالتخواهان برسانند و بدینسان مقامات پاکستانی وافغانستانی وادار به پاسخگویی خواهند نمود. سپس آقای قاید زاده ، متن گزارش قتل های زنجیره ای هزاره هارا در کویته به خوانش گرفت.

  سپس داکتر رحیم رامشگر، شاعر ، نویسنده ، رئیس کانون فرهنگی امیرعلیشیر نوایی طی صحبت مختصر خود به نمایندگی از برادران ازبک مقیم کشور بلجیم، با تظاهر کنندگان ابراز همبستگی نموده وبه خانواده شهدای کویته اظهار تسلیت کرده و گفت :

   من از سوی برادران ازبک شما موظف بودم تا همبستگی کامل خودرا به شما برادران هزاره اعلام بدارم وما تا اخر در کنار شما خواهیم بود.

  همچنان خانم زهرا جعفری، شهردار شهر نیلی مرکزولایت دایکندی ونخستین شهردار زن در تاریخ افغانستان، پیامی فرستاده بود که در بخش از این پیام آمده است که :

  - من به عنوان اولین شهردار زن در افغانستان که از میان قوم همیشه در تبعیض هزاره ، برخاسته ام، شاهد بیعدالتی ، نقض آشکار حقوق انسانی این مردم محروم ورنج کشیده در افغانستان وپاکستان بوده ام. تا دیروز طالبان در افغانستان سرهای مردم مارا از تن جدا میکرد وگورهای دسته جمعی برای مان میساخت، امروز بنام طالبان پاکستانی، دوباره داستان تلخ دیروز را تکرار می کنند. روزی بنام طالب، روزی بنام تروریست و روزی بنام کوچی، بر مردم هزاره فاجعه می آفرینند. ما کشتار مردم هزاره به هر نام وعنوانی که باشد در افغانستان وپاکستان، محکوم کرده و از جامعه جهانی وسازمانهای حقووق بشری ، اتحادیه اروپا میخواهیم این سکوت مرگبار را شکستانده به ندای مردم ما لبیک بگویند. چون ما هم انسانیم وحق زندگی داریم.

  بعد قطعنامه این گردهمایی اعتراضی به زبان فارسی توسط متین خلیلیان، قرائت گردید. سپس متن قطعنامه به زبان هالندی توسط مسعوده قاید زاده خوانده شد. همچنان متن فرانسوی قطعنامه توسط رضا واثق قرائت گردید. متن انگلیسی قطعنامه را سمیه دوست به خوانش گرفت که بطور کامل در بخش ویدیویی این گزارش آمده است. این گردهمایی اعتراضی راس ساعت ۳ بجه بعد از ظهر خاتمه یافت.

  تذکر:

   متن قطعنامه ، وتاریخچه کوتاه " هزاره ها کیها اند ؟ " به زبانهای انگلیسی ، فرانسوی ، هالندی برگردانی شد وهم گزارشی از قتل های سیستماتیک مردم هزاره در کویته، ترجمه شده به زبان انگلیسی ضمیمه ای تاریخچه وقطعنامه گردیده در میان دوسیه های مناسب قرار داده شد، علاوه برآنکه به نشانی های که در پایان قطعنامه آمده است توسط دونفراز دوستان مقیم بروکسل تسلیم داده شد بلکه به ۲۱ سفارتخانه های کشور های غربی وشرقی اثر گذار در سیاست های افغانستان وپاکستان ، به پارلمان ودولت فدرال کشور بلجیم، تسلیم گردید.

                                                متن قطعنامه

 

قطعنامه گردهمایی اعتراضی جامعه افغانستانی مقیم کشور بلجیم نسبت به کشتار هزاره ها در شهر کویته پاکستان

 کشتارجمعی وهدفمندانه ای هزاره ها در شهر کویته پاکستان، که بانیت تصفیه قومی ونژادی از سوی تروریستان افراطی در طی دوسال آخر به شکل سیستماتیک انجام یافته است، وجدان جامعه بشری را فرامیخواند، تا در برابراین نسل کشی  سکوت را شکستانده وبه کمک مردمی بشتابند که به خاطر هویت نژادی شان بیش از صدسال است که در افغانستان وپاکستان، در معرض قتل عامهای پی درپی قرار داشته و اکنون ترورریستان افراطی در روز روشن حتی با اعلام هویت شان، به کشتار جمعی این مردم بیدفاع، صلح جو و مسالمت اندیش شهر کویته می پردازند.

 ما توجه اتحادیه اروپا، پارلمان اروپا، سازمان ملل متحد، نهاد های حقوق بشری ، جوامع مدنی ، نهادهای ضد تبعیض نژادی، دولتهای پاکستان وافغانستان، وجدان عمومی بشری را به این کشتار های زنجیره ای جمعی وجنوساید علنی تروریستان در کویته پاکستان جلب نموده وبه خاطر این تسویه نژادی وپاکسازی قومی در کویته پاکستان هوشدار میدهیم، تا دیر نشده از بروز یک فاجعه گسترده ای نسل کشی جلوگیری به عمل آید. از اتحادیه اروپا تقاضا داریم تا بردولت پاکستان فشار وارد نماید که به عنوان یک دولت مسئول به هر شیوه ای که ممکن باشد جلو کشتار بیرحمانه هزاره هارا درشهر کویته  بگیرد. 

 ما ضمن تقبیح عاملان افراطی کشتار جمعی هزاره ها در کویته پاکستان، از اتحادیه اروپا و کمیسیون های سیاستگذار این اتحادیه با اعتبار، موارد ذیل را تقاضا می نماییم:

 ۱- ما در حالیکه قتل وکشتار سازمان یافته  هزاره ها رادر کویته پاکستان، یک تراژیدی انسانی ودر تناقض با وجدان بشری دانسته وشدیداً تقبیح میکنیم، از تمام دولت های اروپایی ونهادهای حامی دموکراسی، عدالت وحقوق بشری این کشورها میخواهیم که برای توقف کشتار هزاره ها در کویته از هیچ مساعدتی دریغ ننمایند.

 ۲ - ازدولت پاکستان تقاضاداریم که به عنوان مسئول اداره وامنیت شهروندان شان، با تروریستان از در مسامحه وگذشت پیش نیامده ، بلکه برای جلوگیری از فجایع گسترده، با آدم کشان متعصب برخوردجدی نمایند. درغیر جلوگیری از این کشتار سیستماتیک هزاره ها، دولت پاکستان همسویی خودرا با تروریستان به ثبوت میرساند.

 ۳ - از اتحادیه اروپا، سازمان ملل متحد وتمام ارگانهای مسئول وسیاستگذار کشورهای دموکراسی ، تقاضا میکنیم که به این کشتار جمعی شهروندان بیگناه پاکستان توجه نموده و علاوه بر آنکه دولت پاکستان را به در راستای حفظ جان شهروندان شان متوجه مسئولیت هایش بسازند، بلکه پیامدهای فاجعه بار این کشتار های گروهی بیرحمانه را نیز به دولت پاکستان گوشزد نمایند. چون تداوم این نسل کشی آگاهانه، میتواند کل منطقه را به سمت یک بحران عمومی هدایت نماید.

 ۴ - تا کنون هیچ یکی ازاین تروریستان وقاتلان اتنی هزاره در پاکستان، بازداشت نشده ومورد تحقیق قرارنگرفته است. در حالیکه اکثریت این کشتارهای جمعی در نزدیکی پوسته های پلیس ایالتی پاکستان انجام یافته است. بناً از اتحادیه اروپا تقاضا داریم تا از سوی خود ویا از طریق سازمان ملل متحد ، به زودترین وقت ممکن، " هیئت حقیقت یاب" راتشکیل داده ونتایج تحقیقات شان را در معرض افکار عمومی قرار بدهند.

  ۵ - از اتحادیه اروپا، به عنوان یک نهاد معتبر جهانی تقاضا میکنیم که به خاطررسیدگی به مشکلات اتنیکی هزاره ها در افغانستان ، پاکستان وایران، تحقیقات لازم را روی دست گرفته وراهکارهای عملی را مطرح نماید تا از بروز متداوم کشتارجمعی، آزار و اذیت این مردم به خاطر هویت نژادی شان، دردنیای متمدن امروز، جلوگیری شود.

  اصل قطعنامه  به :

 اتحادیه اروپا

کاپی به :

پارلمان اروپا

دفتر نمایندگی سازمان ملل متحد مقیم بلجیم

سفارت پاکستان مقیم بلجیم

سفارت افغانستان مقیم بلژیک

سازمان امنیستی انتر نشنل

کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد

                                      جامعه افغانستانی مقیم کشور بلجیم

                                               متن تاریخچه مختصر

                                             هزاره ها کیها اند ؟

هزاره ها یکی از چهار قوم بزرگ افغانستان است که بیشترین نفوس آن در مرکز، شمال وغرب افغانستان سکونت دارند. هزاره ها از ۳۲ ولایت افغانستان در۲۲ ولایت این کشورزندگی می نمایند. نفوس هزاره ها در حدود شش میلیون نفر تخمین زده میشود. ( چون تا هنوز در افغانستان سرشماری معیاری نفوس صورت نگرفته است ) هزاره ها یکی از ساکنان بومی افغانستان شمرده میشود که بنا برشواهد تاریخی واسناد کتبی مورخان شرق وغرب، هزاره ها در حدود ۱۵۰۰ سال قبل از میلاد در افغانستان سکونت داشته اند وپس از آن درکلیه تمدنهای بزرگ منطقه، نقش محوری بازی کرده اند. چنانچه  ۲۰۰۰سال قبل بت های بزرگ ۵۲ متری و۳۲ متری بامیان توسط این مردم ساخته شد که هزاران زایر و سیاح از مناطق شرق وغرب دنیا در بامیان آمده وازاین آثار با عظمت دیدن میکردند. سرانجام به خاطر اضمحلال آثار تمدنی هزاره ها، طالبان در سال ۲۰۰۱ میلادی هردو مجسمه های باعظمت بودارا منفجر کردند. درآن دوران سرزمین هزاره ها در چهارراه تمدن شرق و غرب " جاده ابریشم "  قرار گرفته بود.  وهمه روزه دهها کاروان تجارتی وارد بامیان میشدند ودهها کاروان دیگر به سمت کشورهای غربی وشرقی حرکت میکردند. تا اواخر قرن ۱۸ میلادی، سرزمین هزاره ها قلمرو وسیعی از خاک افغانستان را در برمیگرفت واین مردم جغرافیای گسترده ای از شمال ، غرب ومرکز افغانستان را در اختیار داشتند. کل مساحت افغانستان که اندکی بیش از ۶۵۰۰۰۰ کیلومتر مربع است، سرزمین هزاره ها به۲۵۰،۰۰۰ کیلومتر مربع میرسید. اما ازاواخر قرن ۱۸ واواسط قرن ۱۹ میلادی به دلیل سیاست تبعیض آمیز نسبت به هزاره ها،این جغرافیای وسیع به ۱۵۰۰۰۰ کیلو متر مربع تقلیل یافت.( حدود ۱۰۰ هزار کیلومتر، زمینهای حاصل خیز که قلمرو هزاره ها را تشکیل میداد با جبر تصاحب گردید. ) وباقی سرزمین هزاره ها، به قطعات کوچکی تقسیم واز بدنه اصلی اش جدا گردید.

  یک از شاهان مستبد افغانستان بنام امیر عبدالرحمن، تصمیم گرفت که کل هزاره ها را در افغانستان بطور جمعی نابود نماید. بناً او با ۱۲۰۰۰ قوای نظامی و قوتهای اجیری تا دندان مسلح،در سال ۱۸۸۴ میلادی بالای هزاره جات حمله نمود. این جنگ که مدت هفت سال ادامه داشت منجر به نابودی فزیکی ۶۲ درصد نفوس هزاره هاشد وقلمرو وسیع از این مردم در اختیار قوم پشتون قرار گرفت. دهها هزار نفر از مردم هزاره به کشورهای همسایه مثل ایران، هندوستان تبعید و فراری شدند. چنانچه که هزاره های کویته پاکستان، همان تبعیدیان دوران امیر عبدالرحمن است که در هندوستان آن وقت وپاکستان امروزی ساکن شدند. ازطرف امیر عبدالرحمان رسماً بردگی هزاره ها اعلان گردید، و هزاره ها در بازار های کابل وهندوستان، ازسوی برده داران به فروش میرسید ودولت از فروش آنها مالیه اخذ می کرد. متاسفانه که پس از آن در مقطع های مختلف نسل کشی هزاره ها ادامه یافت که در دوران طالبان، این نسل کشی در کابل، مزار شریف، بامیان ویکاولنگ به شدت تمام عملی گردید. اما هزاره ها پس از سقوط طالبان وحضور جامعه جهانی، در تمام انتخابات شرکت فعال داشته و شرکت زنان هزاره بیش از مردان هزاره در انتخابات بوده اند.سرزمین هزاره ها امن ترین منطقه ای بوده که در این دهسال حتی یک مورد از ترور وقتل در این مناطق دیده نشده است. اما متاسفانه با تمام این روش های دموکراتیک، مسالمت آمیز و مدنی این مردم، سیاست تبعیض آمیز نسبت به هزاره جات ادامه داشته وسرزمین این مردم بطور آگاهانه از بازسازی محروم نگهداشته شده اند. علاوه برآن برای تداوم نسل کشی هزاره ها از ۵ سال بدینسو، کوچی های مسلح پشتون تبار، به حمایت حلقات معین دولتی به هزاره جات یورش می برند وبه کشتار وتاراج خانه های مردم صلح جوی هزاره می پردازند. اکنون در کویته پاکستان عناصر تند رو وهزاره ستیز از مدتی قریب به سه سال است که بطور علنی به نسل کشی هزاره ها ادامه میدهد وتاکنون حد اقل ۱۵۰۰ نفر در مقاطع مختلف با کشتار بیرحمانه جمعی مواجه شده اند. وما امروز به خاطر محکوم نمودن این نسل کشی به خیابان آمده ایم تا صدای این قربانیان را به گوش اتحادیه اروپا، جامعه جهانی وتمام انسانهای که به  دموکراسی ،حقوق بشر وعدالت باوردارند، برسانیم.

                                 جامعه هزاره مقیم کشور بلجیم

                  

                                                    گزارش تصویری

 

 

گزارش ویدیویی

 

(گرفته شده از سایت جمهوری سکوت  )توسط علی رضا مظفری 
  نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390ساعت 19:8  توسط علی رضا مظفری   | 
 

فرارسیدن عید سعید قربان را به تمام مسلمانان جهان، مردم مسلمان افغانستان، تمام مهاجرین که دور از وطن در کشور های دیگر زندگی میکنند و  بخصوص خدمت خواننده گان

( اندیشه نور  ) تبریک شاد باش عرض می کنم

الها! در این عید
به ما عشق خالص بسان منا!
تشخیص شعور از شعار بسان مشعر!
معرفت حقایق از اباطیل انگاری بسان عرفات!
واقعیت محض از انگاره‌های خودساخته!
تسلیم محض به پیشگاه باری!
عـنـایـت فـرمـا!

 

عید سعید قربان؛
عید پاکی‌ها از رذالت‌ها!
عید صداقت و اخلاص تا کوی دوست!
عید محبت، تواضع و تسلیم به فرمان معشوق!
عید عبودیت، پرستش و کرنش واقعی در آستان جانان!
عید راز، رمز، دلدادگی و افتادگی در دامن بی‌منتهای معشوق!
عید عشق، ایثار و فداکاری خالی از تزویر و ریا تا ایصال به محبوب!
عید تشخیص حقیقت از تزویر، صداقت از ریا و خودشناسی از خود انگاری!
عید تشخیص پرستش خالص دوست از پرستش آمیخته به تزویر و ریا!
عید تشخیص پارسایی ناب و خالص از زهد انگاری و تجملی!
بر دوستان گرامی، راهیان کوی دوست و عاشقان دلباخته!
و بر دلـدادگـان قـربـانی قـربـانـگـاه عشق!
مبارکباد!
الها! در این عید
به ما عشق خالص بسان منا!
تشخیص شعور از شعار بسان مشعر!
معرفت حقایق از اباطیل انگاری بسان عرفات!
واقعیت محض از انگاره‌های خودساخته!
تسلیم محض به پیشگاه باری!
عـنـایـت فـرمـا!
آمین رب العالمین!

علیرضا مظفری
  نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آبان 1390ساعت 16:11  توسط علی رضا مظفری   | 
محمد جواد مظفری

با سلام خدمت همه دوستان و مخصوصا خدمت برادر گرامی ام حاج اقای مظفری و تمام دوستان و خوانواده

تولد محمد جواد  را  برای پدر ^و مادرش ^ پدر و^ مادرکلانش ^و عمو ها^ و عمه ها ^و تمام دوستان و وابستگان محمد جواد
 از طرف خودم علیرضا مظفری  ^فرشته زهرا ^محمد علی مظفری ^و مادرش  تبریک و خیر مقدم عرض داشته

و برای محمد جواد هم عمر طولانی با سلامتی کامل و برای خوانواده  ایشان فرزند سالم و صالح از خداوند خالق که مهربان بر مخلوق اش  است خواسته و خواهانم

امید وارم این  پیام کوتا از طریق دونیای مجازی بمناسبت تولد محمد جواد  مورد قبول شما و خوانواده قرار گیرد

یقینا تشریف اوری  محمد جواد در مجع خوانواده  باعث سرور و شادمانی همه خوانواده و دوستانش می باشد
لذا تشریف اوری  محمد جواد در عالم هستی  برای تمام دوستان  خیر مقدم عرض می کنم 
 
ارادتمند همه دوستان علیرضا مظفری ( بلجم )

  نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آبان 1390ساعت 14:33  توسط علی رضا مظفری   | 

 

  نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آبان 1390ساعت 20:56  توسط علی رضا مظفری   | 
نگاهی گذرا بر این نوع همایش و سمینار ها در جاغوری
موضوع: همایش --- چشنوارها یکشنبه بیستم شهریور 1390 15:55
سلام دوستان این گزارش نیز از سایت 

جاغوری یک خدمت شما تقدیم شد

در گذارش قبلی عرض کردم  که روز جهار شنبه گذشته دو تا سیمنار در یک روز در جاغوری بر گذار شد یکی قبل از ظهر سمینار دين و زندگي (دين و دينداري ، در عصر جديد) كه ظاهرا سالهاي گذشته نيز شاهد برگزاري آن در ولسوالي جاغوري كه توسط عده از طلاب جاغوري مقيم حوزه علميه قم بوده ایم دومی بعد از ظهر در مسجد جامع حضرت رسول اكرم (ص) سنگماشه بنام غزنی شناسی برگذار گردید .

در جلسه قبل از ظهر اغلبا علما ، بزرگان منطقه ، اساتيد مكاتب ، متعلمين و همچنان جوانان و نوجوانان اعم از مرد و زن ، همچنان در جريان جلسه محترم ظفر شريف ولسوال جاغوري دگروال اسدالله خان قوماندان امنيه و جمع از عضاي پرسونل شان حضور بهم رسانيدند

 موضوعات كه در جلسه امروز در مورد دين و زندگي - (دين و دينداري ) و مقالات که در این مورد خوانده شد بسيار مختلف بود مانند، دين و تغيرات اجتماعي ، دين و رسانه ها ، دين و زندگي و عوامل كه در اجتماع نقش دارد ، دين و حقوق بشر، دين و تساوي حقوق مرد و زن . اينها موضوعات بود كه در متون مقالات  تعداد از علما محترم  و طلاب حوزه علميه قم ديده می شد.

همچنان بعد از ظهر همان روز  سمنار دیگر در مسجد حضرت رسول اكرم (ص) داير گرديد كه موضوع آن در رابطه به  غزني شناسي بود.؟!!!

در مراسم قبل از ظهر و بعد ازظهر  تعداد زياد مقاله قرائت گرديد.  هر مقاله خوان به تعداد بيش از 30 صفحه مقاله آماده ساخته بودند . بنا به كمي وقت چكيده هاي مقاله خود را به شكل روخواني برای حضار قرائت می کردند. در مراسم امروز براي هر مقاله خوان ده دقيقه در نظر گرفته شده بود اما مقاله خوانان به 20 الي 25 دقيقه به خواندن مقاله شان ادامه مي دادند . مراسم بسيار طولاني اين همايش زره ای حال که مردم داشتند آن را نیز گرفت . مراسم از ساعت 9 صبح آن روز شروع گرديده  و تا ساعت 6 بعد از ظهر همات روز ادامه داشت .

اما نگاهی گذرا بر این نوع همایش و سمینار ها در جاغوری

۱- در این سالهای اخیر این نوع  سیمنار را آنهم بعد از تشزیف فرمای دوستان از قم مد شده است و گاه گاهی شاهد بر گزاری  آن هستیم . معمولا این نوع سیمنار در دنیا به منظور خاص بر گزار می گردد . حال منظور دوستان هرچه باشد با توجه به وضعیت که من دیدم دست رسی به آن کمی دشوار خواهند بود اگر نگویم  غیر ممکین است . مگر اینکه منظور غیر متعارف برای آن در نظر بگیرم که خود کاری درشان و منزلت آقایان نخواهند بود .

۲ - حال که فرض بگیریم این نوع سیمنار ها لازم باشد حتما دو سیمنار در یک روز لازم نیست  دوستان سعی کند نظیر این برنامه ها را با برنامه منظم  ومتنوع  تر ارائه بدهند . در ضمن اوقات مردم را نیز در نظر بگیرند چندین ساعت مردم را نگهداشتن از کمیت کار شان می کاهد مردم خسته می کند .

۳ - متحوای مقالات ضمن اینکه خوب بود اما بسیار با الفاظ و لغات های که برای مردم قابل فهم باشد وجود نداشت . گو اینکه در بکار بردن نظیر این الفاظ با هم رقابت داشتند . اگر دوستان محتوای این مقالات برای مردم در نظر گرفته  بود خوب بود آن محتوا ساده و کاربردی تر در اختیار مردم قرار می گرفت . ولی اگر برای عرض اندام  و . . . برای خود شان بود  بازم این کار لازم بود . جون مردم  از آن جای که چیزی از صحبت های دوستان به خوردش نرفت  ودست گیرش نشد از فضل واظهار علم شان نیز سر در نیاورد. در عوض جلسه طبیعتا کسل کننده و ومردم خسته بنظر می رسید .

۴ - جمع کردن مردم عادی از کوچه بازار تحت عنوان سیمنار و طرح کردن  مسایل که حتی برای بسیار شرکت کننده ها نامفهوم و ما متناجس است فکر می کنید چه ضروت  می تواند داشته باشد ؟!!!

بجای این نوع سمینار ها دوستان در فکر کار های عملی کار بردی باشد که از دست دوستان بر می اید و برای مردم منطقه خدمت به حساب خواهند امد :

الف : دوستان وقتی در منطقه تشریف می اورند سعی کنند با برنامه از قبل تعین شده آنهم کاربردی وعملی روی دست داشته باشند . تا در منطقه تشریف دارند مشکلات منطقه را در نظر بگیرند بیشتر وقت خود را روی مشکلات منطقه و راه حل های آن متمرکز کند . بیبینید ه چه کاری از دست شان بر می می ایند  و در جه حوزه می تواند گره از مشکلات مردم بگشایند .

ب : در پایان ضمن اعلام امادی همکاری برای رفع آن مشکل ، برای سال آینده امادگی جدی تر گرفته در قالب گروه های مشخص در طول سال ، این فعالیت شان را داشته باشند نه در قالب دو سیمنار کلیشه ای در یک روز . که خود شان متوجه نشدند چه کردند .

ج : آنچه که ما فکر می کنم از دست دوستان ما بر می اید کمک به نظام آموزشی جاغوری است  جاغوری درست است از لحاظ اموزشی فی الجمله رشد کرده است ولی بیاد داشته باشیم  که کیفیت اموزش در منطقه نا امید کننده است . این مطلب در قبول شدگان در رشته عالی به خوبی می تواند مشاهده کرد . معلمان مکاتب با سبک روش تدریس آشنا نیستند که بماند بلکه امادگی علمی لازم را برای تدریس نیز ندارد . گیله هم نیست . ما شرایط بسیار بدی  را پشت سر گزرانده ا یم . چندین سال جنک همه جیز را از ما گرفت . وقتی ان رسیده دوستان در رشته تخصص خود شان فکری بحال مردم و معارف جاغوری بکند .

۵ - دوستان تا فرصت دارند در جاغوری هستند بجای سیمنار کذای جلسات با مسولین ذیربط و معارف جاغوری داشته باشد . تا ضمن در جریان قرار گرفتن مشکلات آنها زمینیه همکاری لازم را فراهم نمایند . کار های که از دست شان بر می آید برای مسولین باز گو کنند . و در پایان در یک اجلاس عمومی حتما این مسایل را به اطلاع عموم مردم برساند تا مردم در جریان امر قرار گرفته زمینه این کار بیش از پیش مساعد تر گردد .

۶ -  دین دینداری درعصر جدید موضوعات است بسیار زیبا . جون عصر جدید مصایب و مشکلات خاص خود  را دارد و متاسفانه هر چند بعد از مدتی خبر های راست دروغ  ثمره عصر جدید و تکنولوژی روز را ، می شنویم . تلویزون ماهواره موبابل اری موبایل و ... عجب خوره شده بجان مردم افتاده است.  متاسفانه جوامع فقیر فقط از جنبه های منفی تلکنولوژی عصر جدید بهره می گیرند . این ها زنک خطر است برای شما دوستان عزیز که دین و دینداری را در عصر جدید می خواهید سرور سامان بدهید .

۷ - دیگران به طور شبانه روزی در خانه های مردم از طریق همات ابزار الات عصر جدید نفوذ کرده و فعالیت می کند و شما در قالب دو سیمنار در یک روز می خواهید مشکل دین دینداری در عصر جدید را حل کنید . و انگهی بگذارید کلمات و واژه ها نظیر سیمنار به همان سنگینی خود محفوظ بماند. کاری این واژه ها بیچاره را بین برو بچه های محل نکشانید . حال یک شخص در یک زمان پیدا شد یک کاری نسجیده ای کرد دلیل نمی شود شما آن را ادامه بدهید تکرار کنید .  شما طرح نو در دراندازید . و ابتکار جدید روی دست بگیرید . وگر نه عر ... 

در پایان ضمن خوش آمد گوی به  عزیزان به سرزمین ابای شان جاغوری زیبا ،  ارزوی سلامتی وموفقیت آن عزیزان را در موارد مطرح شده داریم  امید که تا زمان که در جاغوری تشریف دارند به شما دوستان خوش بگزرند  که حتما  اشنالله خوش خواهند گذشت .

مقاله هاي زياد در اين مراسم به خوانيش گرفته شد اما يكي از مقاله ها توجه بنده را به خود جلب كرده  بود  متاسفانه در موقع ضبط متوجه نشدم  که مقاله از چه شخص بود  به هرصورت این شما این مقاله :

 غزنی؛ پایتخت تمدن اسلامی یا شهری در  کام جنگ؟

همه می دانند که قرار است غزنی در 2013 میلادی به عنوان مرکز تمدن اسلامی معرفی  شود و شايد نياز به توضیح  در اين مورد نباشد چون شايد تا حالا صدها مطلب در اين مورد خوانده باشيد و اين را هم  همه می دانند که غزنی از نا امن ترین ولایت های کشور است.

نا امن بودن غزني را  دولت ، نهادهای امنیتی و ما نیز می دانیم. اما چه می شود کرد؟ این روز ها دولتی ها هم دست شان جای دیگر گیر است.

آقای کرزی جنجال های  پارلمان را حل کند ؟ یا در پی صلح با برادران برادرکُش باشد؟ يا برای برگزاری جرگه آمادگی بگیرد یا برای شرکت در کنفرانس بن دوم؟ كه قرار است در ماه دسمبر برگذار گردد . جنجال های انتقال مسئولیت امنیتی و کارهای خورد و ریزه ی دیگر باشد سر جای خودشان.

 از حق نگذریم، بیچاره مصروفیتش خیلی زیاد است؛ یک سر و هزار سودا! کي می تواند به این همه رسیدگی کند؟ اداره کردن یک کشوری که در ردیف نا امن ترین و فاسد ترین کشور های جهان است، کار سختی است. غزنی که یک ولایت است و بر علاوه والی دارد، فرمانده امنیتی دارد و ...

این روزها اگر خبری از غزنی بشنویم، فقط حرف و حدیث از کشتن است و انتحار و انفجار. مردم نیز با این چیزها عادی شده اند. گوش های شان نیز به صدای این ها عادت کرده اند. دیگر شاید صدای مهیب انفجاری در دل شب خواب را از چشمان کودکان شهر نمی رباید.

طالبان مسلح- خصوصا از طرف شب- آزادنه در حاشیه های شهر می گردند، بدون این که کسی حتي بخواهد مزاحم شان شود، در خارج از شهر که اصلا از دولت و پولیس و نیروهای امنیتی خبری نیست، چندین ولسوالی غزنی هم که از اداره ی دولت خارج است، شاید هیج روزی را بدون درگیری و برخورد نیروهای امنیتی با مخالفان نداشته باشد و ...

 همه ی این ها دست به دست هم داده اند تا از این پایتخت تمدن اسلام در 2013، پایتخت نیروهای ضد دولتی در سال2011 را بسازد.

تغییری که در سیمای شهر می بینیم، این است که در هر ده قدم یک پولیس آماده ی نبرد ایستاده است. پای مصالح کلان ملی در میان است؛ مصلحتی که به قول شریعتی همواره برگرده ی حقیقت نواخته می شود و حقیقت ها را کتمان می کند. در افغانستان حقیقت متروک است، پس نباید پشت کشته شدن این و آن و مردم بی گناه بود و یا این که چرا فلان شهر نا امن است.

 مردم افغانستان به دادنِ از این قبیل قربانی ها عادت کرده اند. سیاست بازی های سیاست مداران خردمند مان اگر از مردم قربانی نگیرند پس از کي بگیرند؟ !!! مردم چه دل شان بخواهند و چه نخواهند، رییس جمهور شان دنبال خواسته های خود است و در پی رسیدن به روءیایی که برایش ترسیم کرده است. دولت تصمیم دارد هر طور شده با مخالفانش صلح کند، فرقی نمی کند این صلح به چه قیمتی بدست می آید؛ با سربریدن ها، قتل های وحشیانه، دزدی و غارت ویا هرچیز دیگر. فقط باید صلح کرد!

پس در این شرایط نمی شود از بازسازی شهر، احیانا آثار تاریخی و آمادگی برای سال 2013 و حرف های از این قبیل گفت. باید به چیز های کلانتر از این ها فکر کرد. در شرایط فعلی لازم نیست کارهای ناکرده ی دولت را به رخش بکشیم و بگوییم که در غزنی کاری نکرده است و یا بگوییم چندتا سرک در غزنی نیمه کاره مانده است، یا ساختمان چند مکتب چندین سال است که بدون سقف و بی در و پیکر مانده اند! و ده ها مورد دیگر.

این جا گرچند گوش کسی بدهکار این حرف ها نیست، اما نباید نادیده گرفت. با وضعیتی که اکنون در غزنی جریان دارد، نمی شود حدث  زد که در سال 2013 چه کسی از مهمانان خارجی در پایتخت تمدن اسلامی پذیرایی خواهد کرد؟ طالبان یا دولت ؟ 

 تا گزارش بعد التماس دعا

 

  نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390ساعت 19:7  توسط علی رضا مظفری   | 
سلام دوستان این گزارش گرفته شده از سایت جاغوري یک حدمت شما تقدیم شد

چهارمین دور همایش علمی” دین و زندگی و دومین پیش نشست ملی غزنی شناسی “ ديروز چهار شنبه مورخه ۱۶/۶/۹۰ با حضورعلما ، طلاب ،اساتید ، جوانان و نوجوانان، فرهنگیان و مردم فرهنگ دوست جاغوری از سراسر ولسوالي جاغوري  درمسجد جامع حضرت رسول اکرم (ص) سنگماشه مركز جاغوری برگزار گردید .

این همایش که با همت جمع از طلاب حوزه علميه قم  با هدف اشنایی بییشتر مردم به دین و اثرات آن در زندگی و اجتماع دایرگردیده بود ، مقالات علمی و در رابطه با دین و زندگی ارائه شد. هرکدام چکیده ازمقالات انتخابی شان را به خوانش گرفته و ازطرف دانشمندان و علما و مردم که دراین همایش حضورداشتند ستایش گردید.

در این مقالات مولفین با اشاره به اینکه انچه وجود دین را در زندگی انسانها ضروری می سازد نیاز انسان به دین است گفتند : دین امده است تا کارگزاران و مدیران را تربیت نموده تا انان با تربیت دینی ، زندگی را در مسیراصلی ان جهت دهی نماید. انان نقش و اهمیت دین در زندگی را مانند نقش اب نسبت به بقا و ادامه حیات بشریت عنوان کردند. به گفته انان همانگونه که اب پاسخی به تشنکی انسانهاست دین نیز پاسخی به نیازهای اساسی انسان است. چراکه این امرفطری و دارای ارزش ذاتی است .

دین شیوه زندگیست وانسانها بدون داشتن یک متد وروش بسختی میتوانند به زندگی خود ادامه حیات بدهند. دین وتربیت دینی واسلامی راه را برای زندگی سالمترفراهم می سازد.به گفته پژوهشگران وعلمای حاضردر همایش  نقش دین وزندگی ، دین مقدس اسلام با دستورات الهی خویش کارگزاران را تشویق میکند به اینکه عواملی چون فرهنگ ، علم ، کار وتلاش و اموزش را درخود ایجاد کرده و زندگی را مطابق با فطرت و دین مقدس اسلام تنظیم کنند. که همانا این زندگی این چنینی سرانجامش سعادت دنیا و اخرت است.

همچنین دومین پیش نشست ملی غزنی شناسی  با هدف تحلیل و بررسی غزنی نیز بعد از ظهر همين روز در تايم دوم برگزار گردید. شهر غزنی  درسال 2013  بنام پایتخت فرهنگی جهان اسلام معرفی شده دوستان در تلاش اند تا زمینه ای این کار را از لحلظ فرهنکی فراهم نمایند و در این راستا پیش نشست های را در دستور کار خود قرار داده است .

در دومین پیش نشست  مقالات و دست نوشته های تحلیلی دانشمندان ارائه گردید. این همایش ازسوي  مجمع علما وطلاب جاغوری ، و مجتمع دینی و فرهنگی مركز جاغوري برگزار شد.

شرح بشتر  اين همايش در گزارش بعد انشاء الله 

تا آماده شدن گزارش التماس دعا

مومن زاده مركز جاغوري

  نوشته شده در  جمعه هجدهم شهریور 1390ساعت 17:18  توسط علی رضا مظفری   | 
اظهارات هما سلطانی مبنی بر هیئهت صلح از طرف ملا محمد عمر

مصاحبه ویدیوئی خانم هما سلطانی  در تلویزیون طلوع گرفته شده از سایت (هزاره نت ورک)

متن این مقاله از وب سایت (جمهوری سکوت)

گرد اورنده در وبلاک ( اندیشه نور ) علیرضا مظفری

اگر مائیل هستید مصاحبه ۵۰ دقیقه خانم هما سلطانی را ببینید و بیشنوید روی این عکس خانم هما سلطانی  کلید  فرمائید

Mullah Umar is in conctac with me - Afghan MP Huma Sultani 

آیا فکر کرده اید که اگر گفته های این خانم راست برآمد، چه ضربه ای را به پیکر تحریک طالبان وارد نموده است؟ و مهمتر از همه به فرهنگ شخصیت پرستی سنتی پشتونها! اینکه طالبان (پشتونها) به رهبری کسی گردن نهاده اند که خود سواد کافی سیاسی نداشته و عاشق و اسیر یک طرحی نامعلوم صلح میگردد که از سوی یک کارمند دولت فعلی ترتیب گردیده است (و مخصوصاً که این کارمند هم یک زن است که در قالب فرهنگ طالبانی اصلاً جایی ندارد)...

آیا فکر کرده اید که اگر گفته های این خانم راست برآمد، چه ضربه ای را به پیکر تحریک طالبان وارد نموده است؟ و مهمتر از همه به فرهنگ شخصیت پرستی سنتی پشتونها! اینکه طالبان (پشتونها) به رهبری کسی گردن نهاده اند که خود سواد کافی سیاسی نداشته و عاشق و اسیر یک طرحی نامعلوم صلح میگردد که از سوی یک کارمند دولت فعلی ترتیب گردیده است (و مخصوصاً که این کارمند هم یک زن است که در قالب فرهنگ طالبانی اصلاً جایی ندارد).  گر چه این مساله خیلی واضح هم نیست که چگونه ملا عمر تن به قبول این طرح نامعلوم داده است ولی از جریان مصاحبه چنین بر می آید که او بعد از اینکه از خانم سلطانی در قسمت تطبیق این طرح تضمین لفظی گرفته است، به تطبیق این طرح موافقت کرده است. مرد یک چشمی که قهرمان و الگوی مسلمانان واقعی (قرون وسطایی) برای پیروان یک تحریکی است که در منطقه برای تقریباً دو دهه دهشت و ترس را حاکم ساخته است، چگونه تن به قبول یک طرح نامعلوم از جانب یک زن مینماید (من به حرمت زن احترام دارم، و مقصدم از مطرح کردن نام زن فقط بخاطر حساسیتی است که از جانب طالبان نشان داده شده است)؟ از سوی دیگراین خود ثابت میکند که چگونه یک فرد عادی از جانب استخبارات منطقه به رهبری یک قوم و تحریک اسلامی برگزیده میشود؟ آیا این شرم بزرگ نیست که عرصه سیاسی یک کشور دستخوش مداخلات و بازی های شرم آور یک سازمان استخباراتی کشور همسایه گردیده است؟ آیا طالبان هنوز هم سر شانرا بلند باید نگه دارند و افتخار غیرت افغانی و اسلامی را نمایند که در راه آزادی کشور و اسلام مبارزه مینمایند؟ نتیجه انتخاب یک ملای عادی از مسجد کوچکی در قریه سنگهسار قندهار به رهبری یک قوم این چنین ذلتی دارد! بنظر من این زمانی است که باید طالبان دست از مزدوری اجانب بردارند و به خواست تمام ملت سر نهند. وقتی مقام رهبری شان به این سویه خورد و حقیر میگردد که پنهان از دیگر طلبه های کرام! دست به دامان کرزی میبرد و آنهم از طریق یک خانم که خود در دولت آقای کرزی ایفای وظیفه مینماید. به نظر یقین که این تفی است به ریش ملا عمر و تمام طلبه های که از او حمایت مینمایند!

همچنان از جریان این مصاحبه معلوم میگردد که شخص رییس جمهور، سازمان استخبارا ت و نیروهای امنیتی از روبرو شدن با جناب ملا عمر سخت هراسان استند. شورای عالی صلح هم که مصارف و بودجه اش از دو صد ملیون دالر تجاوز نموده است و در راس اجندای شان باز کردن راه مذاکره و مصالحه با طالبان قرار دارد، متعجب شده اند که چگونه با این مساله برخورد نمایند. اگر دفعتاً اظهارات خانم سلطانی حقیقت یافت، خرچ نواسه و کواسه شانرا چگونه تضمین نمایند؟ اگر این آقای ملا عمر اینگونه مستقیم آمد و با آقای کرزی در ارگ ریاست جمهوری نشست و به اصطلاح باهم جور آمدند، دیگر گلیم شورای صلح را جمع کرده فکر کنیم. اعضای این شورای عالی صلح که به راست و دروغ قضیه و کوچک بودن و حقیر بودن اشخاص مورد نظر شان کاری ندارند، آنها فقط در غم نان و آبی استند که از طریق این شورای نام نهاد بدست میاورند. این بازی هم تفی است به ریش این صاحب نظرانی که سرگردان دنبال ملا عمر میگشتند و حالا که وی پیدا شده است حیران استند که با او چه کنند؟

این بازی سیاسی (چه واقعیت داشته باشد و یا دروغ بیش نباشد) یک چیز را به اثبات میرساند که در کشور ما گوش تمام سیاسیون که در عرصه سیاست فعلی نقش بازیگری را دارند، بدست استخبارات کشور های منطقه و جهان است که هر وقت به اراده خود آنها را میکشند و تاب میدهند (حساب یکعده معدود از سیاستدانان واقعی و وطندوست جدا از اینهاست). وای به حال ملت زار و نزار ما که دستمایه این خاینان ملی را نیشخوار میکنند!

گرد اورنده در وبلاک ( اندیشه نور ) علیرضا مظفری

  نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مرداد 1390ساعت 17:22  توسط علی رضا مظفری   | 
جاغوری این روز ها                                

سلام دوستان این گذارش گرفته شده از جاغوري یک

موضوع: ولسوالی جاغوری شنبه هشتم مرداد 1390 10:4
سلام دوستان

 چه شود ای گل نرگس با تو دیدار کنم - جان و اهل و هستی ام بر تو گرفتار کنم؛

روزه ی هجر تو از پای بینداخت مرا - کی شود با رطب وصل تو افطار کنم

 حلول ماه مبارک رمضان، ماه نزول وحی الهی ، بهار قرآن ، ماه عبادتهای عاشقانه

نیایشهای عارفانه و بندگی خالصانه را به شما یاران و دوستان تبریک عرض میکنم .

اما جاغوری این روز ها  

آخرين روز هاي فصل توت و زردالو در سنگماشه

 احساس كمبود آب قبل از چله تابستان در جاغوري

اين روز ها جاغوري شلوغ تر از حد معمول است مردم و فرزندان اين مرز و بوم از كشور هاي مختلف به زادگاه شان برگشته اند . مراسم هاي جشن عروسي و شرني خوري ها نیز حکایت از حضور گرم این عزیزان دارند . جرا که معمولا اینگونه مجالس که رد پای دوستان خارج از وجود داشته با آب تاب بیشتر برگزار می گردد . همه سعي ميكند قبل از رسيدن ماه پر بركت رمضان مراسم عروسی هاي شريني شده خود را بزگزار كند و بعضي ها هم سعي دارند تا قبل از ماه مبارك رمضان عروس بگيرند . و تعدادی دیگرنیز نه برای عروسی بلکه برای دیدن دوستان وفامیل به جاغوري آمده است در ضمن این فصل از سال را اتخاب کرده اند تا از توت ، زردالو و ميوه هاي جاغوري زیبا نیز استفاده نمايند.

جاغوری در این فصل از سال معمولا پر جمع جوش به نظر می رسند  جون توت و زردالو ومیوه های دیگر  به نوع خود این سفرها را به ياد ماندني تر کرده است .  سال هاي قبل شاهد جمع جوش مردم از اكثر نقاط جاغوري و ولسوالي هاي همجوار در جاغوري ، بالخصوص كنار رودخانه سنگماشه بوديم.  اما كنار درياچه سنگماشه امسال از تجمع كه هر سال داشت خبری نیست . بدلایل پیدا و پنهان متاسفانه صاحب زمين تمام درخت هاي توت و زردالو را از ريشه کنده  و بجای آن درخت چنار (ارر) شانده است . واقعا جامعه را در نظیر  این موارد می توان محک زد . که را صاحب های زمین ودرختان بار دار مجبور به جنین کاری می شود . اگر در خانه کسی است یک حرف بس است .

 همچنان اين روز ها  آب رود خانه  جاغوري نيز كم  شده است جذابيت و جمع جوش كه در موقع فراواني آب در زيرپل سركاري و اكثر نقاط اين درياچه بود  اين روز ها بنا به كمبود آب كم رنگ مي باشد . آب رود خانه  جاغوري  بقدر كم شده - به قول معروف آدم مي تواند  از بالاي آب دريا توب كند.

اماهمزمان با اخرين روز هاي فصل توت و زردالو  در سنگماشه – موقع چاپار وقولبه (غلبه) نيز از راه رسيده است. اين روز ها وقت چاپار ،  كار و زحمت  دهاقين در جاغوري نيز مي باشد . چيزي كه شايد كمتردوستانی باشد كه آن را نديده باشد و یا خود تجربه نكرده باشند. با این تفاوت که روش چاپار مانند سابق نيست در اين اواخر سهولت براي دهاقين نيز محيا گرديده است . در سابق هر مقدار گندوم كه بزر و زرع مي گرديد بعدا آن را درو و  توسط گاو و يا الاغ ها خورد مي گردید . كه مشهور به اسم چاپار و گرفتن خرمن (خرمو ) بود . ولی در اين اواخر همين كار بعضا توسط ماشين هاي برقي تراكتور چاپار مي كنند و بعضي ها نيز توسط ماشين هاي معروف به تريشل خرمن را مي گيرند. كه في ساعت 10 گوني 50 كيلوي يا گوني 7 سيره  گندوم صاف شده گرفته مي شود. كه في ساعت ساحب تريشل 900 افغاني از نزد دهاقين دريافت مي نمايند.

اما كمبود آب در بعضي جا هاي جاغوري مخصوصا سنگماشه  آسیب جدی نيز به درختان در جاغوري بالخصوص درخت بادام زده است .اثرات کم آبی را در ثمر يا محصولات  آن به خوبی احساس مي شود.

شايد بشتر مردم جاغوري از درخت بادام كه بیتشر آن به ثمر رسيده است محصولات و فوايد  خوبي بگيرند گر چند قيمت بادام در افغانستان بسيار ناچيز است .

مردم محل مي گويند اگر درخت هاي بادام در همين موقع سال آب كافي نگيرد محصولات (بار) آن اصلا به ثمر نمي رسد و در شاخ درخت خشك خواهند شد . كه خسارت زياد به مردم وارد خواهند كرد .

مردم محل مي گويند درخت هاي بادام امسال در سنگماشه اگر آب برسد نظر به سال گذشته 35 فيصد محصولات آن افزايش يافته و مردم فوايد   قابل ملاحظه  خواهند داشت . آنها  مي گويند اگر در همين موقع سال اب نرسد بايد دست از حاصلات  بادام های امسال  بشويم .

 

تا گزارش بع

طیاره کوچک که توسط یگ مبتکر افغانستانی ساخته شده بود موفق به پرواز شد.
موضوع: افغانستان شنبه هشتم مرداد 1390 15:27
سلام دوستان

طیاره کوچک که توسط یگ مبتکر افغانستانی ساخته شده بود موفق به پروازشد.

خوشبختانه امروز طي تماس تليفوني كه با محترم انجنير صاحب صابر شاه رضاي سازنده  اولين طياره در يكي از مناطق هزاره جات (جاغوري)  داشتيم  خبر از پرواز موفقیت آمیز این هواپیما کوجک را دادند . صابر شاه رضای !!! آری  قبلا بنا  در خواست انجنير صاحب و تعداد از دوستان دیگر بخاطر مشكلات امنيتي  اسم ايشان را ذاكرحسين نوشته بودم . اما در حقيقت اسم انجنير صاحب -  صابر شاه رضائي مي باشد .

بعد از حال و احوال جريان هواپيما ساخت جاغوري را از خود محترم انجنير صاحب صابر شاه رضائي جويا شدم . ايشان گفتند كه خوشبختانه چند روز قبل پرواز آزمايشي براي چند بار موفقانه در ميدان هواي شبرغان صورت گرفته است .

همان طوري كه همه درجريان هستيد وقتي بار اول این طیاره کوجک از جاغوري به طرف كابل و از كابل با همه اشكال تراشي ها به ميدان هواي شبرغان انتقال يافت . بنده همراه آنها بودم . از اينكه در آن زمان چرا پرواز آزمايشي صورت نگرفت فصل سرمان و دیگر مسایل باعث شد که این کار به تاخیر بیافتد  .

اما به هر حال خدا را شکر که این پرواز آزمایشی موفقانه صورت گرفته است . گرجند رفتن وگزارش تهیه کردن زحمات خوددارد ولی به خواطر اهمیت موضوع اگر دوستان مرا در جریان می گذاشتند حتما همراهی می کردیم لااقل زحمات دوره قبل باید دوستان وادار می کرد تا این بار نیز ما درخدمت شان می بودیم . به صورت اگر این کار صورت می گرفت  ما می توانیستیم تصاویر بهتر رائه نمایم . نتیجه كم لطفي انجنير صاحب صابر شاه و همكاران شان  عکس های بی کفیت است  ، که  از این مراسم جالب ودیدنی در اختیار قرار گرفته است .

اما دراين ميان ، مسايل تعصبات نژادي و مذهبي حاكم بر افغانستان هم مي تواند كار را مشكل تر كند . مشكلات جدیدی را فرا روي ثبت پروازي آن و افتخار آفرين اين محصول هزاره گي بيافزايد. به هر حال، ما افتخار مي نماييم كه  بعد اين همه اشكال تراشي و نوشتن مطالب بر ضد سايت جاغوري يك  در سايت هاي ديگر ، این اتفاق افتاد پرنده با موفقیت در هوا وضای شهر قشنگ شبیرغان به پرواز درامد . بهر صورت براي صابر جان آرزوي موفقيت داريم.

این طیاره کوچک  که توانایی حمل دوسرنیشین رادارد. به ابتکار  صابرشاه فرزند علی شاه یک تن ازجوانان خلاق کشور در ولسوالی جاغوری ولایت غزنی طراحی و ساخته شده بود که در آن زمان  به هدایت ریاست جمهور ی اسلامی افغانستان آن طیاره توسط هلیکوپتر به میدان هوایی بین اللملی کابل انتقال داده شد. اما به دلیل ازدحام ترا فیک هوای دراین میدان هوایی پرواز این طیاره صورت نگرفت. که  به این دلیل در ولایت جوزجان درمیدان هوایی شهر شبرغان فرستاده شد. که درٱنجا دچار مشکل تخنیکی گردید که نتوانست پرواز نماید. اما  صابر شاه می گوید که به  دلیل مشکلات اقتصادی ونداشتن امکانات درست بعد ازتلاش های زیاد توانست که ازتاریخ 22/4/1390الی 25/4/1390 این طیاره را به پرواز درآورد . که این پرواز چهار بار تکرارشده است  که هر مورد آن موفقانه به زمین نشست . قرار بود که یگشنبه گذشته رسما درحضور والی جوزجان  و مقامات نیروهای ناتو مقیم این ولایت رسما پروازنماید . که یگ روزقبل ازاین مراسم صابرشاه برای پروازآزمایشی قراربود درحضورمقامات ولایت پرواز نماید آمادگی می گرفت که درموقع نشست درساحه تخریب شده میدان هوایی که به اثر حمله نیروهای آمریکایی که بالای  طالبان درسال 2001 انجام شده بود روبرو شد  نتوانست فرود آید .و به محض نشت دوباره پرواز نمود که این بار ازمیدان هوایی خارج شده ونشست اضطراری نمود . که منجر به آسیب دیدن قسمتی از این طیاره گردید وصابرشاه علت این نشست اضطراری را  نداشتن تجربه خلبانی دانسته وگفته است که دولت ومقامات مسول هیج گونه همکاری مالی با ایشان  نکرده است .  و ازمشکلات اقتصادی رنج میبررد. او ازدولت افغانستان خواسته است که درین قسمت با ایشان کمک مالی نموده تا بتواند دوبا ره این طیاره را تعمیر نموده تابرای پراواز آماده  نماید. وی گفت که درآینده نزدیک درحضور خبرنگاران حاضر شده دراین مورد برای هموطنان بشتر صحبت خواهد نمود . وازآن عده دوستانی که برای حل مشکلات اقتصادی صابر شا کمک  مالی می نمایند تاباعث افتخارو سربلندی افغانستان شود به آدرس ذیل به تماس شوند.

Email  : sabir_rezaie@yahoo.com        

Phone  +93-785215226

به امید انکه خداوند این جوان خلاق ما را موفق نماید .

تا آماده شدن ویدیو از صحنه پرواز موفقیت آمیز طیاره انجنیر صابر شاه

 دوستان این گذارش گرفته شده از جاغوري یک

فیلم پرواز در یوتوب

با تشکر از دوست عزیز ما اقای مومن زاده با این همه زحمات شان که همیشه در تلاش است

 التماس دعا علیرضا مظفری

  نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مرداد 1390ساعت 20:21  توسط علی رضا مظفری   | 

فراه  رسیدن ماه مبارک رمضان بر تمام مومنان تبریک باد به امید قبولی عبادات و طاعات از تمام مومنان التماس دعا دارم امید وارم سروران گرامی از دعای خیر خویش این حقیر را فراموش نکنید علیرضا مظفری

دعا بعد از هر نماز واجب

شيخ كفعمى درمصباح و بلد الامين و شيخ شهيد در مجموعه خود از حضرت رسول (صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ آله) نقل كرده اند كه آن حضرت فرمود هركه اين دعا را در ماه رمضان بعد از هر نماز واجبى بخواند حق تعالى بيامرزد گناهان او را تا روز قيامت و دعا اين است :

اَللّهُمَّ اَدْخِلْ عَلى اَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورَ

خدايا بفرست بر خفتگان در گور نشاط و سرور

اَللّهُمَّ اَغْنِ كُلَّ فَقيرٍ اَللّهُمَّ اَشْبِعْ كُلَّ جايِعٍ اَللّهُمَّ اكْسُ كُلَّ عُرْيانٍ

خدايا دارا كن هر ندارى را خدايا سير كن هر گرسنه اى را خدايا بپوشان هر برهنه را

اَللّهُمَّ اقْضِ دَيْنَ كُلِّ مَدينٍ اَللّهُمَّ فَرِّجْ عَنْ كُلِّ مَكْرُوبٍ

خدايا ادا كن قرض هر قرضدارى را خدايا بگشا اندوه هر غمزده را خدايا به وطن بازگردان هر

اَللّهُمَّ رُدَّكُلَّ غَريبٍ اَللّهُمَّ فُكَّ كُلَّ اَسيرٍ اَللّهُمَّ اَصْلِحْ

كُلَّ فاسِدٍ مِنْ اُمُورِ

دور از وطنى را خدايا آزاد كن هر اسيرى را خدايا اصلاح كن هر فسادى را از كار

الْمُسْلِمينَ اَللّهُمَّ اشْفِ كُلَّ مَريضٍ اَللّهُمَّ سُدَّ فَقْرَنا بِغِناكَ مسلمين خدايا درمان كن هر بيمارى را خدايا ببند رخنه فقر ما را به وسيله دارائى خود

اَللّهُمَّ غَيِّرْ سُوءَ حالِنا بِحُسْنِ حالِكَ اَللّهُمَّ اقْضِ عَنَّا الدَّيْنَ وَاَغْنِنا مِنَ

خدايابدى حال ما را بخوبى حال خودت مبدل كن خدايا ادا كن از ما قرض و بدهيمان را و بى نيازمان كن از

الْفَقْرِ اِنَّكَ عَلى كُلِّشَىءٍ قَديرٌ

ندارى كه راستى تو بر هر چيز توانائى

گرفته شده از مفاتیح الحنان

علیرضا مظفری

  نوشته شده در  دوشنبه دهم مرداد 1390ساعت 16:33  توسط علی رضا مظفری   | 

سلام دوستان این گذارش گرفته شده از جاغوري یک

اين روز ها جاغوري كدام خبر خاص نيست از موتر كه در مسير غزني الي جاغوري واقع در منطقه دشت قره باغ ناپديد شده بود خوشبختان موتر همراه با موتروان  آزاد گرديده است.

 گفته مي شود راننده مذكور مقدار نان خشك را در موتر انداخته به طرف جاغوري انتقال مي داده است و راپور به شورشيان مي رسد که اسناد های دولتي توسط فلان موتر در  داخل نان خشك جابجا شده در حال انتقال است به همين لحاظ هفته گذشته غلام سخي را همراه موتر شان در منطقه دشت وحشت (دشت قره باغ) با خود شان مي برند. كه امروز طي تماس تليفوني كه با آقاي طوفان نمايند نمايندگي تراسپورت بازار غجور جاغوري داشتيم تائيد كردند كه اقاي غلام سخي همراه با موتر شان آزاد گرديده است .

گزارش هم از سه بازار نسبتا بزرگ جاغوري

سنگماشه مركز جاغوري


سنگماشه مركز تاريخي و سنتي در اين اواخر جاغوري دچار تغييرات زيادي شده است. مهمترين بخش اين تغييرات را مي توان به ساخت ساختمان بزرگ ولسوالي جاغوري توسط پي -آر- تي غزني قلمداد كرد. چيزي كه آقاي عرفاني ولسوال اسبق جاغوري  سنگ افتخار آن را بر سينه مي زد.

سنگماشه از بهترين مكانهاي جاغوري محسوب مي شود. آب و هواي معتدل؛ وجود رودخانه اي در آن و سرسبزي اين منطق؛ آن را از جمله ي مناطق جذاب  و ديدني جاغوري قرار داده است.

تغييرات ديگري در سنگماشه ساخت جاده ي چند صد متري داخل بازار است كه بازار سنگماشه را به ساختمان ولسوالي جديد متصل مي كند. اين جاده از سنگ و سمنت (سيمان) ساخته شده و ظاهرا از ختم بازار الي مقر ساختمان جديد ولسوالي  جاغوري گودال هاي نمايان است كه كم كيفيتي كار را نشان مي دهد.   اما تعبيرات مردم متفاوت مي باشد بعضي ها مي گويند زيربناي محكمي داشته و انتظار مي رود كه چند سالي بتواند همچنان مستحكم بماند. 

 بازار سنگماشه اولين شعبه ي بانك خصوصي كشور – كابل بانك كه از بانكهاي ورشكسته ي كشور محسوب مي شود- را نيز با خود دارد. مركز يا استديو راديو جاغوري نيز در بازار سنگماشه مي باشد. پلان استراتژگ نيز از امتياز هاي اخر سنگماشه به شمار مي رود .

هچنان بزرگترين مساجد جاغوري و همچنين بزرگترين شفاخانه ي جاغوري نيز در اين منطقه موقعيت دارد. سنگماشه در حال حاضر گرانترين شهر جاغوري محسوب شده و گفته مي شود كه قيمت زمين در آن با حومه ي شهر كابل( دشت برچي) رقابت مي كند.

مكاتب مانند ليسه استاد عبدالغفور سلطاني كه در بازار سنگماشه موقعيت دارد داراي 3256 شاگرد بوده  و يكي از پر شاگرد ترين ليسه در ولسوالي جاغوري مي باشد. همچنين ليسه نسوان شهدا مركز نيز در سنگماشه موقعيت دارد و ليسه مذكور اولين مكتب يا ليسه نسوان بوده كه در جاغوري به فعاليت آغاز كرداست و داراي 2540 نفر دختر شاگرد مي داشته باشد .

 ساختمان نيمه كاره ي قومانداني امنيه جاغوري - توسط پيمانكاران به حال خود رها شده و معلوم نيست كه آيا اين ساختمان هم به سر خواهد رسيد يا خير. گفته مي شود كه شركت سازنده ي آن كه قرار داد كرده بودند كار را نيمه كاره رها كرده و فرار را برقرار ترجيح داده و اينكه آيا اين ساختمان بزرگ به بهره برداري خواهد رسيد يا خير؛‌ مسئله اي است كه بايد منتظر ماند و ديد كه چه خواهد شد. در عین حال می توان یکی از پروژه های مهم در جاغوری عنوان کرد که جهره مرکز را تا حدودی تغییر داده است .

 ساخت و ساز خصوصي دراين شهر رونق خاص خود را دارد و به جرائت مي توان گفت كه مدرنترين خانه هاي شخصي جاغوري در سنگماشه ساخته شده است. البته حيف ادم مي آيد كه  اين پول ها بالاي منزل هاي رهايشي غير پلاني به مصرف مي رسد چرا بجاي آن به فكر كدام كار منطقی تر و بنيادي تر نباشند و چرا سرمايه هاي خود را بالاي كدام شركت سرمایه گزاری نکنند که ضمن ایجاد اشتغال برای هموطنان خود نیز به سود کلان نایل شوند به قول معروف كه پرده چند غريب ديگر نيز مي شود .

بازار سنگماشه نيز دچار تغيير و تحول شده و بازار نو آن به شيوه هاي نوين با ساختمان هاي سيماني مزين شده است. ناگفته نماند اين بازار با داشتن مدرسه ي بزرگ علميه ي مهديه و مسجد جامع آن با داشتن دهها طلبه ي علوم ديني از مراكز مهم مذهبي جاغوري نيز محسوب مي شود. مجتمع فرهنگی که ضمن مدرسه و مسجد جامع ، بزرگترين كتابخانه ي هزاره جات را نیز در خود (شهرسنگماشه ) جای داده است . این به کار عظیم به همت آیت الله افتخاری آن  مردی خدای صورت گرفته است .از اينرو سنگماشه از مراكز غني فرهنگي مي تواند به شمار ايد.  در كل سنگماشه چشم انداز خوبي را براي  پيشرفت دارد و انتظار مي رود كه سالهاي آينده تغييرات قابل توجهي در اين شهر به وجود آيد.

ناوه نیرو  

 
ناوه ي نیرو  بيشك از زيبا ترين و هموار ترين مناطق جاغوری است. اين ناوه با جمعيتي زياد و بازاري بزرگ از مناطق مهم و استراتيژيك جاغوري و پرجمعيت ترين شهر آن محسوب مي شود. بازار انگوري-حوتقول ( اوتقل) دور و بر هزار دكان دارد. به جرائت مي توان اين بازار را ارزانترين بازار جاغوري خواند. كرايه ي دكانها ارزان و به تبع آن قيمت اجناس هم نسبت به ديگر بازارهاي جاغوري ناچيز است.  عوامل زيادي در اين امر دخيل اند. نزديكي به شاهراه قندهار جاغوري "سرگ پخته " یکی از عوامل اساسي آن مي تواند محسوب شود. یکی ازخصوصیات ديگر رواج داشتتن روپيه ي پاكستان در اين بازار است كه استفاده از اين ارزخارجي بيشترين حجم معاملات را به خود اختصاص داده است.

 بازار انگوري با حسن كه دارد مشكل عمده و قابل توجهي را نیز با خود دارد. مي توان به جرئت آن را " مخروبه ترين" بازار جاغوري لقب داد. دكانهاي اين بازار – اگر اجناس داخل آن نباشند- بيشتر به بازار كوفه در هزار و چهارصد سال پيش شبيه است تا بازار اين عصرجدید. محدود بازسازي كه در آن صورت گرفته احداث مجموعه ي تجاري در كنار بازار انگوري  است كه به تازگي ساخته شده و شگفت اينكه رونق شايان و در خور توجهي نیز ندارد. دكانهاي لوكس در اين بازار به ندرت پيدا مي شوند و خاك باد اين بازار هم بيشتر از بازارهاي مشابه ديگر است. در يك كلام " انگوري از بزرگترين و مهمترين بازار جاغوري

محسوب شده و توسعه نيافته ترين و پسمانده ترين بازار از نگاه ساخت و ساز هم محسوب مي شود. بازارانگوري بخش بزرگي از بازار مردم منطقه  محسوب شده و توسط شاهراه انگوري- سنگماشه كه از سنگشانده مي گذرد به مركز وصل شده است. اما اين شاهراه مهم با وجودي كه اهميت فوق العاده اي دارد مورد بي مهري دولتمردان قرار گفته و از بدترين راههاي مواصلاتي جاغوري نیز محسوب مي شود. مردم انگوري از بازسازهاي انجام شده در اين ناوه شاكي اند تا حدود زيادي مركز سنگماشه را در اين بي توجهي مقصر مي دانند. من خود شاهد اعتراض بسيار شديد نمايندگان ناوه ي انگوري به خاطر عملكرد دولت در قبال اين ناوه بوده ام و آنها مسئوولين شوراي ولايتي و ولسوالي را مسئول اصلي بي توجهي دولت در امر بازسازي اين خطه ای  از سرزمين جاغوري مي دانستند.

 خلاصه : اينكه اين ناوه پتانسيل خوبي براي شهر شدن را دارد اما با این وجود صاحب نظران وافراد ضاحب نظر مردم آن را نسبت به بازارهاي ديگري همچون غجور و سنگماشه ( اوغو شل) تر می یابند . نسبت به ساخت و ساز خصوصي در اين بازار بي توجهي سوال برانگيزي دارند. با وجود معدن سنگ؛ كارخانه هاي موزاييك سازي و سنگبري در اين منطقه؛ مي توان ناوه ي انگوري را صنعتي ترين شهر جاغوري ناميد.

غجور

غجور را مي توان از نگاه وسعت بودن جاده ،  لوكس ترين بازار جاغوري ناميد. شهرت غجور به دار المعلمين آن و ميدان هوايي نيمه كاره اي اين منطقه است.

 اگر چند دارالمعلمين غجوري مي توانست يكي از بزرگ ترين نهاد علمي جاغوري تلقي شود اما در سايه ي نميدانم كاري هاي دولت و شايد مديريت سوال بر انگيز آن، به جايگاه علمي آن به شدت صدمه وارد شده و از هياهوي چند سال پيش آن خبري نيست. اين مركز علمي نيمه عالي جاغوري امسال نخستين دوره ي فارغ التحصيلان خويش را به جامعه تقديم كرد. بايد ديد كه آنها چه چيزي را در جامعه به عنوان دست آورد تقديم کرده است .

 ميدان هوايي غجور هم بيشتربه ميدان اسب دواني و یا  يادگيري رانندگي تبديل شده است. اگر چند حسين خان جاغوري- كانديد نا موفق انتخابات پارلماني- آن را به نام خود ثبت كرده و وعده هاي طويل و عريضي را براي راه اندازي آن در تبليغات انتخاباتي خود به مردم داده بود. اما به نظر نمي رسد كه به اين زودي ها اين ميدان هوايي مورد استفاده مردم قرار نخواهند گرفت .

بازار غجور را مي توان بازار ساختمان ها و شهر خشك و خاك باد  ناميد. هم اكنون لوكس ترين ساختمانهاي در اين شهر در حال ساخت و يا بهره برداري است  شور شوق عجيبي براي ساختن ماركيت هاي نو و تعمير هاي جديد مدرن در اين منطقه وجود دارد. بازار غجور هم رونق خاصي دارد و سرك بين بازار در غجور بدترين وضعيت را در كل بازارهاي جاغوري دارد. غجور در منطقه ي بلندي واقع شده و منطقه اي كم آبي محسوب مي شود و از اينرو در اين شهر سرسبزي قابل توجهي به چشم نمی خورد  و اطراف آن کلا بياباني است.  

  
مركز علمي- ديني هم در اين شهر موقعيت داشته و كتابخانه اي را هم در خود جا داده است. غجور در مسير راه سنگماشه به غرني واقع شده است شهرك شهد ميزاري كه در اين اواخر در بازار غجور افتتاح شده ، مي تواند در آينده به يكي از  خوبترين شهرك در جاغوري تبديل شود.

تا گزارش بعد التماس دعا

با تشکر از مومن زاده عزیز از زحمات شان 

 ارادتمند همه دوستان  علیرضا مظفری

 

  نوشته شده در  پنجشنبه ششم مرداد 1390ساعت 14:32  توسط علی رضا مظفری   | 

ساخت شطرنج جنگ افغانستان در کانادا، صف آرایی بن لادن با ملکه بریتانیا

http://files.afghanpaper.com/pics/201107/201107241251152340.jpg

http://files.afghanpaper.com/pics/201107/201107241251151146.jpg
 

نبرد اردوی ملی با طالبان در کنر

http://files.afghanpaper.com/pics/201107/201107241251153307.jpg
 

حریق 1850 کیلو گرام مواد مخدر در هرات
اولین محموله بزرگ مواد مخدر ضبط شده در چهار ماه نخست سال جاری در هرات با حضور مقامات عالی رتبه دولتی آتش زده شد.

http://files.afghanpaper.com/pics/201107/201107241251153099.jpg
 

زخمی شدن نظامی امریکایی در هلمند

http://files.afghanpaper.com/pics/201107/201107241251152210.jpg
 

کوره خشت پزی در اطراف کابل

http://files.afghanpaper.com/pics/201107/201107241251151646.jpg

http://files.afghanpaper.com/pics/201107/201107241251153747.jpg
 

دختران!!

http://files.afghanpaper.com/pics/201107/201107241251153832.jpg
 

بازار فروش هندوانه

http://files.afghanpaper.com/pics/201107/201107241251152073.jpg
 

نظامیان کانادایی در حال بازی هاکی در میدان هوایی قندهار

http://files.afghanpaper.com/pics/201107/201107241251153508.jpg
 

در بدون شرح امروز

http://files.afghanpaper.com/pics/201107/201107241251154712.jpg

http://files.afghanpaper.com/pics/201107/201107241251151766.jpg


  نوشته شده در  سه شنبه چهارم مرداد 1390ساعت 13:31  توسط علی رضا مظفری   | 

اللهم عجل لولیک الفرج

سالروز فرخنده میلادی اباصاالیح المهدی موعود (عجج)بر تمامی مسلمانان جهان تبریک عرض می کنم.

 

نیمه ماه به چشمان تو تابان بشود

اگر از مهر تو یک گوشه نمایان بشود 

 http://files.afghanpaper.com/pics/201107/201107161359433655.jpg

 http://files.afghanpaper.com/pics/201107/201107161359431148.jpg

 سالروز فرخنده میلادی اباصاالیح المهدی موعود (عجج)بر تمامی مسلمانان جهان تبریک عرض می کنم.

>>>   یا ابا صالح،ای پسر فاطمه چشم های ما به سوی تو خیره شده است و قلبهای ما برای تو می تپد.
ای بنده صالح خدا،ازخدا بخواه که در وطن صلح وارامی ودوستی شود.
تولدت مبارک

>>>   عید نیمه شعبان بر تمام مسلمانان جهان مبارک باد
>>>   ولادت حضرت مهدی -عج
غرق نور

سپیده روز پانزدهم شعبان سال 255 ق می دمد. عطری آسمانی در فضا می پیچد و نرجس را دردی غریب فرا می گیرد. حکیمه، عمه امام حسن عسکری علیه السلام ، بی قرارْ به توصیه برادرزاده اش سوره قدر را زیر لب زمزمه می کند. نرجس در هاله ای از نور فرو می رود. صبح صادق می دمد. بوی بهشت فضای خانه امام حسن عسکری علیه السلام را عطرآگین می کند و طفلی پاک در روزی مقدس، جهان را غرق نور و هستی را غرق سرور می کند. میلادش مبارک باد.

طلوع آفتاب حقیقی آن روز آفتاب بی قرارتر از هر روز طلوع کرد تا چشمش به جمال فرزند منوّر امام حسن عسگری علیه السلام روشن شود. آفتاب نیمه شعبان دمید و با دمیدنش، مژده طلوع آفتابی حقیقی را برای تمامی مردمان به ارمغان آورد. سال ها بود که هستی در انتظار چنین لحظه ای بود. آن روز خانه امام حسن عسگری علیه السلام نور بارانْ و زمین از آمد و شد فرشتگان، آسمانی و آسمان شهر سامرا غرق نور بود. کودکی که آن روز پا به عرصه گیتی نهاد، چشم و چراغ خاندان امامت و ره پویان این راه مقدّس بود. میلادش بر تمام مستضعفان و منتظران جهان مبارک باد.

اصل و نسب امام علیه السلام

در نیمه شعبان سال 255 ق با طلوع سپیده، بزرگ ترین منجی بشریتْ جهان را به نور پرفروغ خویش روشن کرد. نامش هم نام رسول خدا صلی الله علیه و آله و کنیه اش نیز هم کنیه او بود. ایشان از پدری معصوم و مادری پاک و عفیف زاده شد. پدرش امام یازدهم شیعیان امام حسن عسگری علیه السلام و مادرش مَلیکه نام داشت.

ظلم و ستم حاکمان بنی عباس

حضرت مهدی (عج) در زمانی متولّد شد که حاکمان عباسی، زنجیر محاصره و حلقه فشار را بر امامان معصوم و پیروان ایشان بسیار تنگ کرده بودند. آن ها از طریق روایات ائمه اطهار علیهم السلام خبردار شده بودند که در شهر سامرا و در خانه امام حسن عسکری علیه السلام کودکی متولد خواهد شد که بنیان ظلم و ستم را ویرانْ و حکومت عدل و داد را برقرار می کند و خود، فرمانروای عالم می شود. از این رو، عباسیان و به ویژه معتمد عباسی، همانند فرعون برای جلوگیری از تولد آن کودک یا از بین بردن او، تلاش مذبوحانه ای را آغاز کردند و جاسوسان و مراقبانی گماردند تا همه خانه ها را تحت نظر بگیرند و کودکان تازه متولد را از دم تیغ بگذرانند. ولی اراده و خواست خداوند بر این قرار گرفت که این کودک در کمال سلامت متولد شود و شرق و غرب عالم را با نور خویش مزّین سازد.

بیان مسأله غیبت امام توسط ائمه علیهم السلام

رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام در سخنان خویش، مسأله غیبت امام دوازدهم را بارها بیان کرده بودند تا مردمان خود را برای امر غیبت ایشان آماده سازند. هم چنین بعد از امام هشتم علیه السلام ، دیگر امامان معصوم علیهم السلام کم تر در معرض دید همگان قرار می گرفتند و فقط برای پیروان خاص، آن هم در مواردی اندک ظاهر می شدند. حتی آن بزرگ وارانْ گاه پاسخ به سؤالات و رفع نیازمندی های مسلمانان را از پشت پرده انجام می دادند تا مردم خود را برای غیبت حضرت مهدی(عج) آماده کنند. این تمرین باعث می شد که غیبت امام برای جامعه سخت نباشد و مردم برای غیبت ایشانْ زمینه ذهنی پیدا کنند.

غیبت صغری و کبری

دوران غیبت حضرت مهدی (عج) به دو بخش تقسیم می شود: دوره غیبت صغری از پنج سالگی آن حضرت، یعنی از زمان شهادت پدر بزرگ وارشان امام حسن عسکری علیه السلام آغاز شده و تا سال 329 ق ادامه پیدا می کند. در این مدت، حضرت از طریق چهار تن از نمایندگان خاص خود با نام های عثمان بن سعید، محمد بن عثمان، ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی و ابوالحسن علی بن محمد سَمُری با مردم در ارتباط بودند. با درگذشت آخرین نماینده ایشان، دوران غیبت کبری از سال 329 ق آغاز گردید که تاکنون نیز ادامه دارد. خداوند حکیم چنین مقدّر فرمود که پیش از غیبت کبری، مدت 69 سال وجود مقدّس امامْ از دیده ها پنهان و ارتباط ایشان با شیعیانْ غیرمستقیم باشد تا آن ها خود را برای غیبت کبری آماده سازند.

آزمایش بندگان

یکی از سنّت های ثابت الهی، آزمایش بندگان و انتخاب صالحان و گزینش پاکان است. زندگی انسان ها، همواره صحنه آزمایش است تا بندگان از این راه، در پرتو ایمان و تسلیم خویش در پیروی از اوامر خداوند، تربیت یافته و به کمال برسند و استعدادهای نهفته آنان شکوفا گردد. غیبت امام عصر نیز یکی از صحنه های آزمایش الهی است؛ گروهی که ایمان استواری ندارند، باطن شان ظاهر می شود و دست خوش شک و تردید می گردند و کسانی که ایمان در اعماق قلب شان ریشه دوانده، به سبب انتظارِ ظهور آن حضرتْ شایسته بخشش های الهی می گردند و این از سخت ترین آزمایش های الهی است. امام موسی کاظم علیه السلام می فرماید: «هنگامی که پنجمین فرزندم از نظرها غایب شد، مواظب دین خود باشید تا کسی شما را از آن خارج نکند. برای صاحب این امر غیبتی خواهد بود که گروهی از عقیده مندان به او از اعتقادشان دست برمی دارند و این غیبت، آزمونی است که خداوند با آنْ بندگانش را می آزماید».

وظایف منتظران در دروان غیبت

یکی از وظایف مهم منتظران در زمان غیبت، دعا کردن برای ظهور حضرت صاحب الزمان است که خود فرمودند: «برای پیش افتادن ظهور من زیاد دعا کنید؛ چرا که آنْ گشایش امر شماست».

براساس فرموده بزرگان دین، کسی که برای تعجیل در فرج امام زمان دعا کند، مشمول برکات زیر می گردد: اطاعت از امر مولا که سبب زیاد شدن نعمت است؛ ادای قسمتی از حقوق آن حضرت؛ دعای متقابل حضرت در حق دعا کننده؛ شفاعت از سوی حضرت صاحب امر؛ استجابت سایر دعاها؛ دفع بلایا؛ وسعت رزق و روزی و نیز آمرزش گناهان.

زمین در زمان ظهور

یکی از عواملی که سبب می شود مردم از حضرت ولی عصر (عج) غافل باشند و از دعا کردن برای فرج آن حضرت غفلت ورزند، عدم آگاهی به زندگی سعادت بخش و معنویِ در زمان ظهور آن بزرگ وار است. امام صادق علیه السلام تحوّل جهان را در پرتو قرآن و در زمان ظهور حضرت امام زمان (عج) چنین توصیف می کند: «هنگامی که قائم ما قیام کند، زمین با نور پروردگار روشن می شود، تاریکی از بین می رود و مردم از نور خورشید بی نیاز می گردند، عمر انسان طولانی می شود، گنج های نهفته زمین بر مردم ظاهر شده و در برابر دیدگان آنان قرار می گیرد. در آن زمان، مردم به فضل پروردگارشان بی نیاز می شوند تا جایی که به دنبال مستحقّان زکات و صدقات می گردند، ولی آن ها را نمی یابند».

خدمت به حضرت صاحب الامر(عج)

از حضرت امام صادق علیه السلام پرسیدند: آیا قائم به دنیا آمده است؟ فرمود: «نه، ولی اگر او را درک می کردم، تمام روزهای عمرم را به خدمت او می پرداختم». آیت اللّه سید محمد تقی موسوی اصفهانی گوید: این حدیث اشاره به این دارد که خدمت کردن به آن حضرت، برترین عبادت ها و محبوب ترین طاعت هاست؛ زیرا امام صادق علیه السلام که عمر شریفش را جز در انواع طاعت و عبادت الهی صرف نکرده، این عبادت را ترجیح می دهد و می فرماید که اگر قائم را درک می کردم، روزگار را در خدمت او می گذراندم.

طاووس اهل بهشت

در روایات آمده که حضرت مهدی (عج) شبیه ترینِ مردم به حضرت رسول صلی الله علیه و آله در شمایل و رفتار است. آن حضرت گندم گون است، پیشانی اش فراخ، رویش تابان، ابروانش به هم پیوسته و بینی مبارکش باریک است. نیکو صورت بوده و نور رخسارش چنان درخشان است که بر سیاهی محاسن شریفش چیرگی دارد. برگونه راستش خالی زیبا است.

هم چنین گفته شده که مهدی، طاووس اهل بهشت است و قدّش چنان رشید و بلندْبالاست که هیچ چشمی، آدمی ای به آن اعتدال و تناسب ندیده است.

نبودن زمینه مناسب و آمادگی در مردم برای ظهور

شکی نیست که رهبری پیشوایان الهی، به منظور هدایت مردم و رساندن آن ها به سرمنزل مقصود و کمال مطلوب است و این امر در صورت میسّر می شود که مردمْ آمادگی بهره برداری از این هدایت الهی را داشته باشند. اگر زمینه مساعدی در مردم وجود نداشته باشد، حضور پیشوایان آسمانی در آن ها اثری ندارد. متأسفانه فشارهایی که به ویژه از زمان امام جواد علیه السلام به بعد بر ائمه معصوم علیهم السلام وارد شد و محدودیت های فوق العاده ای که برقرار گردید، نشان داد که زمینه مساعدی برای بهره مندی از هدایت ها و راهبری های ائمه علیهم السلام در جامعه وجود ندارد؛ از این رو، حکمت الهی اقتضا کرد که پیشوای دوازدهم غیبت اختیار کند تا جامعه، آمادگی لازم را به دست آورد.

بقیة اللّه

در روایات متعددی می خوانیم که لفظ «بقیة اللّه » که در قرآن ذکر شده، به وجود مبارک حضرت مهدی(عج) تفسیر شده است. امام باقر علیه السلام در این باره می فرمایند: نخستین سخنی که حضرت مهدی پس از قیام خود می گویند، این است: «بقیةُ اللّه ِ خَیْرٌلَکُم اِنْ کُنْتُم مُؤْمِنین» و سپس ادامه می دهد: منم بقیة اللّه و حجت و خلیفه او در میان شما، پس از آن هیچ کس بر او سلام نمی کند، مگر این که می گوید: «السلام علیک یا بقیة اللّه ...». از آن جا که حضرت، آخرین پیشوا و یکی از بزرگ ترین رهبران انقلابی پس از پیامبر است، یکی از روشن ترین مصادیق ذخیره الهی بوده و از همه به این لقب شایسته تر است.

قائم

یکی از القاب امام دوازدهم «قائم» است. در روایات آمده که چون حضرت رضا علیه السلام نام امام زمان را شنید، نشان شادی و سرور در سیمای آن حضرت آشکار گردید. پس سر مبارکش را به طرف زمین خم کرد و فرمود: «خداوندا! فرج حضرتش را نزدیک بگردان و ما را به واسطه او پیروز و دشمنانش را نابود کن». ایشان چون نام قائم را می شنید، از جا برمی خاست، دستش را بر سر می نهاد و حالت خضوع به خود می گرفت.

ذخیره بزرگ الهی

این که در پاره ای از تعبیرات نام «بقیة اللّه » بر مهدی موعود گذاشته شده، به این دلیل است که او یک وجود پر فیض و ذخیره بزرگ الهی است که برای برچیدن بساط ظلم و بیدادگری در جهان و برافراشتن پرچم عدل و داد نگه داری شده است.

اعتقاد مشترک پیروان همه ادیان

اعتقاد به وجود و ظهور منجی، اختصاص به عقاید شیعه ندارد، بلکه پیروان همه دین ها و آیین ها معتقدند که در آخرالزمان که فساد و بی بندو باری و ظلم همه جهان را فرا می گیرد، یک مُصلح و منجیِ بزرگ ظهور می کند و با نیروی غیبی خود، جهان را از این بحران و آشفتگی نجات می دهد و آسایش و رفاه را برای مردمان به ارمغان می آورد. پیروان همه ادیان در سراسر جهان، همگی منتظر ظهور و طلوع آن نجات دهنده بزرگ هستند. او در نزد ادیان مختلف، به نام های گوناگون معروف است و هر ملتی، او را از آنِ خود می داند.

شناختن امام (عج)

امام حسن عسکری علیه السلام درباره اهمیت و ضرورت شناخت امام زمان (عج) می فرماید: «هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد، به مرگ در زمان جاهلیت مرده است». پس بر تمام آنان که امام زمان خویش را شناخته و به حضرتش ایمان دارند، واجب است که ایشان را به دیگران نیز بشناسانند.

>>>   تولید امام عصر حضرت امام مهدی (ع) بر همه مبارک باد.

>>>   سالروز تولد منجی عالم بشریت برهمه عاشقان و دوستان حضرت مهدی موعود مبارگ!!!!!

>>>   سلام به تمامی عاشقان وشفته گان ان حضرت عاشقان عیدتان مبارک .(الهم عجل الولیک الفرج)

>>>   سلام خدمات دست اندرکاران این شبکه موثر عرض میدارم،
تصاویر توأم با متون خیلی خیلی زیبای فوق، واقعا انسان را مجذوب میکند. تشکر از اینکه این تصاویر ارزشمند را در معرض دید ما - محبان مهدی موعود "ع" - قرار داده اید.
>>>   شما در باره کی صحبت میکنید ؟؟؟

>>>   میلاد خجسته نمای عدالت حضرت امام زمان را به تمام مسلمین جهان تبریک عرض نموده ، از خداوند متعال تمنا دارم که افتخار دیدار ظهر مهدی موعود را برایمان اعطا فرماید.
تا در پرطو عدالت لذت عدالت واقعی را بچشیم

>>   این روز خجسته را بر تمامی بشریت تبریک می گویم. امیدوارم به زودی چشمان ما به جمال نورانی آن حضرت منور شود.

>>>   با عرض سلام وخسته نباشید وتبریک عید تولد اقا امام زمان خدمت همه هموطنان عزیز وگرامی: وبامید انکه دیکر در افغانستان عزیز جنگ وکشتار مردم بیگناه پایان یابد :وبامید وحدت وهمدلی همه اقوام عزیز افغانستان وتشکر خاص از دست اندر کاران محترم افغان پپر به خواطر گزاشتن عکس های جالب.
ارادت مند همه هموطنان یونس

>>>   میلاد با سعادت حضرت صاحب العصر و زمان (ع) را برای تمام کافه ملت مسلمان جهان به خصوص مشتاقان مولا تبریک و مبارک باد میگویم و از خداوند توانا استدعا دارم تا به فیض و رحمت بی پایان که به این خاندان عصمت و تطهرت اعطا فرموده یک صلح دایمی در پرتو شریعت محمدی ( صی ) درکشور عزیزما افغانستان و دیگر کشورهای اسلامی جهان حکمفرما شود.
با سعادت باشید!!!
عبد الله

>>>   ماشاالله ماشاالله بسیار زیبا بادیدنش دل انسان روشن میشود

>>>   نیمه شعبان برهمه مسلمانان جهان تبریک وتهنیت باد.
حبیب ...سی..دی...آی...کـــــــــــــــــــــــــابل

>>>   میلاد خجسته و مبارک حضرت بقیت الله الاعظم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را حضور همه مشتاقان و پیروان آن حضرت تبریک و تهنیت عرض می کنم.

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم تیر 1390ساعت 14:4  توسط علی رضا مظفری   | 
 

ولادت منجي عالم بشريت، حضرت صاحب الزمان (عج) مبارك بادhttp://files.afghanpaper.com/pics/201107/201107161359432353.jpg

 
براي مطالعه مقالات مرتبط با ولادت حضرت صاحب الزمان(عج) اينجا را مشاهده نماييد 

دوره امامت حضرت عسکری (علیه‏السلام) از دوره‏های بسیار حسّاس و سخت تاریخ تشیع است. معتمد، خلیفه عباسی، بر اساس اخباری که از پیامبر اکرم (صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم) و ائمه اطهار (علیهم‏السلام) نقل شده بود می‏دانست آخرین حجت الهی، آن انتقام گیرنده از ستمگران و پناهگاه مظلومان و تحقق‏بخش آرزوی همه پیامبران و برقرار کننده حکومت عدالت و توحید، در خانه امام حسن عسکری (علیه‏السلام) چشم به جهان خواهد گشود. خلیفه عباسی به منظور دست یافتن به این آخرین ذخیره الهی همواره حضرت عسکری (علیه‏السلام) را تحت نظر داشت تا شاید بتواند از میلاد این فرزند دادگستر جلوگیری کند؛ غافل از آن که وعده الهی در سحرگاه نیمه شعبان سال 255 ق بدون این که دژخیمان کوچک‏ترین آگاهی یابند، در سلامت کامل دیده به جهان گشود و شجره طیبه ولایت را استمرار بخشید و بار دیگر غلبه اراده خداوند را بر تلاش‏های مذبوحانه ستمگران به نمایش گذاشت

با سلام خدمت همه دوستان، و سروران ، بنندگان ،وخوانندگان

 (وبلاک اندیشه نور )ولادت حضرت مهدى(عج) به شما و تمام

عاشقان و دلباختگان امام عصر حضرت امام مهدى(عج) تبریک و مبارک باد

آشنايي اجمالي با امام زمان(عج)
کليات
موعود گرايي در اديان و مذاهب
در قرآن و روايات
زندگينامه
فضايل و ويژگيها
انس و ارتباط با امام زمان(عج)
انتظار
غيبت
ظهور

قيام و حکومت جهاني امام زمان(عج)

امید وارم همه ما وشما از یاوران و سربازان واقعی ان حضرت قرار داشته باشیم انشاالله و تعالی

قطعه شعری بمناسبت ولادت امام عصر(عج) در روز نیمه شعبان خودم بتاریخ( ۲۲/۰۷/۲۰۱۰ )زمزمه کردم که خدمت شما تقدیم می کنم  

                      حضور ناطق قران خدا کند که بیاید

                  امام مهدی موعود خدا کند که بیاید

خوش آید نیمه شعبان خوش آید

امام  عصر ما  آید  خوش  آید

                     خوش  آید  نیمه شعبان خوش آید

                    امام  عصر  ما  مهدی     خوش آید

 الهی کی شود چشمم به چشمش

  فتد از نور او چشمم خوش آید

               فتد از نور حق چشمم خوش آید

               ز عدل و  نور او  عالم خوش آید

برزیم در رهش از هر چه داریم

که عدل و نوردر عالم خوش آید

                     بیائیم روح دل را پاک سازیم

                   که مهدی آید ش از ما خوش آید

صفا از دل  وفا از  صدق  بنما

از این دو حضرت مهدی خوش آید

                   بیائیم عهد وپيمان را ببندیم

                که از عهد دلت مهدی خوش آید

اگر یوسف زهرا غیب عیان شد

زعدل و نور او عالم خوش آید

                   

                 کجایند صاحبان  عدل و  انصاف

                وفا و حسن دل هر کس خوش آید

کهایند طالب عدل و  عدالت

دعا در تعجلش مهدی خوش آید

در روز یکشنبه ۲۵ /۰۷ /۲۰۱۰ روز نیمه شعبان به تحریر در امد

ولادت حضرت مهدى (عج)دوازدهمين پيشواى معصوم،

 حضرت حجة بن الحسن المهدى، امام زمان - عجل الله

 تعالى فرجه - در نيمه شعبان سال 255 هجرى در شهر «سامرأ» مبارک باد

ولادت حضرت مهدى (عج)

دوازدهمين پيشواى معصوم، حضرت حجة بن الحسن المهدى، امام زمان - عجل الله تعالى فرجه - در نيمه شعبان سال 255 هجرى در شهر «سامرأ» ديده به جهان گشود. (1) او همنام پيامبر اسلام (م ح م د) و همكنيه آن حضرت (ابوالقاسم) است. (2) ولى پيشوايان معصوم از ذكر نام اصلى او نهى فرموده‏اند. (3)

از جمله القاب آن حضرت، حجت، قائم، خلف صالح، صاحب الزمان (4)، بقية الله است (5) و مشهورترين آنها «مهدى» مى‏باشد. (6)

پدرش، پيشواى يازدهم حضرت امام حسن عسكرى - عليه السلام - و مادرش، بانوى گرامى «نرجس »است (7) كه بنام «ريحانه»، «سوسن» و «صقيل» نيز از او ياد شده است. (8) ميزان فضيلت و معنويست نرجس خاتون تا آن حد، والا بود كه «حكيمه» خواهر امام هادى - عليه السلام - كه خود از بانوان عاليقدر خاندان امامت بود، او را سرآمد و سرور خاندان خويش، و خود را خدمتگزار او مى‏ناميد. (9)

حضرت مهدى دو دوره غيبت داشت: يكى كوتاه مدّت (غيبت صغرى) و ديگرى دراز مدّت (غيبت كبرى). اولى، از هنگام تولد تا پايان دوران نيابت خاصّه ادامه داشته و دومى، با پايان دوره نخست آغاز شد و تا هنگام ظهور و قيام آن حضرت طول خواهد كشيد. (10) 

 راه هاى دوستى با امام زمان (عج)ادامه مطلب..... 

ووظايف مسلمانان در زمان غيبت ادامه مطلب.....

مدریت وبلاک (اندیشه نور) علیرضا مظفری در روز نیمه شعبان



 

 

  نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم تیر 1390ساعت 12:1  توسط علی رضا مظفری   | 

ولادت اميرالمؤمنين حضرت علي (ع) مبارك باد

 

 

 

 

 

 

 

براي مطالعه مقالات مرتبط با ولادت اميرالمؤمنين علي(ع) اينجا را مشاهده نماييد.

کعبه، در هلهله فرشتگان، برای میلاد عشق لحظه شماری می‏کرد؛ میلاد علی مظهر تمام عشق و صفا و تفسیر بلند عدالت و شجاعت.
مولا! ولادت تو، آفتابی‏ترین روز تاریخ بود که روشنایی روز را خجل کرد.
حجرالاسود، بر دست‏های تو بوسه زد و مسجد الحرام، تو را در آغوش گرفت
صفا و مروه به نظاره‏ات نشستند، تا این که همانند آفتاب، از درون کعبه سرزدی. آن گاه، لبخند بر لبان عدالت نقش بست.
ای آشنای نخلستان‏ها و ای همدم چاه! ای درد و آشنای کوچه پس کوچه‏های کوفه! سکوت تو، بلندترین فریاد در تاریخ بود که در پژواک خویش، طنین مردی را داشت که ردپای مظلومیتش هنوز در بستر تاریخ جاری است.
ای نبأ عظیم و ای صراط مستقیم و ای لبریز از شجاعت و سخاوت! ذوالفقارت، برترین و گویاترین حدیث مردانگی است.
ای کامل کننده دین احمد و ای سنگ صبور محمّد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم ! تکرار نام تو، بیابان‏های خشک ظلم و تبعیض را به سبزترین باغ‏های عدالت، پیوند می‏زند.
کائنات، با تکرار نام تو به تکاپو می‏افتند و قیام می‏کنند.
ای فراتر از عشق زمین! همه شاعران، دیوان خود را با نام تو آغاز می‏کند.
امیر مهربانی،! تو آمدی و ناخدای کشتی نجات بشریت در عصر دلمردگی و جهالت شدی.
یک آسمان بلاغت و یک کهکشان فصاحت! تو فاتح دل‏های عاشقان و التیام زخم‏های ضعیفان و مرهم دل‏های غریبانی تو آبروی انسانیتی!
ای سراسر و بخشش و عدالت! دستمان گیر که محتاج سرکوی توایم

منبع:اندیشه قم www.andisheqom.com/Files/monasebatha.php?idVeiw

والسلام ارادتمند شما سروران علیرضا مظفری

  نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم خرداد 1390ساعت 16:58  توسط علی رضا مظفری   | 

گزارش از: عبدالله رفیعی

     اگرچه در این روزهای اخیر دو حمله تروریستانه توسط افراطیون به شکل بزدلانه بر هزاره های کویته صورت گرفته است، تا ترس و وحشت را در وجود مردم ما تزریق نموده و روحیه هزاره ها را خورد کند، ولی با آنهم امروز، اتحادیه مکاتب فارسی هزاره تاون - کویته، طی مراسم عظیم و با شکوه از پنجم جوزا سالروز تولد رهبر شهید عبدالعلی مزاری و سوم جوزا روز معلم بزرگداشت و تجلیل به عمل آوردند، تا در ضمن نیکوداشت این دو روز خجسته به دشمنان مردم ما بفهمانند، که ما کسانی نیستم، که راه ترقی و پیشرفت را در عرصه های مختلف رها نموده و به خاطر حفظ جان خود خانه نشین شویم...  

     مراسم امروز شنبه ۲۱/۵/۲۰۱۱ میلادی، ساعت سه و نیم بعد از ظهر در شادمان هال، که یکی از بزرگترین سالن های کویته است، واقع نیو هزاره تاون، با شرکت عده کثیری از سیاسیون، فرهنگیان، هنرمندان، مدیران، استادان، ریش سفیدان، جوانان، دانش آموزان و کافه مردم با تلاوت کلام الله مجید توسط خواهر زهرا سلیمی متعلمه مکتب انصار الزهرا شروع شد. سپس مجری های مراسم برادر فضل الله مرادی متعلم لیسه عالی فردوسی و خواهر نجیبه متعلمه لیسه مولانا هر کدام به نوبت دیگر شرکت کننده گان را برای اجرای پروگرام های شان دعوت نموده و مراسم را به شکل احس و زنده پیش بردند. بعد از تلاوت کلام الله مجید، شاگردان مکتب قیام، با اجرای زیبای ترانه شان، حاضرین در محفل را خوش آمدید گفتند. بعد برادر عبدالواحد متعلم مکتب طلوع مقاله اش را به خوانش گرفت. و سپس خواهر عادله متعلمه مکتب سنایی با به خوانش گرفتن شعر، تحسین حاضرین در محفل را بر انگیخت.

     آقای عبدالهادی حماد ریس موقت شورای عمومی اتحادیه مکاتب کویته، اولین سخنران محفل بود، که طی سخنانش یاد آور شدند، که بهترین انسانها معلم می شوند و معلمین نیز باید روحیه اسلامی و افغانی داشته باشند و باید با همین روحیه شاگردان را تدریس و راهنمایی کنند. در ضمن وی گفتند، که متاسفانه نظام های حاکم قدر و منزلت معلمان را به شکل احس درک نمی کنند و آنطوری که باید با استادان کمک کنند، نمی کنند. از استادان محترم نباید فقط با زبان و سخنان خوب تقدیر کرد، بلکه باید عملا نیز در ارایه خدمات به آنها تلاش شود...

     بعد از سخنرانی آقای حماد، گروپ سرود شاگردان لیسه سید جمال الدین به نام پرندگان معارف، سرود زیبای شانرا برای حاضرین در محفل تقدیم نمودند. بعد از آنها خواهر کامله و ستاره، دانش آموزان مکتب المصطفی با خوانش شعر شان محفل را رونق بیشتر بخشیدند. در ادامه خواهر زهرا متعلمه لیسه المهدی مقاله اش را به خوانش گرفتند. بعد گروپ سرود بابه مزاری از دانش آموزان لیسه رابعه بلخی سرود زیبای شانرا که در رابطه به رهبر شهید بود، تقدیم کردند. بعد از آنها برادر علی رضا متعلم لیسه عالی فردوسی مقاله شانرا به خوانش گرفتند و در سلسله آنها گروپ سرود بلبلان معارف از دانش آموزان لیسه عالی نور، سرود شانرا اجرا نمودند.

     آقای احمد علی کهزاد، جنرل سکرتری حزب دموکراتیک پارتی، دومین سخنران محفل بودند. آقای کهزاد در شروع سخنانش شهادت شهدای حوادث اخیر شهر کویته را تسلیت گفته و بعد از آن پنجم جوزا سالروز تولد رهبر شهید و سوم جوزا روز معلم را تبریک گفتند. ایشان گفتند، که با دیدن این مراسم با شکوه و عظیم، باور انسان به یقین تبدیل میشود، که هیچ کسی نمی تواند راه پیشرفت و ترقی مردم ما را بگیرد، زیرا ایمان و باور به خود و آرزوی فراگیری تعلیم و تربیت سالم در چهره همه موج می زند. ما خوشحالیم از اینکه می بینیم، فرهنگ ارج گذاری و اهمیت بخشیدن به معلم، شخصیت های ملی و ارزشهای ملی ما، نهادینه میشود. ایشان با ذکر نمونه ای از احترام استاد، توسط ملکه انگلیس در سلسله سخنانشان یاد آور شدند، که  هر آن ملتی که به معلمان و آموزگاران شان احترام گذاشته اند، بجایی رسیده اند و ما نیز با احترام به نخبگان و استادان خویش میتوانیم جامعه ایده آلی بسازیم. در ادامه وی یاد آور شدند، که خوشحالم از اینکه می بینم، توسط کسانی، که اهل علم و دانش اند نه تنها استادان علمی، که استادان و رهبرانی سیاسی ما نیز تقدیر می شوند. یکی از رهبران و آموزگاران بزرگ تاریخ ما رهبر شهید استاد عبدالعلی مزاری بود. رهبر شهید مزاری نه تنهای راهنمای زندگی احسن برای هزاره بود، که ایشان راهنمای تشکیل یک جامعه ایده آل برای تمام ملیت های محروم و خصوصا اقوام محکوم افغانستان بودند. سخنان بابه نه تنها منطبق به آرمانهای سازمانهای مدنی امروز جهان، که محور اصلی قانون اساسی افغانستان را نیز می سازد. آقای کهزاد با تاکید بر جوانان، گفتند که جوانان باید با فراگیری افکار و اندیشه های رهبر شهید، ادامه دهنده راه او باشند، تا بتوانند راه خدمت به مردم را بیاموزند... بعد از آقای کهزاد خواهر لطیفه وفا به نمایندگی از مکتب امید، شعر زیبای شانرا که در رسای رهبر شهید سروده بودند، تقدیم حاضرین در محفل نموده و تحسین آنها را بر انگیختند.

     استاد توکلی، آخرین سخنران محفل بود، که به نمایندگی از اتحادیه مکاتب فارسی هزاره تاون – کویته، به سخنرانی پرداختند. استاد قبل از همه با ذکر این نکته که ما حقیقتا این روز ها جگرخون و آزرده خاطر هستیم، به خاطر شادی روح شهدای شهر کویته و خصوصا شهدای ششم می و هجدهم می صلوات گفتند. سپس وی در ضمن تبریک گفتن سالروز تولد رهبر شهید و روز معلم، تشریف آوری مهمان را خیر مقدم عرض نموده و با به خوانش گرفتن، چند آیه ای از کلام الله مجید و تفسیر آن سخنان ارزشمندی را در رابطه به اهمیت ارج گذاری به آموزگاران و تعلیم و تربیت بیان کردند. ایشان در رابطه به استادان گفتند، که اگر از یک طرف استادان گرامی بلند ترین مقام را دارند، ولی نباید از یاد برد، که از طرف دیگر استاد عزیز سنگینترین و مهم ترین وظیفه را نیز بر عهده دارند. استاد توکلی در سلسله سخنانش یاد آور شدند، که تروریستانی، که امروز انسانهای بی گناه را بزدلانه به شهادت می رسانند، نیز استادانی دارند. آیا ما نیز باید مثل آنها استاد باشیم؟ متاسفانه امروزه تروریستان با ندای الله اکبر دست به کشتار ملت مظلوم ما می زنند، که این کار شان نمایانگر اوج جهالت شان است. استادان وظیفه دارند، که مردم را روشن کنند و نباید نسل آینده را مثل تروریستان جاهل بار آورند. نباید فراموش کرد، که عده ای جاهل و نا آگاه در بین ما نیز است، که باید جلو شان گرفته شود و آگاه شوند. اگر اهل تسنن و اهل تشییع فتوا های کفر بر یکدیگر دهند و دست به قتل یکدیگر بزنند، بدون شک بزرگترین خدمت را به دشمنان اسلام می کنند. استادان گرامی باید هوشیار باشند و نسل آینده را به دور از تعصب های کور مذهبی و نژادی تربیه کنند. ما استادان معتقد به قرآنکریم هستیم و تعصبات کور مذهبی و نژادی را نمی خواهیم، زیرا نابود کننده است. رهبر شهید استاد عبدالعلی مزاری (ره)، عمرش را در سنگرها سپری کرد و بعد از پیروزی انقلاب، عمرش را در راه احقاق حقوق ملیت های مظلوم صرف کرد. رهبر شهید می گفت: "من هیچ وقت نه شـیعه گفته ام و نـه ســنی، بعد از این نیز نخـواهم گفت. مطرح کردن شیـعه و سـنی یک بازی است." رهبر شهید با دید وسیعی که داشت، همه را می خواست. وی خواهان حقوق مساوی همه و عدالت اجتماعی بود. رهبر شهید مزاری را، ما به خاطر اندیشه عظیم شان به عنوان رهبر تمام ملیت های مظلوم جهان می شناسیم. در ادامه استاد توکلی به شکل هشدار گونه یاد آور شدند، که امروزه متاسفانه کسانی وجود دارند، که می خواهند افکار شهید مزاری را ترور کنند. و دو خطر افکار بابه مزاری را شدیدا تهدید می کند. اول:  عده ای وجود دارند، که از طریق بابه مزاری می خواهند به آب و نانی برسند. آنها از بابه بخاطر شهرت طلبی خودشان استفاده می کنند، لهذا افکار بابه را هر آنطوری که مطابق به منفعت شخصی خودشان است، تفسیر و از آن سو استفاده می کنند. دوم: عده ای به نام تجلیل از افکار رهبر شهید، وی را شخص متعصب و نژاد پرست جلوه می دهند... ما باید بدانیم، که رهبر شهید از این چیز ها مقامش بسیار بالاتر بود. نباید افکار رهبر شهید را به خاطر منفعت شخصی خود استفاده کنیم و یا وی را یک چهره متعصب و خود خواه بسازیم. و نیز نباید اجازه دهیم، که کسانی از نام و اندیشه های بابه سو استفاده کنند. خصوصا در این رابطه استادان محترم وظیفه دارند، که رهبر شهید را هر آنطوری که خودش و افکارش بود، برای نسل های آینده معرفی کنند... استاد توکلی در قسمت آخر سخنانشان، از حزب هزاره دموکراتیک به خاطر تامین امنیت محفل سپاسگزاری نموده و یکبار دیگر تشریف آوری مهمانان را خیر مقدم گفتند.

     بعد از سخنرانی استاد توکلی، دو تن از هنرمندان جوان و خوش صدای مردم ما محترم سخی جهانگیر و ثریا تلاش با زمزمه نمودن آهنگهای زیبای شان به حاضرین در محفل شادی و طراوت بخشیدند. هر دو هنرمند بیش از حد مورد استقبال و تحسین قرار گرفته و تشویق شدند. قابل یاد آوریست، مراسم بیش از حد مورد استقبال مردم قرار گرفت، ولی به خاطر کوچکی سالن و شرکت بیش از حد دوست داران رهبر شهید و ارج گذاران به مقام شامخ معلم، متاسفانه عده از مردم نتوانستند، داخل سالن شوند.

آقای کهزاد در حال سخنرانی

استاد توکلی در حال سخنرانی

سخی جهانگیر در حال اجرای آهنگش

ثریا تلاش در حال اجرای اهنگش

گروپ سرود، در حال اجرای سرود شان

گروپ سرود، در حال اجرای سرود شان

 حاضرین در مراسم

  حاضرین در مراسم

 حاضرین در مراسم

منبع: سایت جمهوری سکوت

ارادتمند شما سروران محترم علیرضا مظفری

  نوشته شده در  سه شنبه سوم خرداد 1390ساعت 23:15  توسط علی رضا مظفری   | 
ولادت حضرت زهرا (سلام الله عليها)

ولادت حضرت زهرا (سلام الله عليها) بر همه دوستان مبارک باد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

براي مطالعه مقالات مرتبط با ولادت حضرت زهرا (س) اينجا رامشاهده نماييد.

شیخ صدوق در کتاب امالی از امام صادق(ع) نقل می‏کند که آن حضرت فرمود: در هنگام ولادت حضرت فاطمه، خدیجه شخصی را به نزد زنان قریش فرستاد و از آن‏ها خواست تا به خانه او بیایند و در هنگام وضع حمل به او کمک کنند، اما زنان مکه برای خدیجه پیغام دادند که تو به سخنان ما گوش نکردی و با یتیم ابی‏طالب ـ که مال و ثروتی نداشت ـ ازدواج کردی، لذا ما به کمک تو نخواهیم آمد. خدیجه از این پیغام غمگین شد و در حال اندوه به سر می‏برد که ناگهان چهار زن گندمگون بلند قامت را ـ که همچون زنان بنی هاشم بودند ـ مشاهده کرد که بر وی وارد شدند. خدیجه از دیدن ایشان نگران شد اما یکی از آن چهار زن به سخن آمد و گفت: ای خدیجه! نترس و محزون مباش که پروردگار تو ما را فرستاده و ما خواهران تو هستیم. من ساره‏ام، این آسیه همسر فرعون است که همدم تو در بهشت خواهد بود. آن دیگری مریم دختر عمران و نفر چهارم کلثوم خواهر حضرت موسی است. خداوند ما را نزد تو فرستاده تا در هنگام وضع حمل به تو کمک کنیم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منبع: اندیشه  قم

http://www.andisheqom.com/Files/news/newsIn.php?lang=fa&id=2071&cat=3

ارادتمند شما سروران محترم علیرضا مظفری

  نوشته شده در  سه شنبه سوم خرداد 1390ساعت 22:53  توسط علی رضا مظفری   | 

ساز مان اجتماعی، فرهنگی ومطبوعاتی افغانی های مقیم کشور فرانسه، به ریاست حجت الاسلام، دکتر علی محقق نسب، با نام: جامعه افغانستانی های فرانسه افتتاح کردید. این افتتاحیه واعلام موجودیت که طی مراسم با شکوهی در تالارخانه انجمن های منطقه پانزدهم پاریس انجام شد، همراه با مراسم تجلیل از عید باستانی نوروز بود...

بر اساس گزارش خبرنگار جامعه،

 روز پنجشنبه 7 / 4 / 2011 برابر با 19 / 1 / 1390

ساز مان اجتماعی، فرهنگی ومطبوعاتی افغانی های مقیم کشور فرانسه، به ریاست حجت الاسلام، دکتر علی محقق نسب، با نام: جامعه افغانستانی های فرانسه افتتاح کردید. این افتتاحیه واعلام موجودیت که طی مراسم با شکوهی در تالارخانه انجمن های منطقه پانزدهم پاریس انجام شد، همراه با مراسم تجلیل از عید باستانی نوروز بود.

در این مراسم که آقای رشاد محسن، از فرهنگیان با سابقه پاریس، معرف ومجری آن بود، نخست سال نو 1390 خورشیدی را برای حاضران تبریک گفت وبعد برنامه هارا اعلام نمود وگفت که نخستین سخران امروز آقای احمد شاه فرید، خبر نگار افغان است که درباره عید باستانی نوروز سخن می گوید وبعد حجت الاسلام دکتر حسن فرشتیان درباره همرا شدن انسان با طبیعت در ایام نوروز گفت وگو خواهد نمود ودر پایان حجت الاسلام دکتر علی محقق نسب، ریاست سازمان درباره مراسم نوروز وسازمان اجتماعی جامعه افغانستانی های فرانسه واهداف وخصوصیات آن مطالبی را عرضه خواهد داشت.

نخستین سخنران که احمد شاه فرید بود بعد از تبریک گفتن سال نو، گفت: سال نو در هر کشوری با جامه سبز می آید ولی در کشور ما با جامه سرخ ! یکی از استرالیا برایم ایمیل فرستاده است که به نوروز بگویید در کشور افغانستان نیاید که در آن جا جشن نیست؛ غم است؛ مصیبت است ومردم ما هر روز به دست تروریستان کشته می شوندو...او گفت که قلبم مالامال از احساس است تاجایی که قدرت سخن گفتن را ازمن گرفته است. او درخاتمه از دوستان وهمشهریان افغانستان خواست که به جامعه افغانستانی های فرانسه بپیوندند ودر جهت سازندگی فرهنگی باهم  کمک نمایند.

سپس حجت الاسلام دکتر حسن فرشتیان، نیز در آغاز سخنان خود عید باستانی نوروز را برای حاضران تبریک گفت و جشن نوروز را جشن همدلی میان انسان و طبیعت از یکسو و انسان یا همنوع خودش از سویی دیگر دانست وی افزود در طبیعت انجا که هماهنگی و همدلی هست طبیعت رو به رشد و کمال میرود و اگر درگیری و نزاع باشد نیروهای طبیعت به تخریب خویش می پردازند

وی با اشاره به شعر مولانا «من که صلح دایم با این پدر- این جهان چون جنت استم در نظر»

توضیح داد انسانی که با همنوع خویش همدل است رو به کمال دارد. صلح و سلام و صفا و صمیمیت صفت بهشتیان هست و جنگ و نزاع و سینه سپر کردن و مبارز طلبیدن صفت جهنم و جهنمیان هست

نوروز غلبه گرما بر سرما، نور بر ظلمت و روز بر شب هست و یک نسیم بهاری حیاتبخش طبیعت بیجان میشود در حالیکه بادهای پاییزی نوید مرگ و سرما میدهند

وی با شاره به شعر سعدی که «بنی ادم اعضای یکدیگرند» ضمن تشویق جامعه افغان به همدلی و همکاری، تولد این انجمن را در نوروز به فال نیک گرفت  و از مهاجران افغانی خواست که از این فرصت برای همدلی بیشتر استفاده کنند و ضمن تجربه کار جمعی، تلاش کنند این تجربه ها را به کشور و هموطنانشان منتقل کنند و پیام اور صلح و همزیستی برای کشور جنگزده شان باشند. به گفته وی، وظیفه مهاجران فقط در ارسال کمک نقدی به بستگان و هموطنانشان نیست بلکه بایستی آموخته های خویش را نیز به هموطنان خویش منتقل کنند و بدون شک، حضور در این انجمن گام مهمی برای پیشبرد این اهداف هست و تمرینی از همفکری و همکاری گروهی در فضایی دوستانه می باشد.

درپایان، حجت الاسلام دکتر علی محقق نسب، به تفصیل درباره نوروز وجامعه افغانستانی های فرانسه سخنرانی نمود. او سخنانش را چنین آغاز نمود:

 قال عیسی بن مریم اللهم ربنا انزل علینا مایدة من السما تکون لنا عیدا لاولنا وآخرنا وآیة منک وارزقنا وانت خیر الرازقین. 114 مایده.

با سلام واحترام به شما گرامیان وحضار محترم، سال نو 1390 خورشیدی را به شما وخانواده های   گرامی شما تبریک می گویم وسال پر خیروبرکت همراه با سلامتی وموفقیت را برای شما آرزودارم.

عید در کلام مسیح ودر قرآن، با چند ویژگی مطرح شده است:

نخست آن که از آسمان ، لطف ورحمت خداوند بیاید ومایده ی آسمانی نازل شود.

دوم این که، روز شادی برای حاضران وآیندگان باشد .

سوم این که، نشانه عظمت خدا باشد.

چهارم، رزق وروزی دنیوی در پرتو آن توسعه پیداکند وسفره پرنعمت مهیا شود.

از خداوند مهربان می خواهم که همه این چهار ویژگی را نصیب تان فرماید.

امروز از جهت دو مناسبت گرد هم آمده ایم یکی به مناسبت عید باستانی نوروز ودیگری به مناسبت افتتاح سازمان اجتماعی وفرهنگی- مطبوعاتی جامعه افغانستانی های فرانسه

علی هذا بحث امروز من به مناسبت موضوع  ومحمول دارای دو بخش است:

بخش اول، کلیاتی درباره نوروزمی باشد که در سه مساله خلاصه می شود:

1 - تاریخ نوروز؛

2 - حوزه جغرافیای نوروز؛

3 - مشروعیت نوروز.

بخش دوم از سخنانم درباره جامعه افغانستانی های فرانسه واهداف وخصوصیات آن خواهد بود.

1 - تاریخ نوروز

 نطر به داده های تاریخ ، نخستین کسانی که جشن نوروز را برپا داشته اند جامعه سومریان بوده اند واین قوم پیشگام ومتمدن تاریخ، حدود 5 هزار  سال پیش از تولد مسیح، از موطن اصلی خود در آسیای میانه راهی سرزمین بین النهرین( دجله وفرات) شدند واولین تمدن بشری را بنیان نهادند.

این امر که نوروز منتسب به سومریان می باشد، یک ادعا نیست بلکه بر اساس تحقیقاتی است که پیرامون تاریخ تمدن جامعه بشری صورت گرفته و مشخص شده است که سومریان در روز اول بهار (نوروز) جشن های مفصلی، به مدت دوازده روز برگزار می کرد ه اند.

آقاى دكتر مهرداد بهار نيز در مدخل كتاب " تخت جمشيد" و هم در مصاحبه خود با مجله آدينه چنين گفته است: « جشن نوروز در اصل يك جشن آريايى نبوده بلكه نخست در بين سومريان مرسوم بوده است... اين آيين از بين النهرين به ديگر مناطق جهان و از جمله ايران رفته است.»

استاد ضیاء صدرالاشرافی در مقاله تحت عنوان - نوروز و تاریخچه آن - نوشته است که : "زمان سنجی" و تعیین نوروز (اول بهار) و اول پائیز، در کنار اول تابستان و زمستان، بنا به داده های تاریخی، به آغازگران تمدن بشری یعنی "سومریان"، میرسد، مردمی زراعت پیشه و متمدن، که جهت تنظیم امور زراعی و تولیدی، تجاری، اداری، دینی و نظامی و ... خود نیاز ثابت و استواری به تقویم خورشیدی و " زمان سنجی" داشتند" .

    2 - حوزه جغرافیایی نوروز

جغرافیای نوروز با نام نوروز یا مشابه آن، سراسر خاورمیانه، بالکان، قزاقستان، تاتارستان، در آسیای میانه چین شرقی (ترکستان چین)، سودان، زنگبار، در آسیای کوچک سراسر قفقاز تا آستراخان و نیز آمریکای شمالی، هندوستان، پاکستان، بنگلادش، بوتان، نپال و تبت را شامل می‌شود. امروزه حوزه جغرافیی نوروز حدود دومیلیارد نفر را دربر می گیرد.

چنان چه از تاریخ نوروز وحوزه جغرافیی آن بهره می شود، مراسم نوروز واین جشن باستانی به هیچ ملت یا مملکت ویا مذهب خاصی تعلق ندارد؛ بلکه یک میراث مشترک جهانی است.

3 - مشروعیت نوروز

در خصوص مشروع بودن یا مشروع نبودن مراسم نوروز، دیدگاهای متفاوتی وجود دارد. برخی اندر فضایل ومناقب نوروز چنان افراط کرده اند که همه روزهای نیک وروزهای مهم وسر نوشت سازومقدس را عنوان نوروز داده اند وعده ای دیگر مراسم نوروز را نا مشروع یا مذموم قلمداد کرده اند.

طرفداران نوروز

طرفداران نوروز می گویند: در اسلام و به ویژهٔ آیین تشیع به نوروز به عنوان روزی خجسته نگاه شده و بر گرامی داشتن آن تأکید شده است. از دیدگاه شیعه، نوروز روز ظهور امام زمان است. در حدیثی از امام صادق آمده است:

«روز نوروز همان روزی است که خداوند در آن از بندگانش پیمان گرفت که او را پرستش کنند و هیچ چیزى را شریک او ندانند و این که به پیامبران و اولیایش ایمان بیاورند و آن نخستین روزی است که خورشید در آن طلوع کرده، و بادهاى باردار کننده در آن وزیده است و گلها و شکوفه‌هاى زمین آفریده شده است.

و آن روزیست که کشتى نوح(ع) به کوه جودى قرار گرفت.  و آن روزیست که جبرئیل بر پیامبر (ص) فرود آمد. و آن همان روزیست که ابراهیم(ع) بتهاى قوم خود را شکست. و آن همان روزیست که پیغمبر خدا، امیرالمومنین على(ع) را بر دوش خود سوار کرد تا بتهاى قریش را از بالاى خانه خدا به پائین انداخت و... »

ملاحظه می کنید که این دیدگاه، خیلی افراطی وخیال پردازانه است. وتا حدودی هم معنای لغوی نوروز را در نظر گرفته وهر روز جدید یا سرنوشت ساز را نوروز قلمداد کرده است، در حالی که منظور از مراسم نوروز معنای اصطلاحی آنست. یعنی روز اول سال خورشیدی که دارای مراسم ویژه گردیده است. آنچه را که طرفداران افراطی نوروز گفته اند قابل اثبات نیست ونمی تواند صحت داشته باشد.

منتقدان نوروز

نویسندگان و نظریه پردازانی نیز بوده‌اند که نوروز را آیینی ناپسند و مذموم می‌دانستند. برخی از روحانیون پس از انقلاب سال ۵۷ سعی در زدودن نوروز از تقویم ایران کردند. مرتضی مطهری بزرگداشت چهارشنبه سوری را از آن «احمق‌ها» می‌دانست، و آیین نوروز را «ضد اسلام». آیت‌الله ابوالقاسم خزعلی نیز گفت: «امیدوارم عیدغدیر جای نوروز را بگیرد». پیشتر از این نیز امام محمد غزالی در کیمیای سعادت نوشته بود: «... اظهار شعار گبران حرام است بلکه نوروز و سده باید مندرس شود و کسی نام آن نبرد.» آیت الله خامنه ای هم فتوا به حرمت برگزاری مراسم چهارشنبه سوری داد. در افغانستان نیزبرای زدودن مراسم نوروز تلاش هایی انجام شد که درکابل، به جای مراسم نوروز، جشن دهقان ودر مزارشریف، میله گل سرخ برقرار کردند! حکومت طالبان هم رسما این مراسم را حرام وممنوع اعلام نمود! ولی با این همه، جشن نوروز ادامه دارد.

منتقدان نوروز هم با عینک ملی به عید نوروز نگاه کرده اند وبدون تحقیق وتامل کافی، فتوا به تحریم نوروز داده اند. آنان تصور کرده اند که مراسم نوروز از اختراعات گبران یا مجوسان ایران است؛ بر این اساس این سنت ومراسم را غیر اسلامی ونا مشروع قلمداد کرده اند! درحالی که اولا، مراسم نوروز از اختراعات گبران نیست؛ بلکه صاحبان اصلی این مراسم واختراع کنندگان آن، سومریان ترک هستند وثانیا هر سنت یا قانون ویا راه وروش زندگی که به وسیله غیر مسلمانان اختراع وابداع شده باشد حرام نیست؛ چنان که بسیاری از اصول وقواعد دین اسلام، سنت های بر ساخته عبد الطلب است واو خود بت پرست بود!

دیدگاه صحیح تر درباره نوروز

نوروز نه آن چنان بر جسته یا مهم ویا مقدس است که عده ای تمامی روزهای مهم را نوروز قلمداد کرده اند ونه آن چنان است که بر خلاف اصول ومبانی دینی باشد؛ بلکه نوروز یا جشن نوروز یک عمل خوب ومشروع است. این مراسم می تواند به روابط صحیح ودوستانه اجتماعی کمک کند وباعث دوستی ومحبت وهمبستگی شود وکدورت ها را ازبین ببرد وباعث مهر ومحبت بین خویشان ودوستان  وهمسایگان شود.

 

بخش دوم- معرفی جامعه افغانستانی های فرانسه

این سازمان اجتماعی به چه منظوری پدید آمده است وفلسفه وجودی آن چیست؟

اگر خیلی خلاصه وفشرده بگویم، این سازمان در پی عدالت اجتماعی است. به منظوررسیدن به عدالت اجتماعی پدید آمده وهدفش این است که به انسان ها کمک کند تاراه عدالت ومروت وانصاف را پیش گیرند. برای فهم بهتر موضوع، مقدمه ای را عرض می کنم:

انسان دارای زندگی اجتماعی است وبدون جامعه قادر به ادامه حیات نیست. تمامی حقوق ووظایف انسان در ظرف جامعه ودر رابطه با دیگران قابل تعریف است. اگر فرض شود که انسانی در جنگل یا در صحرا تنها زندگی کند، هیچ تکلیفی ندارد. نه نماز بر او واجب است ونه روزه ونه هیچ تکلیف دیگری واصولا هیچ چیزی بر او حرام نیست وهیچ چیزی بر او واجب نیست وهیچ امری بر او مستحب یا مکروه نخواهد بود. برای چنین شخصی هیچ نوع حقی نیز قابل تصور نیست. نه حق مالکیت دارد ونه حق زوجیت ونه هیچ حق دیگری. خلاصه این که انسان تنها نه محتاج قانون است ونه محتاج پیامبر وکتاب وشریعت.

چون انسان دارای زندگی اجتماعی است وباید درجامعه ودر کنار دیگران زندگی کند، در زندگی اجتماعی هر کسی اختیارات بیشتر، قدرت بیشتر وامتیازات بیشتر می خواهد واین افزون طلبی های انسان باعث اختلاف ونزاع وخشونت می شود. برای این که جامعه گرفتار جنگ وخشونت وکشتار نشود قانون وشرع لازم است تا انسان در سایه قانون ویا شرع، به حقوق مشروع خود دست پیدا کند واز تعدی به حقوق دیگران  نیزمنع شود. یعنی انسان در سایه قانون رشد کند ودر امنیت وآسایش قرار گیرد وبه کمال شایسته خود برسد. برای تامین آسایش وآرامش جامعه انسانی، تنها قانون کفایت نمی کند، بلکه برای اجرای قانون، رهبر یا رسول ویا رییس لازم است. به همین دلیل در کلمات منسوب به حضرت علی آمده است که : لابد للناس من امیر بر اوفاجر. مردم ناگزیرند رهبر وراهنما ورییس داشته باشند.

پس قانون، شریعت، رسالت، نبوت، امامت، خلافت، حکومت و... محصولات اجتماعی هستند. اگر از این تعبیر خوشتان نمی آید بفرمایید از ضروریات جامعه واز لوازم جامعه هستند. اگر زندگی اجتماعی انسان نبود، ارسال رسل وانزال کتب لازم نبود.

 فلسفه وجودی دین !

 قرآن کریم در آیات متعدد فلسفه دین را بیان کرده است. دریک آیت می گوید:« لقد من الله علی المؤمنین اذ بعث فیهم رسولا من انفسهم یتلوا علیهم آیاته ویزکیهم ویعلمهم الکتاب والحکمة وان کانوا من قبل لفی ضلال مبین.» خداوند بر مؤمنان منت نهاد زیرا درمیانشان رسولانی را از جنس خودشان گماشت تا آنان را خدا شناس نمایند واز لحاظ اخلاقی تزکیه کنند وآنان را علم ودانش بیاموزند.

حال پرسش اصلی این است که این انسان های خدا شناس وتزکیه شده ودانشمند چه باید بکنند؟ در واقع، سوال این است که چرا خداوند به وسیله پیامبران، انسان هارا خدا شناس ومهذب ودانشمند می سازد؟

چرا خدا وند انسان هارا از لحاظ اخلاقی تزکیه می کند؟ انسان با اخلاق به چه دردی می خورد؟ چرا خداوند در ستایش از رسول اعظم اسلام می گوید : انک لعلی خلق عظیم! ای محمد تو دارای خلق عظیم هستی! این خلق عظیم به چه کاری می آید؟

خود پیامبر هم می گوید: انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق. من آمدم تا اخلاق را کامل کنم. چرا می خواهد اخلاق را کامل کند؟ مگر اخلاق خوردنی است یا پوشیدنی است ویا اتومبیل است که آدم سوارش شود؟؟؟

جواب این است که همه این زحمات وتمامی این تشکیلات درپی عدالت اجتماعی هستند وفلسفه وجودی اخلاق، دین، شریعت، نبوت، رسالت، امامت، حکومت و... این است که آسایش انسان، آرامش انسان، امنیت انسان وسعادت وبهروزی انسان در زندگی اجتماعی فراهم شود.

 رمز اصلی وفلسفه واقعی دین دراین آیت از قرآن مقدس بیان شده است:( لقد ارسلنا رسلنا بالبینات وانزلنا معهم الکتاب والمیزان لیقوم الناس بالقسط.)

هدف از ارسال رسول وانزال کتب این است که جامعه انسانی به عدالت اجتماعی دست پیدا کند وانسان ها در کنار یکدیگر با امنیت وآرامش ودوستی زندگی کنند ومحیط زندگی انسانی داشته باشند.

 همه این تشکیلات به منظور تحقق عدالت به وجود آمده اند. عدالت گمشده بشریت است. اکسیر حیات است. بالعدل قامت السماوات والارض. قانون، شریعت، رسالت، نبوت، امامت، خلافت، همه وهمه در پی برقراری عدالت اجتماعی در جامعه بشری هستند. تمام سازمان های حقوق بشری، سازمان های دفاع از دموکراسی، سازمان ملل متحد، شورای امنیت، دیوان دادگستری بین المللی وسایر مراجع بین المللی ونیز قراردادها ومعاهدات بین المللی، همگی در پی آسایش انسان وتامین عدالت اجتماعی وزندگی بهتر برای انسان است. تمامی روشن فکران وفرهنگیان ونخبگان بشری درجست وجوی عدالت اند.

جامعه افغانستانی های فرانسه، نیز در جست وجوی عدالت وانصاف ومروت است ومی خواهد درکنار خیر خواهان جهان قرار گرفته مخاطبان خودرا به عدالت ومروت وزندگی مسالمت آمیز فرا بخواند واز قول خدای مهربان به آنان بگوید: اذا حکمتم بین الناس ان تحکموا بالعدل. هرگاه به قدرت رسیدید عدالت را فراموش نکنید. از قول امام علی بگوید: کونوا کالنحل. مانند زنبور عسل مفید باشید وبرای بندگان خدا عسل مصفا بسازید.

ما مسلمانیم ودین ما اسلام است، اسلام دین صلح است وکلیمه اسلام مساوی با واژه صلح است؛ چراکه اسلام از ماده سلم وسلامت گرفته شده وسلم وسلامت به معنای صلح است. درقرآن آمده است: ( یا ایهالذین آمنوا ادخلوا فی السلم کافه) ای اهل ایمان، همگی در صلح وآشتی وزندگی مسالمت آمیز درآیید. شعار ما سلام است. وقتی که سلام می کنیم معنایش این است که من با شما در صلح هستم وهیچ نوع ضرز وزیانی به شما نمی رسانم. شما از جانب من در امنیت وآسایش هستید.

جامعه افغانستانی های فرانسه می خواهد در این مسیر قرار گیرد واز طرق مختلف فرهنگی، مطبوعاتی، آموزشی، تبلیغاتی وغیره به مخاطبان خود زندگی انسانی وعادلانه را پیش نهاد کند وتذکر دهد که از خشونت وجنایت وترور وقتل عام نتیجه خدا پسندانه حاصل نمی شود. با خشونت فلسفه وجودی دین ورسالت ونبوت ازبین می رود. با خشونت آسایش انسان وآرامش او ازبین می رود وانسان به کمال شایسته خود نمی رسد.

 چرا جامعه افغانستانی های فرانسه، در این مسیر حرکت می کند؟ یا به چه علت این مسیر صعب العبور را انتخاب کرده است؟

جامعه، به سه دلیل واضح، این راه دشوار را برگزیده است.

دلیل اول این است که، جامعه عقیده دارد که راه صلح طلبی وراه خیر خواهی وراه اخلاق وتربیت، راه رسولان وپیامبران وصالحان است؛ لذا وظیفه انسانی وایمانی ماست که دراین راه روان باشیم وبا اقتدا به پیشوایان خود، پیام دین واخلاق وعدالت وانسانیت وزندگی مسالمت آمیز را به جوامع اسلامی وغیر اسلامی ابلاغ کنیم.

دلیل دوم، ما خود تاراج شدگان خشونت های دینی وتعصبات فرقه ای ونژادی هستیم؛ لذا برای جلوگیری ازادامه این روند ظالمانه باید کوشش کنیم تا دیگران به سرنوشت ما گرفتار نشوند.

دلیل سوم این است که، ازدین ما ومقدسات ما وشعارهای مذهبی ما سوء استفاده شده واز دین رافت ورحمت اسلامی، چهره زشت وخشونت بار ترسیم شده است. لذا بر عالمان ودانا یان است که برای دفاع از حقیقت ودرستی قیام کنند.( اذا ظهرالفساد فللعالم ان یظهر علمه.)

خلاصه، جامعه افغانی ها می خواهد یک گفتمان بین المللی را به وجود بیاورد وطرح ها وایده های خودرا در جهت تامین زندگی مسالمت آمیز، با تمامی بشریت وبا تمام نخبگان بشری در میان بگذارد واز تمامی توان علمی، دینی، اخلاقی واستدلال های منطقی خود در این راه استفاده کند؛ ولی جامعه، طرفدار جریان خاص یا مذهب خاص یا کشور ونژاد خاص نیست؛ بلکه سعی می کند منطق خودرا به صورت بی طرف وبی غرض مطرح کند. درست است که ما مسلمانیم ولی منطق ما وگفتمان ما عمومی وبشری است وطرف خطاب ما نیز همه انسان ها هستند.

بخش های اداری جامعه افغانستانی های فرانسه:

جامعه ، برای رسیدن به اهداف خود، بخش های زیررا در نظر گرفته است:

 1 - بخش فرهنگی ومطبوعاتی مانند ؛ رادیو، تلویزیون وسایت های اینترنتی؛برگزاری کنفرانس های علمی وهمایش های بین المللی و...

 2 - بخش آموزشی وتبلیغاتی در جهت دفاع از حقوق بشر وارزش های دموکراسی؛

 3 - بخش آموزشی وپژوهشی به منظوراسلام شناسی وباز خوانی مبانی دینی؛ در زمینه های اسلام وحقوق بشر؛ اسلام ودموکراسی؛ اسلام وروابط بین الملل؛ اسلام وتساوی حقوق انسان ها؛ اسلام وآزادی عقیده؛ اسلام وتساوی حقوقی ادیان ومذاهب؛ اسلام وصلح جهانی یازندگی مسالمت آمیز در سراسر جهان و...

 4 - بخش حمایت از زنان وکودکان وجانبداری از تساوی حقوقی زنان ومردان؛ ونیز کمک رسانی به زنان وکودکان بی سرپرست وایجاد مراکز نگهداری از کودکان وسالمندان.

5 - بخش ساماندهی نیروی انسانی؛ وبخش خدمات قانونی به مهاجران و...

 6 - بخش دفاتر منطقه ای ونمایندگی های خارجی.

ناگفته پیداست که در تمامی این بخش ها نیازمند کمک های مادی ومعنوی شما هستیم.

والسلام علیکم ورحمة الله !

منبع- وب سایت جمهوری سکوت

  نوشته شده در  شنبه سوم اردیبهشت 1390ساعت 12:8  توسط علی رضا مظفری   | 

درگزارشی از محفل معرفی بهترین های کانکور سال 1389 ولایت غزنی 

 کانکور سر تاسری 1389 بیش از 117000 هزارنفر شرکت کرده بود که از این تعداد نفر 5640 نفر آنرا شرکت کنندگان ولایت غزنی تشکیل میداد و از این تعداد 3671 نفر آن در دانشگده های مختلف کشور کامیاب شدند که از تعداد اشتراک کنندگان ولایت غزنی %65 کامیاب وباقی آن بخواطر پذیرش نداشتن وزارت تحصیلات عالی بی نتیجه ماندند...

 

     روز پنجشنبه مورخ 25 حمل 1390 محفلی از طرف انجمن فرهنگی خرد وتوسعه تحت عنوان "معرفی بهترین های کانکور سال 1389 ولایت غزنی " درمسجد جامع الزهرا واقع جاده شهید مزاری شهر کابل برگذار گردید ؛  این مراسم با اشتراک احمد بهزاد معاون دوم شورای ملی ، جمعی از وکلای ولایت غزنی، تعداد زیادی از استادان دانشگاه های کابل ، صدها تن از دانشجویان دانشگاه های مختلف کابل ، تعدادی از طبقه ی روحانیت ، محاسن سفیدان مردم عامه و.... برگذار گردید.

دراین مراسم با گردانندگی هادی برهانی  وظاهر زارع بر نامه های ذیل صورت گرفت :

  • 1- تلا وت آیات قرآن عطیم الشان در افتتاح محفل .
  • 2- سخنرانی محمد رضا محسنی (رییس انجمن فرهنگی خرد وتوسعه).
  • 3- سخنرانی جواد سلطانی (استاد موسسه تحصیلات عالی ابن سینا).
  • 4- سخنرانی هما سلطانی (وکیل مردم غزنی در شورای ملی )به نمایندگی از وکلای طبقه اناث آن ولایت.
  • 5- سخنرانی احمد بهزاد (معاون دوم در شورای ملی).
  • 6- سخنرانی استاد عرفانی (وکیل مردم غزنی در شورای ملی) به نمایندگی از وکلای طبقه ذکور آن ولایت.
  • 7- سخنرانی جواد امید (رییس شورای علمی فرهنگی ترک تباران افغانستان) و ارایه ی پیام تبریکیه آن شورا به راه یافتگان کانکور ولایت غزنی.
  • 8- توزیع تحسین نامه به ده نفر اشتراک کننده گان کانکور که بالاترین نمرات را ازولایت غزتی به دست آورده بود .
  • 9- در ختم محفل دعائیه توسط حجت الاسلام آقای مصباح (روحانی وداشجوی موسسه تحصیلات عالی کاتب).

      در این محفل که به اشتراک بیش از صد ها  نفر صورت گرفت سخنرانان هرکدام درمورد مشکلات وچالش های مکاتب ودانشگاه های کشور ومشکلات دیگر دولت درعرصه مختلف بحث وتبادل نظر کردند.

در کانکور سر تاسری 1389 بیش از 117000 هزارنفر شرکت کرده بود که از این تعداد نفر 5640 نفر آنرا شرکت کنندگان  ولایت غزنی تشکیل میداد و از این تعداد 3671 نفر آن در دانشگده های مختلف کشور کامیاب شدند که از تعداد اشتراک کنندگان ولایت غزنی %65 کامیاب وباقی آن بخواطر پذیرش نداشتن وزارت تحصیلات عالی بی نتیجه ماندند.

در میان بی نتیجه ها افرادی بودند که نمرات بالای داشتند ولی نسبت انتخاب بالای شان نتوانستند در دانشکده های دلخواه خود کامیاب شوند لذا بی نتیجه ماندند.

                                                  منبع >سایت جمهوری سکوت  ارادتمند خوبان علیرضا مظفری

  نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم فروردین 1390ساعت 22:39  توسط علی رضا مظفری   | 

ا تورنمنت فوتبال

تورنمنت فوتبال " جام مزاری "

درکشور بلجیم ( به روایت تصویر )

از دو سال بدینسو، جوانان مهاجر افغانستانی درکشور بلجیم تیم های جداگانه ای فوتبال را با نامهای مشخصی تشکیل داده اند که تعداد آن به ۱۳ تیم میرسد. این تیم ها درطول سال درتناوب متعدد، میان خود بازی های دوستانه میکنند. اما در هرسال یکبار مسابقه برای کسب " جام مزاری " را، راه می اندازند.

ازدو سال بدینسو، جوانان مهاجر افغانستانی درکشور بلجیم تیم های جداگانه ای فوتبال را با نامهای مشخصی تشکیل داده اند که تعداد آن به ۱۳ تیم میرسد. این تیم ها درطول سال درتناوب متعدد، میان خود بازی های دوستانه میکنند. اما در هرسال یکبار مسابقه برای کسب " جام مزاری " را، راه می اندازند.

امسال روز یکشنبه تاریخ  ۳ اپریل ۲۰۱۱ مسیحی ، ۱۳ تیم فوتبال در یکی از صالون های فوتبال شهر انتورپن بلجیم، مسابقه جالب ودیدنی را براه انداختند. این مسابقه که از ساعت ۸ صبح آغاز گردید و تا ساعت ۷ شام دوام داشت، بازی کنان با مهارت وکاردانی وطبق استندردهای قبول شده ای بازی فوتبال به مسابقه پرداختند. در طول این مدت تیم های در حال مسابقه از سوی عده ای کثیری از تماشا چیان با کف زدنهای ممتد بدرقه میشدند. قرار بود که در مسابقه امسال یک تیم فوتبال از کشور هالند نیز شرکت نماید ، اما به دلیلی مشکلاتی که برای شان پیش آمد نتوانست وارد رقابت شوند.

 در حاشیه ای این مسابقه و در جریان تفریح ، این ۱۳ تیم  بطور جمعی گرد هم آمدند، تا برای انسجام بهتر تیم ها و همآهنگی بیشتر در انجام مسابقات بازی فوتبال، کمیته ای انسجام شان راانتخاب کردند. این کمیته که متشکل از ۱۳ کاپیتان تیم و ۵ نفر دیگر هستند، به اتفاق آرا انتخاب شدند. ترتیب وتنظیم تیم ها، تعیین نوع لباس با نام تیم ها، تعیین محل مسابقات، راه اندازی مسابقات دوستانه، نظم دهی تورمنت ها، تعیین رابطه میان این تیم ها وسایر تیم های فوتبال در کشورهای بلجیم ، هالند،آلمان وسایر کشورها وراه اندازی مسابقه میان تیم ها، وسرانجام نظم بخشی بهتر مسابقه برای کسب " جام مزاری "، به عهده " کمیته انسجام فوتبال " می باشد.

    در کنار تورنمنت هیجان انگیز امسال برای کسب " جام مزاری "، در یک فرصت کوتاه، جمعی از اطفال بین سنین ۸ تا ۱۲ با لباس های فوتبال به میدان آمدند و خیلی با علاقمندی و مهارت بازی کردند که مورد توجه وتحسین تماشا چیان قرار گرفتند.

  درتورنمنت امسال، پس از یک مسابقه ای جالب ودیدنی، سه تیم به کسب " جام مزاری " به ترتیب ذیل نایل گردیدند:

  ۱ - تیم  "جاویدان  ب "   از شهر او ستنده در مقام اول .

 ۲ - تیم  "جاویدان  الف "  از شهر او ستنده در مقام دوم.

 ۳ - تیم    " انصاری "      از شهر انتورپن در مقام سوم .

   عکاسی از : حبیب گوهری

 

تورنمنت فوتبال " جام مزاری " درکشور بلجیم ( به روایت تصویر )

علیرضا مظفری   -درکشور بلجیم

  نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم فروردین 1390ساعت 21:42  توسط علی رضا مظفری   | 

شهید مزاری به عنوان یک عالم وارسته ویک رهبر فرزانه ویک مجاهد رسالت بردوش، چنین بود.او قلب مردم هزاره را جراحی کرد. نظام فکری ونظام باورهای هزاره را تغییر داد. او بود که قلب مریض وخسته وسرکوب شده ومضطرب شده مردم هزاره رابه یک قلب سالم وقوی وپر نشاط تبدیل نمود. یعنی او بود که نظام باورهای خرافی ودروغین وعقب مانده مردم هزاره را که بازور وتزویر، در طول دوصدسال و از زمان عبدالرحمن تا کنون مریض ومعیوبش کرده بودند وهر دروغی را به نام سنت،سرنوشت، تقدیر و دین قالب کرده بودند ونظام باورهای مردم مارا خراب کرده بودند و...

به تاریخ ۲۰مارچ ۲۰۱۱۱ مسیحی، ازشانزدهمین سالیاد شهادت رهبرشهید استاد عبدالعلی مزاری زیرعنوان " مزاری مراد عدالت وآزادی " طی مراسم با شکوهی در کشور بلجیم تجلیل به عمل آمد. این مراسم که دریکی از تالارهای ۱۲۰۰ نفری شهر انتورپن برگزار شده بود، صدها نفر ازاقشار مختلف جامعه افغانی از کشورهای بلجیم ، هالند، آلمان ، فرانسه ، سویدن وانگلستان شرکت ورزیده بودند.  این همآ یش را مشارکت گسترده ای زنان شکوهمندی خاصی بخشیده بود.

دورادور تالار، باشعارهای برگرفته از سخنان ارزشمند وآگاهی بخش رهبر شهید استاد عبدالعلی مزاری، به رنگهای سیاه ، سفید، سبز و سرخ نصب و به جز از یک شعار" عرض تسلیت " برفراز ستیژ ، دیگر همه ای شعارهابه گفته های تاریخی بابه اختصاص یافته بود. دوفوتوی بزرگ رهبر شهید به سایز های بزرگ ، یکی در عقب و دیگری در مقابل ستیژ قرار گرفته بود. همچنان ۲۰ قطعه فوتوی رهبر شهید به سایزهای کوچکتر در ستون پایه های تالار نصب شده بود. بیرق های افغانستان وکشور بلجیم در دو سمت فوتوی بزرگ بابه دردیوار عقبی میز خطابه ، قرارگرفته بود. گروه انتظامات متشکل از جوانان مقیم بلجیم، با لباس های متحدالشکل در سرتاسر تالار و دونفر از انتظامات در دو کنار ستیژ،از مهمانان و سخنرانان استقبال و پذیرایی میکردند.

مراسم با تلاوت آیاتی ازکلام الله مجید، توسط قاری جوان وخوش صدا، میثم امینی آغاز گردید. سپس گرداننده ای موفق وجوان برنامه، عیسی زرگری، پس از دعوت هیات تحریر به جایگاه شان ، باسخنان مسجع وشعرگونه ای، مهمانان را خوش آمدید گفت.

محترم موسی قاید زاده، نویسنده و شخصیت فرهنگی، پیام خانواده شهید مزاری را به عنوان تنها پیام این مراسم به خوانش گرفت و در واقع این پیام در سرخط مراسم شانزدهمین سالیاد شهادت رهبر شهید در کشور بلجیم قرار داشت. ( متن پیام خانواده رهبر شهیدرامیتوانید در سایت جمهوری سکوت بخوانید. )

 

محترم رضا ضیایی ، نویسنده و شخصیت فرهنگی مقیم کشور سویدن، نخستین سخنران این مراسم بود. ایشان با ابراز قدردانی وتشکراز هواداران وپیروان رهبرشهید در کشور بلجیم این " پایتخت سیاسی اروپا " ، به خاطر برگزاری چنین محفل با شکوه، طی سخنانی گفت که :   ما از کسی تجلیل می کنیم که به مفهوم واقعی رهبر بود. چون  کسی را میتوان رهبر گفت که دست مردم وجامعه خودرا بگیرد وبسوی اهداف والای انسانی رهنمون گردد. رهبر وقتی هدایتگری کاروانی را به عهده میگیرد، باید این کاروان را از همه خطرات وموانع عبور بدهد واهداف مردم خودرا با صدای رسا بیان نماید. محترم ضیایی گفت که :مزاری کی بود ؟   شهيد مزاری در قریه نانوایی چارکنت ولایت بلخ در یک خانواده متوسط ولی متدین به دنیاآمد اما تمام عمرش را در راه کسب دانش صرف کرد. اندیشه های جدیدی را مطرح نمود. او مردم را مسئول سرنوشت اش میدانست وبالاخره در پای اهداف والایش که همان ایجاد جامعه انسانی در افغانستان بود،جانش را فدا کرد وتمام عدالتخواهان را یتیم ساخت.  آقای ضیایی در بخش دیگری از سخنان خود گفت که :شهید مزاری به عنوان یک مصلح دینی، اجتماعی و فرهنگی با جامعه ومردم خود سخن گفت ومن به عنوان یک شاهد میخواهم یاد آور شوم که شهید مزاری توجه بسیار زیادی به تکامل فرهنگی داشت. ایجاد کتابخانه ها ، پیشنهاد وتاسیس د انشگاه شهید بلخی در ایران، ایجاد روزنامه ها وفصلنامه ها از کارهای فرهنگی مزاری شهید بود. به عنوان نمونه عرض کنم که جلد سوم سراج التواریخ را به مبلغ ۶۰ هزار تومان خریداری کرد. دوستان اش میگفتند که چرا این قدر پول را برای خرید یک کتاب کهنه وبدرد ناخور، پرداخت کرده اید ؟ اما رهبر شهید میگفت که :  این کتاب ، کتاب تاریخ وفرهنگ ما است.محترم ضیایی یکی از خاطرات خودرا چنین بیان نمود : در کشور ترکیه به عنوان هیئت رفتیم. با استاد شهید تماس تیلیفونی گرفتم که ما برمیگردیم، گفتند برگردید ولی پیام مارا به برادران ترکیه برسانید که ما در طول سالها صدمات زیادی فرهنگی دیده ایم، شما باید محصلین مارا برای تحصیل قبول کنید. محترم ضیایی ادامه داد که : شهيد مزاری هیچگاهی اندیشه های نژاد گرایانه نداشت وبرای همه حقوق مساوی میخواست .وبه تمام مردم افغانستان احترام میگذاشت. در صورت که رهبر شهید خواهان این اصل انسانی بود،اما متاسفانه در کشور ما حاکمیت ها برمبنای دید نژاد گرایانه وقبیلوی عمل کرده و میکنند ودر حالیکه عدالت اجتماعی است که مارا به عزت وسربلندی میرساند

سپس متین ، جوان با استعداد و  آگاه مقاله زیبای شان را که حاوی دردو رنج تاریخی جامعه هزاره وسوگنامه از دست رفتن بابه بود، به شیوه خیلی عالی دکلمه نمود که اثر گذاری آن به شدت روی اذهان حاضرین مجلس محسوس بود  وبا گرمی از آن استقبال کردند

خواهر فرزانه حصاری، مقاله  شان را تحت عنوان " اندیشه های ماندگار شهید مزاری " به خوانش گرفت ودر مجلس چنان اثر گذار بود که در چشمان برخی از مستمعان اشک حلقه زد

آقای امان یوسفی، هنرمند توانا وبا استعداد کشور، قطعه شعر شان را تحت عنوان " گل سرخ " به شکل زیبای دکلمه نمود   وبعد یکی از خاطرات شان را بیان نمود : 

من وصفدر توکلی نزد استاد شهید رفتیم وگفتیم که ما خسته شده ایم چند مدتی میخواهیم که ایران برویم. رهبر شهید گفت : بخدا اگر تمام نظامیان من بروند من انقدر خودرا تنها وبی یاور احساس نمیکنم، اما اگر یک هنرمند ما برود من خودرا تنها احساس میکنم .

 

 

حفیظ خرم،فارغ التحصیل دانشگاه اقتصاد لندن، نویسنده و فعال فرهنگی واجتماعی از کشور انگلستان با شعر:

بنمای رخ که صحبت جانانم آرزو ست               بگشای لب که قند خراسانم آرزو ست

سخنرانی را شان آغازنمود. آقای خرم در ابتدا گفت که :

از شمامردم آگاه وشریف بلجیم که این محفل با شکوه را تدویر نموده اید، جهان سپاس وتشکر می نمایم. بعد ادامه دادکه : سالگرد شهادت عظیم تر شدن رهبر شهید را به شما تسلیت وتبریک میگویم واز شما میخواهم که به افتخار جهانی شدن نام واندیشه های پیشوای شهید ما کف بزنید. محترم خرم در ادامه گفت که : از موضوعات تکراری منصرف میشوم ومیخواهم روی سه نکته مکث نمایم :

قبل از مزاری ،در زمان مزاری وبعد از مزاری.

از دوران قبل از مزاری میگذریم،اگر به زمان مزاری بزرگ نظر اندازیم، یک از مهمترین کارکردهای آن شهید بزرگوار رشد خود باوری به مردم وشکستاندن طلسم انحصار بود. چون انحصار قدرت یکی از بد ترین وظالمانه ترین شکل  استبداد است که در سیمای استبداد قومی، آیدیالوژیکی ، مذهبی وفرهنگی رخ می نمایاند. شهید مزاری دغدغه های مهم فرهنگی داشت وخود در راه گسترش فرهنگ، دانش وعلوم انسانی ، کار کردهای خیلی ارزشمندی را به یادگار گذاشت . آن میراث ماندگار رهبر شهید  راکه عشق به آموزش وتحصیل  بود، ما باید بدون کم وکاست ادامه بدهیم. بخوانیم وبیاموزیم نه اینکه خودرا با مشغله های کارگری در غرب آمیخته بسازیم واز دنیای تحصیل دانش وفرهنگ کنار برویم. آقای خرم با تاکید گفت که : اگر ما به تحصیل دانش و فرهنگ در اینجا نپردازیم، بزرگترین جفا را درحق اندیشه های شهید مزاری انجام میدهیم. چون رهبرشهید یکی از بزرگترین ومهم ترین خواستش رشد اگاهی، فرهنگ پروری وگسترش دانش در میان جامعه ما بود.

محترم حفیظ خرم با تفصیل روی شرایط کنونی  مکث نمود ومطالب مهمی در قبال اوضاع سیاسی وفرهنگی افغانستان بیان داشت.

خواهر الینا غزنوی، مقاله تحت عنوان " اندیشه های بابه مزاری برای حل معضله افغانستان " را به خوانش گرفت که حاضرین با حرارت از ان استقبال کردند. در بخش از مقاله شان آمده بود که :

شهید مزاری باور داشت که که راه حل معضله افغانستان تفاهم است ونه تقابل. وهم معتقد بود که حقوق ملیت ها یعنی برابری ملیت ها. او به تمام این طرح های خود باور داشت وحرکت خودرا بر مبنای این آیه شریف که "انالله لا یغییروبقوم حتی یغییرو بانفسهم " استوار ساخته بود. شهید مزاری راه حل معضله افغانستان را در پذیرش همدیگر میدانست نه در حذف همدیگر.

داکتررحیم رامشگر، شاعر توانا ورئیس کانون فرهنگی امیرعلیشیر نوایی، سخنران بعدی مراسم بود. ایشان به نمایندگی از کانون فرهنگی امیر علیشیر نوایی که مقر آن در شهر انتورپن بلجیم میباشد، به همه پیروان ورهروان مزاری بزرگ، شانزدهمین سالیاد شهادت رهبر شهیدرا تسلیت گفتند و از شرکت خود واعضای کانون در این همآیش ابراز قدروانی وتشکر نمودند. بعداً محترم داکتر رامشگر شعر زیبای که سروده خودشان بود، با حضور ذهنی بدون یادداشت، تحت عنوان " دیارآتش " به خوانش گرفت که آغازین مصرع آن چنین بود:

شاعر آتش زبانم از دیار آتشم                   شعر آتش می سرایم تا دچارآتشم

   شور عصیانم نزد آتش به عالم گرزند             چونکه در میدان غم در گیر و دارآتشم

محترم حسین ورسی، نویسنده و فعال اجتماعی آخرین سخنران بخش اول مراسم بودکه مروری داشت بر" وحدت ملی و عدالتخواهی در اندیشه های شهید مزاری ". وی درآغاز با ابراز تسلیت ۱۶مین سال شهادت رهبرشهید،در بخش از سخنان خود گفت که :

رهبر شهید استاد عبدالعلی مزاری، به عنوان پیشوای نهضت عدالتخواهی در افغانستان، یکی از بزرگمردان تاریخ جهانی است که در سرزمینی بنام افغانستان، نخستین بار فریاد چندین قرنه ای ملتی را بلند کرد که حد اقل در صدسال آخر افغانستان بار محرومیت های سیاسی، فرهنگی واجتماعی ، قتل عامهای پیاپی - حتی تا آخرین سالهای قرن بیستم - شکنجه، تبعید ، مهاجرت های اجباری داخلی وخارجی، توهین وتحقیرهای متداومی به دور از کرامت انسانی را بدوش کشیده بود. درست پس از صدسال،آوارگی و محرومیت ، شکنجه واهانت ، بزرگمردی از میان همین آوارگان وتبعیدیان زمان برخاست، متین واستوارو بدون تزلزل، درفش کاویانی را بدوش گرفت ودر شرایط خون و آتش نبرد های متخاصمانه ای تنظیمی،اندیشه ها وطرحهای ماندگاری را مطرح نمود تا امروز وفرداهای طولانی، به عنوان چراغ هدایت نهضت عدالتخواهی در افغانستان شمرده میشود. ( متن کامل این سخنرانی جداگانه منتشر میشود. )

پس از ۲۰ دقیقه تفریح ، جوان با استعداد علیرضا مظفری مقاله وشعری را که خودش سروده بود، به خوانش گرفت ودر این مقاله پیشنهادات مشخصی در رابطه به استعانت محصلان داخل کشور داشت  وگفت که : برای رشد وگسترش تحصیلات نسل جوان کشوربایدگام های عملی مساعدت های مالی از سوی غرب نشینان گذاشته شود.

خواهر زهرا سروری مقاله ای تحت عنوان " مزاری شهید واندیشه های عدالتخواهانه اش " با تسلط کامل به خوانش گرفته که باا ستقبال گرم حاضرین مواجه گردید. در بخش این مقاله آمده بود که:

بابه محرومان هیچگاه به خود نیاندیشید همیشه به مردم فکر میکرد.مزاری عدالت را در مشارکت میدید نه در انحصار. شهید مزاری به مردم افغانستان اعتقادداشت وحل تمام معضلات را هم از سوی این مردم میخواست نه از سوی بیگانگان.

محترم رضا واثق ، شاعر با استعداد وتوانمندمردمی، مقاله ای را که مروری بر اوضاع گذشته وحال ، بیدادگری های اجتماعی وتاریخی نسبت به جامعه هزاره در کشور داشت ، به خوانش گرفت. این مقاله که حاوی نثر و شعرهای از سروده های خودشان بود، مورد استقبال گرم حضار قرارگرفت. در بخش از مقاله آقای واثق آمده بود که :

که تجلیل از سالگرد مزاری بزرگ، در حقیقت شکستن سکوت تاریخی است. زیرا پیام مزاری تغییر اندیشه وباورهای سنتی بود. آقای واثق در این مقاله، ازفقدان همپذیری مهاجرانی که حد اقل اززمان عبدالرحمن به بعد در کشورهای دیگر مهاجر شده اند، به شدت انتقادنمود.

خواهر سمیرا غزنوی، ابتدا به زبان هالندی مروری داشت برتاریخ جامعه هزاره ، شخصیت وکارنامه های شهید مزاری که بطور مسلط ارائه نمود ودر پیوست به آن مقاله ای به زبان فارسی به خوانش گرفت که در بخش از آن با یادآوری از شرایط استبداد طولانی در کشور توسط حاکمیت جور واستبداد، از شخصیت های آزادی خواه جامعه هزاره چون : میریزدان بخش، خالق شهید، ابراهم خان گاو سوار بالاخره از پیشوای عدالتخواهان در افغانستان شهید مزاری یادنموده ومراتب احترام خودرا نسیت به آنها تقدیم نمود. که مورد تشویق گرم حضار قرار گرفت.

انجینیر عزیز محقق، از کشور هالند شعری را با عنوان " رهبر محرومان بود مزار ی " برای حضار دکلمه نمود.

خواهر فاطمه قربانی مقاله شان را با عنوان "عدالتخواهی در تفکر شهید مزاری " با این شعر که :

چه میشدسالهای درد میماند               زمستان با بهار سرد میماند

 به خوانش گرفت که مورد استقبال گرم حاضرین قرار گرفت.

خواهر سمیه دوست،شعر زیبای که راوی دردها ورنجهای تاریخی جامعه هزاره بود،یه گونه ای خیلی مسلط دکلمه نمود. که تقریباً با ادای هر مصرع از سوی حاضرین با کف زدنهای ممتد بدرقه میشد. ازجمله در این شعر امده بود که :

در دل پرشورما جز ناله وفریاد نیست             یک وجب خاک هزارستان ما آباد نیست

دکتر علی محقق نسب، نویسنده ،عالم وروشنفکر دینی،تحلیلگر، مبارز و شخصیت شناخته شده فرهنگی آخرین سخنران شانزدهمین سالیاد شهادت رهبر شهید در کشور بلجیم بود. وی با ابراز تسلیت شهادت رهبر شهید سخنرانی شان را پیرامون " مزاری اسوه عدالتخواهی، صلح طلبی ووحدت ملی" تمرکز داد. آقای محقق نسب در بخش از سخنان شان گفتند که :

کسانی که قلب ملت هارا عوض می کنند ونظام باورهای مریض ومعیوب را تغییر می دهند وسر نوشت مردم رادیگر گون می کنند وجامعه را از رکود وعقب ماندگی وضعف وفساد وتباهی نجات می دهند رهبران جامعه هستند. در حدیث است: الناس علی دین ملوکهم. رهبران شایسته ،امامان عادل،فرماندهان خیر خواه وبا درایت می توانند قلب ملت هارا جراحی کنند وقلب های مریض وضعیف ومعیوب ومضطرب رابا قلب های قوی واستوارجای گزین کنند ودر نتیجه، سرنوشت ملت هارا تغییردهند. در فرهنگ دینی ما، به پیامبران وامامان وعالمان عادل، چنین منزلتی داده شده است. العالم طبیب دوار بطبه. یعنی رهبر وپیشوا ودانای مردم، پزشک سیاراست.

شهید مزاری به عنوان یک عالم وارسته ویک رهبر فرزانه ویک مجاهد رسالت بردوش، چنین بود.او قلب مردم هزاره را جراحی کرد. نظام فکری ونظام باورهای هزاره را تغییر داد. او بود که قلب مریض وخسته وسرکوب شده ومضطرب شده مردم هزاره رابه یک قلب سالم وقوی وپر نشاط تبدیل نمود. یعنی او بود که نظام باورهای خرافی ودروغین وعقب مانده مردم هزاره را که بازور وتزویر، در طول دوصدسال و از زمان عبدالرحمن تا کنون مریض ومعیوبش کرده بودند وهر دروغی را به نام  سنت،سرنوشت، تقدیر و دین قالب کرده بودند ونظام باورهای مردم مارا خراب کرده بودند و... او با سه سال تلاش مردانه خود با هدایتگری مقاومت غرب کابل، تغییرش داد وافکار واندیشه مردم را عوض کرد. او گفت: ای مردم! کاری بکنید که دیگر هزاره بودن جرم نباشد. نام هزاره همردیف با جوالی وکارگر نباشد. هزاره تنها برای قربانی شدن وکشته شدن نباشد. بلکه بتواند از موجودیت خود دفاع کند، از حق خود دفاع کند، از سهم خود در مدیریت کشور دفاع کند... این نجواهای رهبر بود که مردم را حیات دوباره داد واینک مردم هزاره در افغانستان، پرچمدار فرهنگ وتمدن کشورهستند وفعالانه در مدیریت کشور شرکت می کنند ومناطق هزاره نشین امن ترین مناطق کشور است. تا کنون هیچ مامور دولت یا سربازخارجی یا امداد گر بین المللی، در مناطق هزاره نشین کشته نشده اند، ترور نشده اند وبه گروگان گرفته نشده اند. این امور دلیل است بر صلح خواهی ومشارکت طلبی مردم ما. ( متن کامل این سخنرانی بطور جداگانه منتشر میشود . )

با خواندن دعاییه ای ازسوی دکتر محقق نسب، مراسم شانزدهمین سالیاد شهادت رهبر شهید در کشور بلجیم خاتمه یافت. در ختم مراسم مهمانان به صرف غذادعوت گردیدند.

 

۱۳۹۰ چهارشنبه ۱۰ حمل

  • علیرضا مظفری
  نوشته شده در  جمعه دوازدهم فروردین 1390ساعت 19:55  توسط علی رضا مظفری   | 

 

بسمه تعالی

با عرض سلام و احترام خدمت همه دوستان و برادران عزیز و ارجمند، سال نو را مجدداً خدمت همه تبریک عرض نموده و ا‌زهمه مهم‌تر  بسیار خوشحالیم که در اولین خبر و گزارش سال جدید  بار دیگر موفقیت  بیش از % ۹۰ از محصلین عزیز منطقه چهل باغتوی پشی شرکت کننده درکانکور 1389 و راهیابی این عزیزان در دانشگاه ها و موسسات تحصیلات عالی را  گزارش می کنیم ، این موفقیت را خدمت این عزیزان و مردم شریف خود و بخصوص والدین و اساتید و همه‌ی بستگان این عزیزان تبریک و تهنیت عرض نموده  و از خداوند لایزال موفقیت روز افزون این عزیزان و دیگرجوانان و نوجوانان خود را خواستاریم  و مقدم شان را به جمع دانشجویان عزیز گرامی می داریم.  بسیار جای خوشحالی است که امسال نیز محصلین عزیز ما از برادر و خواهر رکورد بالای نود در صد قبولی را مثل سال گذشته از آن خود کرده اند و از جمع بیش از 4۲ نفر 3۸ نفر  شان قبول شده اند و در این میان تنها چهار نفر قبول نشده اند و از میان قبول نشدگان یکی از برادران با کسب نمره بسیار خوب 293 به دلیل  انتخاب رشته بالا نتیجه نگرفته اند هر چند آن را نیز باید جزء قبول شدگان دانست زیرا افراد بسیار پائین تر از ایشان جزء قبول شدگان است.

 امسال نیز مثل سال گذشته عرض می کنیم که جوانان ما این موفقیت  را موفقیت نهایی ندانسته بلکه نقطه آغازو شروع کارعلمی و تحصیلی خود بدانند و روز به روز بر سعی و تلاش شان بیفزایند و در نتیجه شاهد شکوفایی، رشد و بالندگی شان در رشته های قبول شده و دیگر ابعاد زندگی از جمله شاهد خدمات بی شائبه ومخلصانه شان به مردم محروم و مظلوم خود باشیم.

    برای عزیزانی که به رغم کسب نمره‌ی خوب در رشته های مورد نظر خود نتیجه نگرفته و به اصطلاح قبول نشده اند، عرض می‌کنیم که از این نتیجه ناراحت و مأیوس نشوند، بلکه با کسب تجربه‌ى که به دست آورده اند سعی کنند با تلاش و برنامه ریزی بیشتر در سال آینده مانند بسیاری از عزیزان دیگر در رشته های برتر و مورد نظر خود قبول شوند و کسانی در همین جمع وجود دارند که از شکست ظاهری و نتیجه نگرفتن در سال های گذشته مأیوس نشدند بلکه آن را پلی برای موفقیت وقبولی در رشته های برتر و بهتردر سال جاری ساختند و امروز با موفقیت در رشته های مورد نظر خود قبول شده اند. امیدواریم که این عزیزان نیزباهمت و برنامه ریزی بهتر، خود را برای موفقیت در سال آینده آماده بسازند.

امسال بسیار جای خوشحالی است که عزیزان ما در رشته های نسبتاً خوب مثل طب معالجوی، کامپیوتر ساینس، اقتصاد، اداره و حسابداری، علوم طبیعی، ساینس، زراعت ، تعلیم و تربیت و ... قبول شده اند و روند رو به رشد را طی کرده اند و امیدواریم که در سالهای آینده نیز از نظر کمی و کیفی این رشد هم چنان تداوم یابد. و شاهد موفقیت های بیشتر این عزیزان باشیم.

بدیهی است که این نتایج نهایی نبوده و به رغم تلاش فراوان ممکن است کسان دیگری نیز از لیست افتاده باشند که در صورت کسب اطلاع آنها را نیز اضافه خواهیم نمود.

ش

نام

نام پدر

نام جد

نمره

محل تحصیل

1

فدا حسین

علی خان

محمدعیسی

265

انستيتوت مسلکي اداره و حسابداري کابل

2

محمد حنیف

طاووس خان

برات علی

293

دانشکده زراعت دانشگاهکابل

3

محمدعلي

سلمان علي

صمدعلي

272

ا نستيتوت مسلکي اداره و حسابداري کابل

4

محمدعلي

صمدعلي

مراد

293

 دانشکده علوم اجتماعي  دانشگاه کابل

5

علي محمد

نيازعلي

حسين علي

332

دانشکده معالجوي دانشگاه طب کابل

6

محمدحسین

عبدالخالق

سلطان

318

دانشکده کمپيوتر ساينس دانشگاه کابل

7

محمداشرف

عبدالحسین

محمدرحیم

275

دانشکده علوم طبيعي دانشگاه تعليم و تربيه کابل

8

عبدالحکيم

جمعه خان

محمد نبی

283

دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه کابل

9

عبدالرشید

صفرعلی

برات علی

286

دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه کابل

10

محمدآصف

محمدابراهیم

عوض

303

دانشکده اقتصاد دانشگاه هرات

11

احمدضيا

محمدموسی

حیدرعلی

332

دانشکده معالجوي دانشگاه طب کابل

12

نجيب الله

عیسی خان

صفدر

293

دانشکده ساينس دانشگاه کابل

13

بشیراحمد

عبدالکریم

یعقوب علی

322

دانشکده اقتصاد دانشگاه کابل

14

محمد ایوب

محمد یوسف

حسینعلی

292

دانشکده ساینس دانشگاهکابل

15

محمد امان

عبدالعزیز

خدارحم

301

دانشکده ساینسدانشگاه کابل

16

محمد عارف

عوض علی

اقبال علی

323

دانشکده اقتصاد دانشگاه کابل

17

محمد امان

شاچمن

مرادعلی

295

دانشکده زراعت دانشگاه کابل

18

حسین علی

مبارکشا

خدارحم

260

ا نستيتوت مسلکي اداره و حسابداري کابل

19

شمس الله

محمداسحاق

جعفرعلی

329

دانشکده اقتصاد دانشگاه کابل

20

نثاراحمد

نواب خان

جعفرعلی

247

دانشکده تعليم وتربيه دانشگاه هرات

21

نعمت الله

برات علی

مرادعلی

277

دانشکده هنر هاي زيبا دانشگاه کابل

22

عبداللطیف

عبدالواحد

حسین علی

281

موسسه تربيه معلم سيدجمال الدين(بدون ليليه)

23

عزت الله

حسین علی

رمضان

262

دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه تعليم و تربيه

24

 خانعلی

محمدعلی

عبدالحسین

۲۵۵

  دانشکده تعليم وتربيه موسسات تحصيلات عالي هلمند

 ۲۵

محمدرضا

 محمدابراهیم

 اسحاق

 ۲۹۳

  بی نتیجه

1

مرضیه

جمعه خان

محمد نبی

222

موسسه تربیت معلم غزنی

2

انیس گل

قادربخش

خدانظر

210

موسسه تربیت معلم جاغوری

3

صالحه

طاووس خان

برات علی

203

موسسه تربیت معلم جاغوری

4

عارفه

محمد جعفر

غلام علی

204

موسسه تربیت معلم جاغوری

5

فاطمه

رمضانعلی

علی بازار

216

موسسه تربیت معلم غزنی

6

مرضیه

محمدایوب

موسی

264

دانشکده علوم اجتماعی  تعلیم و تربیت کابل

7

ثريا

محمدابراهیم

عوض

252

دانشکده تعليم وتربيه دانشگاه هرات

8

رعنا

علي درياب

محمد الله

223

موسسه تربیت معلم جاغوری

9

سکينه

جوادعلی

محمد ایوب

194

موسسه ترپيه معلم هرات

10

رحیمه

غلام علی

محمد عصا

205

موسسه تربیت معلم جاغوری

11

لطيفه

عبدالحکيم

جمعه خان

208

دانشکده تعليم وتربيه موسسه تحصيلات عالي هلمند

12

 ضياگل

 عبدالکریم

جمعه خان

237

موسسه تربيه معلم سيدجمال الدين(بدون ليليه)

13

عزیزه

علی مدد

افغان

248

انستيتوت مسلکي اداره و حسابداري- کابل

14

شکيلا

محمدابراهیم

عوض علی

196

موسسه ترپيه معلم جاغوري

 

 

 

 

1

فایضه

محمدجان

محمد رحیم

176

بی نتیجه

2

طاهره

بوستان علی

قاسم علی

123

بی نتیجه

3

ثریا

قادربخش

خدانظر

222

بی نتیجه

برگر!فته از وبلاگ ائینه =الحاج مظفری

موفقيت عزيزان و جوانان در آزمون كانكور 1389 مباكباد

بسم الله الرحمن الرحيم

موفقيت شاگردان كامياب را در امتحان كانكور سال 1389 به كانديدان موفق ، فاميلين شان ، به مديريت ليسه چهل باغتوي پشي ، اساتيد زحمت كش

و بزرگوار  و عموم مردم شريف و علم دوست منطقه تبريك عرض مينمايم

وبراي شاگردان كه نتيجه مثبت در امسال نگرفته اند

موفقيت و كاميابي درسال هاي بعدي آروز مي كنم .

ليست شركت كنندگان امتحان كانكور سال 1389 و سال 1388  از ليسه ذكور و نسوان چهل باغتوي پشي ولسوالي جاغوري
اسم ولد / بنت دانشكده / دانشگاه مجموع نمرات فارغ سال قريه
علي محمد نياز علي طب معالجوي كابل 332 1389 ميانه
احمدضيا محمد موسي طب معالجوي كابل 332 1389 زنگي
شمس الله محمد اسحق اقتصاد دانشگاه كابل 329 1389 ميانه
محمد عارف عوض علي اقتصاد دانشگاه كابل 323 1389 آهنكشته
بشير احمد عبدالكريم اقتصاد دانشگاه كابل 322 1389 زنگي
محمد حسين عبدالخالق كمپيترساينس كابل 318 1389 آهنكشته
محمد آمان عبدالعزيز ساينس كابل 301 1388 آهنكشته
محمدعلي صمدعلي علوم اجتماعي كابل 293 1389 مدگ
محمد رضا محمد ابراهيم
293 1389 مدگ
نجيب الله عيسي خان ساينس كابل 293 1389 ميانه
عبدالرشيد صفرعلي علوم اجتماعي كابل 286 1389 قلدي
عبدالحكيم جمعه خان علوم اجتماعي كابل 283 1389 مقصود
محمد علي سلمانعلي اداره و حسابداري كابل 272 1389 مدگ
فداحسين علي خان اداره و حسابداري كابل 265 1389 مدگ
عزت الله حسين علي تعلم و تربيه علوم اجتماعي 262 1388 مقصود
حسين علي مباركشاه اداره و حسابداري كابل 260 1389 مدگ
محمد ايوب محمديوسف ساينس كابل 292 1388 مقصود
رعنا علي درياب تربيه معلم جاغوري 223 1389 نورگ
ثريا قادر بخش
222 1389 مقصود
فاطمه رمضان علي تربيه معلم غزني 216 1389 مدگ
انيس گل قادربخش تربيه معلم جاغوري 210 1389 مقصود
عارفه محمد جعفر تربيه معلم جاغوري 204 1389 مدگ
صالحه طاوس خان تربيه معلم جاغوري 203 1389 مدگ
نعمت الله برات علي هنر هاي زيبا كابل 277 1388 زنگي
حكيمه عوض علي



مرضيه جمعه خان تربيه معلم غزي 222 1389 مقصود
مرضيه محمد ايوب  - موسي علوم اجتماعي تعلم تربيه كابل 264 1389 ميسه
عزيزه علي مدد اداره و حسابداري كابل 248 1389 ميسه
ضيا گل



قلدي
محمد آمان شاه جمن


آهنكشته
محمد اشرف چمن علي


مقصود
محمد آصف



قلدي












 خوانندگان و بينندگان وبلاگ !

بعضي از اسامي برادران و خواهران محصل ما كه در اين پنجره كوچك درج نشده

و يا كامل به نشر نه رسيده به اين معني نيست كه آنها بي نتيجه اند . امروز وبسايت وزارت تحصيلات عالي خيلي خوب كار نمي كرد و نتوانستم معلومات

كامل از نتايج آزمون سال 1389 را در اينجا نشر نمايم . در روز هاي بعد معلومات مندرجه آپديد خواهد شد و در اخير يكبار ديگر موفقيت سروران و عزيران موفق

و اخصا آن دوستان كه در رشته هاي خوب كاميباب شده اند را به خودشان

و به همه شما خوبان تبريك عرض مينمايم

از خداوند بزرگ توفيقات روز افزون براي همه خواهانم .

تا سلام و درود ديگر بدرود                     برگر!فته از وبلاگ بهار  سبز
 
ارادتمند همه سروران                    علی رضا مظفری  بلجم
  نوشته شده در  یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 8:45  توسط علی رضا مظفری   | 

بننده وبلاگ --اندیشه نور -- سال نو ۱۳۹۰مبارک

بهتر است بگویم بهار طبیعت مبارک

امیدوارم در این بهار طبیعت دلتان نیز بهار را تجربه کند

امیدوارم که از این تحوٌل عظیم جهان هستی ما نیز بی نصیب نباشیم

ما نیز بهاری شویم

دل را از غبار شرک ، کفر، منیٌت، غرور، شهوت، نسیان و نفاق پاک کنیم

و آنگاه دلی خواهیم داشت که لایق است اسم مهدی را صدا کند و برای غریبی او بگرید

آری بیائید با تحوٌل خود کمی از تنهائی آقایمان بکاهیم

بیائید اصل خود را که در زرق و برق های دنیا گم کرده ایم دوباره بیابیم و آنرا صیقل دهیم

سالهاست که در لحظه تحویل سال این دعا را زمزمه می کنیم

یا مقلٌب القلوب و البصار

یا مدبٌر اللیل و النهار

یا محوٌل الحول و الاحوال

حوٌل حالنا الي احسن الحال

از خدا می خواهیم که حال ما را به بهترین احوال تغییر دهد

دستان پرنوازش بهار ، طبيعت خفته را از خواب بيدار مي سازد، و زمين و درخت رازهاي رنگارنگ و عطرآگين خويش را نثار نگاه ما مي كنند. در سال جديد خورشيدي، سبزي ، شادي ، كاميابي، بهره وري، اثربخشي فعاليتها و بهروزيتان را از درگاه ايزد منان آرزومندم.

 

  نوشته شده در  دوشنبه یکم فروردین 1390ساعت 11:33  توسط علی رضا مظفری   | 
 مطالب علیرضا مظفری خدمت حاضرین در تالار برای شانزده همین سالروز شهادت مزاری بزرگ تقدیم گردید     درکشور بلجیم در روز یکشنبه بیست مارچ۲۰۱۱ملادی

مطالب علیرضا مظفری ویدیوئی شان را دوستان و سروران می تواند روی تصویر زیر کلید مشاهده فرماید ویا در youtube  بنام  alimozafari  بنویسید و مشاهده فرماید

video

این شانزده همین سالروز از رهبر پیر ماست

ما پیروی خط او او رهبر و میر ماست

 

       برای شانزده همین سالروزهجرت دوست

       همه ز نزدیک و دور امدیم به وصلت دوست

 

به رهروان مزاری و قوم با احساس

پیامی تسلییت خویش را کنم ابراز

 

شانزده همین سالروز شهادت مزاری بزرگ و هم رزمان فدا کار رهبر   خدمت همه شما سروران و دوستان تسلیت عرض می دارم

ما و شما در استانه شانزده همین سالروز  شهادت مزاری و هم رزمان فدا کار شان قرارداریم     

دوستان به من افتخار بخشیده اند که در این سالروز تاریخی مزاری بزرگ چند دقیقه صحبت  کنم

گر چه صحبت کردن  از چنین روز در محضر دانشمندان و صاحبان سخن کار ساده ئی  نیست ولی باز هم من طبق توان خود کوشش می کنم  در مورید اهداف بلند و ارمان جاویدان رهبر عدالت خواه  مردم افغانستان و اگر وقت اجازه داد یک پیشنهاد در مورید  ارتقا دادن استعداد هائی محصلین جامعه ماه  حرفهای داشته باشم

در این زمینه خودم چند جمله ای را به صورت شعر سروده ام که خدمت سروران تقدیم می کنم

 

مزاری کیست ان مرد شکوه مند

مزاری کیست ان مرد توانمند

 

                پیام اش نسل اندر نسل باقیست

              کلام اش نسل اندر  نسل باقیست

 

حقوق ملت اش با عدل می خواست

برای نسل اندر نسل می خواست

 

                  مکررگفت رهبر با زبان اش 

                 حقوق قوم بود ورد ی زبان اش

 

  هزراه بودنم جورمی نباشد

به قوم ملتم ظلمی نباشد

 

               هزاره بودنم جرم نیست دیگر

                حقوق ملتم گم نیست دیگر

 

او شمعی بود که قوم پروانه اش بود

دل هر بی وطن دیوانه اش بود

 

        ببین چرخ فلک چرخ ات چه ها کرد

        مزاری  رهبر  ما را  کجا   کرد

 

نشد گلگون به خون تنها مزاری

 شدند گلگون به خون صد ها مزاری

 

            نبود تنها مزاری رهبر قوم

           مزاری عالم دین سرور قوم

 

بیا چرخ فلک دردم دوا کن

جفا کردی بیا یک دم وفا کن

 

             

ما و شما شانزده همین سالروز شهادت مزاری بزرگ و هم رزمان فدا کار رهبر را    در حال تجلیل می کنم که تا هنوز   ان  اهداف بلند و ارمان جاویدان رهبر شهید در جامعه ما درافغانستان  و  برای ملت و مردم ستم دیده هزاره   تحقق نیافته است

یکی از اهداف و ارمان  بلند رهبر شهید  افغانستان  ارام و اباد       و ملت روشن و اگاه با تحصیلات بالا ومتعالی بود .

رهبر یقین داشت

  هرملتی که مرجعیت علم را نداشت    

 فرزند شان که فرصتی تعلیم را نداشت

               او ملتی است هیچ ندارد در اصل خویش 

                 بل ذلت و زبونی نهاده  به نسل خویش

  هر جامعه که قدرت تعلیم نبوَدش                

هیچ امر آن قابل تعظیم نبوَدش

               او زنده نیست جمجمه ای بیش نیست آن               

                 جز خانقا و کاسه ای درویش نیست آن

   آن را سزد که مردم بی ننگ و عار گفت           

   لایق به هر پلیدی و هر شوره زار گفت

 چنانچه در سالهائی قبل دولت نشان داده است که دولت ضرفیت تمام محصلین در دانشگاهدولتی را نداشته است

مخصوصا محصلین جامعه هزاره را به هر دلیلی از تحصلات عالی در دانشگاه دولتی باز می ماند

و محصلین جامعه ماناگزیر و مجبورمیگردد با عدم امکانات اقتصادی ترک تحصل کند که یک ضایعه بزرگ برای جامعه ما و یک ظلم جبران نا پزیردر حق ان عزیزیکه ارزومند است تا اینده خویش را با تحصلات عالی رقم زند محسوب میکردد   و یا در دانشگاه هائی خصوصی با دادن پول زیاد برای حق عضویت و یا فیس ورودی پرداخت می کنند  که طبعتا بدون مشکلات اقتصادی نیست و هر گز با فکر ارام و بدون گرفتاری هزینه ها و مصارف کرایه اقامتگاه نخواهند بود       پس بر ما است

 و ماه و شما وظیفه و مسولیت داریم تا راه کاری را پیدا کنم

تا نسل نوین جامعه ماه یک نسل اینده ساز و مترقی و روشن فکر  در همه جاه و مخصوصا در افغانستان به بار اید

  مثلا  در داخل افغانستان اگر هر سرور   و دوستی  به حد توان و علاقه خود همکاری کنند

  بطور مثال یکی میتواند همکاری مالی داشته باشد دیگری همکاری مکانی و یا با اجاره کردن خانه چندین محصل را صاحب اقامتگاه تحصلی در دوران تحصلی شان در  توان دارد دیگری راهنمائی علمی و تحصلی در توان  دارند انجام دهند

 یقینا و  حتما نسل نوین جامعه ماه یک نسل اینده ساز و مترقی و روشن فکر به بار خواهند امد که امید وارم دانشمندان جامعه ما در این زمینه اقدامات را در دست داشته باشند 

  زیراجامعه ما را دولت مردان و اقوام و  برادران  دیگر

تا هنوز اگاهانه و یا نا اگاهانه  در یک تنگنا  سیاسی – اقتصادی - و حتی تعلیمی نگهداشته است

چنانچه همه ما وشما شاهد هستم در طول سال ها و دو سال اخیر که محصلین مردم جاغوری در زمان امتحانات  کانکور و یا ورودی در  دانشگاه ها در داخل ولایت غزنی با چه  شرط و شرایط و مشکلات قرار می دهند گاهی اسامی محصلین به غارت برده و نا پدید می گردد و گاهی به بهانه ها غیر معقول منفک و بدون نتیجه میماند

 در اخیر پیروز و اباد باد افغانستان عزیز  

و  نابود و سر نگون باد دوشمنان قسم خورده خاک افغانستان

با تشکر از توجه شما سروران گرامی و تمام اشعار به کار رفته در این دکلمه ام توسط خودم سروده شده است اگر کم و کاستی داشته باشدمعذورت می خواهم   

والسلام     مطالبم در همین جا پایان یافت

 ای مزاری رهبر عدل جهان گویم تورا

فاتح ظلم و ستم در هر زمان گویم تورا

از اینکه وقت کم و خیلی محدود بود و علاوه بر دوستان در داخل بلجم چهار سخنران اصلی از خارج کشور بلجم دعوت شده بود 

 -جناب دکتر محقق نصب از کشور فرانسه - اقای ضیائی از کشور  سویدن  -اقای حفیظ خرمی از انگلیستان -و اقای انجنیر عزیز محقق از کشور هالند  

و من ناگزیر بودم تا صحبت هائم را سر و بالش را شکسته خدمت حاضرین که چهار صد تا پنج صد نفر می رسید تقدیم کنم که البته متن کامل شان را هم انشاالله در مرحله بعدی خدمت دوستان قرار خواهم داد 

تا ان زمان خدا یار و نگهدار تان باد

ارادتمند همه سروران             علی رضا مظفری  بلجم

 و در صورت امکان ویدیوئی شان را هم در اینده خدمت سروران خواهم گذاشت  در youtube  بنام  alimozafari  بنویسید و مشاهده فرماید  با تشکر             

  نوشته شده در  دوشنبه یکم فروردین 1390ساعت 10:2  توسط علی رضا مظفری   | 

 

 

اهل مطالعه و تحقیق بود. با اشتیاق می‌خواند. گاهی با بزرگان علم و معرفت به شدت بحث می‌کرد. موضوعات مورد مطالعه‌اش تاریخ، شعر، ادبیات و... بود. به مولوی، فردوسی، بیرونی، اقبال لاهوری و... علاقه‌ی زیاد داشت وگاه‌گاهی با صدای رسا و بلندش اشعاری ازشاهنامه فردوسی می‌خواند وگاه اشعارعرفانی مولانا را به زمزمه می‌نشست. طلبه، دانشجو و هر کسی که اندک سوادی به همراه داشت مورد احترام وی بود...

 

       به مناسبت شانزدهمين سالگشت شهادتش

اسمش حسین علی بود، حسین علی ابوذر، طلبه بود، زادگاهش سبزسنگ پاتو-جاغوری یکی از بخشداری‌های ولایت غزنی. درسال 1336 شمسی کودکی درخانه گلین و محقر پا به عرصه وجود نهاد، که در نگاه نخست مظلومیت و محرومیت را به تجربه نشست. هنوزشورونشاط کودکی ازوجودش رخت برنبسته بود، راهی دیار غربت برای کسب تحصیل علوم دینی شد، تاشاید دردی ازدردهای مردمش را درمان کند. او ازکودکی شلاق ستم را بر بازوان ستبر خویش احساس می‌کرد و شرنک تلخ زندگی درکامش فرو می‌چکید و روح پاک و زلالش را می‌آزرد. شهید ابوذر لحظه لحظه زندگیش همرا بود با آه و ناله. هرروز هزاران آه و ناله بردل غمزده‌اش می‌گذشت و با نگاه پر معنا که بر صفحات تاریخ زندگی مردمش داشت با صفحات خونینی رو برو می‌گردید.

 اهل مطالعه و تحقیق بود. با اشتیاق می‌خواند. گاهی با بزرگان علم و معرفت به شدت بحث می‌کرد. موضوعات مورد مطالعه‌اش تاریخ، شعر، ادبیات و... بود. به مولوی، فردوسی، بیرونی، اقبال لاهوری و... علاقه‌ی زیاد داشت وگاه‌گاهی با صدای رسا و بلندش اشعاری ازشاهنامه فردوسی می‌خواند وگاه اشعارعرفانی مولانا را به زمزمه می‌نشست. طلبه، دانشجو و هر کسی که اندک سوادی به همراه داشت مورد احترام وی بود.

او حلقه گمشده خویش را در جهاد و مبارزه با استعمارخارجی واستبداد داخلی می‌جست. با تجاوز نیروهای شوروی سابق در افغانستان، مبارزات چریکی و مسلحانه‌ی او آغاز گشت و در فرایند جهاد و مبارزه حماسه‌ها آفرید. هیبت فرماندهی، او را هیچگاه از هدفی که برگزیده بود، غافل نساخت، و همیشه با احترام از قومندانان و سرداران جهادی یاد و تشکر می‌کرد: «ازسرداران جهادی، از قومندانان و عیاران انقلابی، ازکسانی که مسئولیت سنگین جهاد و مقاومت را بردوش کشیده‌اند، کوه به کوه، سنگ به سنگ، دمن به دمن رفتند، زحمت کشیدند، حماسه‌ها آفریدند و امنیت را برای مردم فراهم نمودند تشکر می‌کنم». او با اراده پولادین مجاهدین را در نبردها و مبارزات حق طلبانه همراهی می‌کرد. جسور بود و از هیچ کس جز خدا باکی نداشت. او در تمام صحنه‌های نبرد در یک دست کتاب  و در دست دیگر تفنگ داشت و علم و شجاعت را در پرتو سیره‌ی علوی با هم در آمیخته بود.

شهید ابوذر بعد از انحلال احزاب کوچک سیاسی، و تشکیل حزب وحدت اسلامی، هم چون پروانه‌ی عاشق دور شمع اهداف و آرمانهای مردم خویش می‌سوخت و حضورعاشقانه درصحنه‌های سیاسی، نظامی، و فرهنگی داشت. او شب نمی‌گفت، روز نمی‌گفت یا در میدان نبرد بود، و یا در کنج اطاق تاریک مشغول مطالعه و تحقیق، تا شاید راهی برای تحقق اهداف و آرمان‌های هزاره‌های مظلوم پیدا کند. گاه به گذشته‌ی مردم خویش می‌نگریست، وگاه گوشه چشمی به آینده می‌افکند، و راهی را می‌پیمود که تابلوی راهنمای آن عدالت اجتماعی بود. وی بارها از اهداف و آرمانهای محدود احزاب کوچک سیاسی می‌نالید، و آنان را درمسیر مطالبه‌ی حقوق اساسی هزاره‌ها ناتوان می‌دید، و می‌گفت: «تجارب انقلابی به ما آموخت، تجارب انقلابی به ما یاد داد که احزاب کوچک سیاسی، کمیته‌ها وحلقه‌های کوچک محلی که براساس اهداف و آرمان‌های محدود شکل گرفته‌اند، باید به یک وحدت همه جانبه برسند و وحدت فراگیر ملی مبتنی برمعیارهای اسلامی به وجود آورند. زیرا وحدت، حقوق سیاسی و مدنی را تضمین می‌کند، طوق عبودیت و بردگی را از گردن ملت بر می‌دارد و عدالت اجتماعی را در لحظه لحظه زمان وآینده‌ی کشور تضمین می نماید».

بعد ازشکل‌گیری حزب وحدت و مطالبه حقوق ملیت‌های محروم افغانستان، شهید ابوذر می‌گفت:« ما افتخار می‌کنیم که حزب وحدت، حزب پیشاهنگی است که علم بردار عدالت اجتماعی و تامین حقوق سیاسی و مدنی ملیت های محکوم در کشور است». او استراتژی اصلی حزب وحدت را در چهار اصل می‌دانست:« تامین حقوق سیاسی و مدنی مردم مليتهای محروم بخصوص مردم هزاره، رسمیت مذهب جعفری در قانون اساسی، تغییر واحدهای اداری، و تصمیم مساعی مشترک در قبال افغانستان». او به خوبی دریافته بود که حق گرفتنی است، و برای گرفتن حق باید تاوان زیادی پرداخت نمود. بدین جهت بود که:

شهید ابوذر هیچگاه نگفت مرا چه به تفنگ به دست گرفتن، دیده بود که سرزمین‌اش اشغال شده است، لحظه‌ی آرام نمی‌گرفت. اگر تپه، تپه و وادی، وادی هزارجات، شمال، جنوب، کابل و سایر ساحات افغانستان زبان داشت ازحماسه‌های او سخن می‌گفت. او در باره کسانی که در برابر مردم خود احساس مسئولیت نمی‌کرد، این سروده‌ي علی معلم را به خوانش می‌گرفت:

چون بیوگان ننگ سلامت ماند برما   //  تاوان این خون تا قیامت ماند برما

او درآخرین روزهای زندگی اش از مظلومیت غرب کابل، یتیمان افشار، بازار سوخته چنداول و... فریاد می‌زد. آن روز چه غریب می‌نمود. خیلی‌ها غرب کابل را باغروبش می‌شناسند. غروب که می‌شود، سرخی آسمان که جای خورشید را می‌گیرد، حزن عجیبی در دلهای عاشق می‌ریزد. آدم انگاردیوانه می‌شود. انگار یک عالم حقیقت، یک عالم ذکر یک عالم صدا و ناله در برابر ديدگان هويدا مي‌گردد. عشق دردل برخی‌ها طوردیگری ریشه می‌دواند، آدم می‌ماند درکار آنان که ازکجا به این عشق و صفای دل رسیده است.

شهید ابوذر زندگی‌اش شده بود جهاد و مبارزه با ظلم و استبداد. وی خوب می‌دانست که زندگی درکنارخانواده زیباست، اما مجاهدت در راه خدا زیباتر. سلامت تن زیباست، اما پرنده‌ی عشق، تن را قفسی می‌بیند که در باغی نهاده باشد. بالاتر، راز خون را جز شهید در نمی‌یابد. گردش خون در رگ‌های زندگی بس شیرین است، اما ریختن آن در پای محبوب شیرین‌تر است، نگو شیرین‌تر بگو بسیار شیرین. شهید ابوذر انگار به جای قلب، آتش درسینه داشت، هنوز که هنوز است سخنان داغ وآتشین او تازگی دارد و تا ابد تازگی خواهد داشت. هرگاه آتش عشق خدا درقلب آدمی شعله ور گردد، در بسترسرخ شهادت می‌آرمد و در منتهای آرزوی خود می‌رسد. ابوذر آتش عشق خدا درسینه داشت و خود را محو تماشای رخ یار می‌انگاشت و همیشه فریاد می زد:
برخیزجانا وقت ایثاراست بر خیز   //   برخیز وقت رزم و پیکار است بر خیز
برخیز وقت خشم و فریاد است بر خیز   // هنگام مرگ خصم شیاداست برخیز
برخیز و اندر جبهه‌های خون گذرکن //    قلب تجاوز پیشه‌گان را پر شررکن
درراه آزادی بخون خفتن چه زیباست   //  بالاله‌ها راز درون گفتن چه زیباست

آدم‌های که به جای قلب آتش در سینه دارند، اهل یک جا ماندن نیست، مثل نسیم در هرکوی و برزن می‌پیچند، به آنجا جان می‌دهند و می‌گذرند. شهید ابوذر به پیروی از ابوذر غفاری صحابه‌ی بزرگ رسول خدا هم که نسیم بود، حتی سبک تر از نسیم، رفت بامیان، مزار، ارزگان، وجب وجب سرزمین هزارستان...، و روح نا آرام او نمی‌توانست در باتلاق سکون و سکوت قرارگیرد و در برابر سرنوشت غمبار مردمش آرام بگیرد و تن به زندگی آرام و راحت بیاساید. او آن چنان با دریای خروشان مقاومت مسلحانه مردم خویش پیوند خورده بود که راه غرب کابل را در پیش گرفته تا درکنار رهبر شهید مرهمی باشد بردل کودکان غم گرفته و داغدیده‌ی افشار. مقاومت غرب کابل و ایجاد جبهه‌ی عدالت خواهی به رهبری مزاری شهید، درتداوم همان خونهای پاک ریخته شده در دامن تاریخ است و نماد سرخ و جاویدانه امام حسین (ع) درصحرای کربلاست. شهید ابوذر تمام حرفش این بود:« عَلَمی را که هابیل مظلوم بر دوش کشید و حسین مقتول ادامه داد و حال بردوش توملت پا برهنه، گرسنه و مظلوم درحال حرکت و اهتزاز است». حال کربلا را مپندار که شهریست میان شهرها و نامی است درمیان نام ها. نه! کربلا حرم حق است. هرشهید کربلایی دارد و برای ما کربلا بیش ازآنکه یک شهر باشد یک افق است. شهید ابوذر درآخرین سخنرانی در زادگاهش، تراژدی افشار و چنداول را همگام با تراژدی کربلا می‌داند و با صدای گرفته و باچشمان اشک آلود فریاد می‌زند:« ای حسین عزیز، ای زینب بزرگ!! ما درادامه قیام شما قتل عام شده‌ایم. دختران ما به اسارت رفتند، فرزندان ما را سر بریدند، جوانان ما را دست بسته قتل عام کردند». حادثه‌ی افشار برشعله‌های آتش که درسینه‌ی شهید ابوذر شعله‌ور بود، افزود و بارها تکرار می‌کرد: « ازکدامین درد بنالیم و از کدامین رنج شکایت کنیم ». او که از حادثه‌ی غرب کابل بسیار متاثرگردیده بود، چنان فریاد حزن و اندوه سرمیداد، که انگار قلبش پاره می‌شود: «سخن ازکابل، کابل، کابلی که نامش را می‌گیرم قلبم پاره می‌شود. کابل عزیز، کابلی که اسمش ترانه‌ی زندگی ما بود. کابلی که آوای شعرای آن، ورق ورق کتاب زرین نویسندگان آن، بند بند و سطرسطر دفتر ادیبان آن و سخنان علماء و سروران دینی آن فریادگر حق و حقیقت بود. سخن ازکابل، از کجای کابل؟، از افشار، افشاری که دخترانش را پراکنده کردند، فرزندانش را چون مرغی بساتین سربریدند، گاوان شکم پاره به گلزارش چریدند، گرگان زپی یوسف اغیارش دویدند، دست بسته به بازارش بردند وفروختند و...».

شهید ابوذر فریاد مظلومیت مزاری بزرگ را بیشتر درک می‌کرد، و در سخت‌ترین شرایط درکنار رهبرشهید باقی ماند، و در جنگ‌های که برمردم ما تحمیل گردید، حضور فعال داشت. او جنگ‌های تحمیلی را که به جرم هزاره بودن، شیعه بودن، و حق خواستن مردم ما تحمیل شده بود، چنان وحشتناک توصیف می‌کند، که نمی‌توان آن را « با شعر، با داستان، با خطابه، با قصه و افسانه تفسیرکرد». شهید ابوذر بعد از حادثه افشار به فرمان رهبر شهید به غزنی رفت، و همگام با صدها جوان سلحشور و برومند غزنی که با سخنان گیرا و آتشین وی به دریای خروشان جبهه‌ی مقاومت پیوسته بودند، راهی کابل گردیدند و تا آخرین نفس در کنار رهبر شهید ماند وبا رهبر شهید از رودبار معشوق سیراب گشته، وآتش عشقي که در سینه داشت با وصال به معشوق خاموش گردید.


نام مزاری و نام ابوذر، و نام سایرشهدای جبهه‌ی مقاومت هیچگاه ازدل تاریخ فراموش نمی‌شود و همیشه درقلب تاریخ می‌تپند و هم چون ستاره درخشان درقلب تپنده‌ی تاریخ مردم خویش می‌درخشند.


         گلبانگ آزادی ز هر سو برکشیدند //  بهر نبرد سرد سرخ در سنگر خزیدند

         با موج خون خود چمن ایجاد کردند//  از حنجر آزادگی فریاد کردند 
         در شط آزادی وضو ازخون نمودند  // بهر نماز سرخ رخ گلگون نمودند
         از آتش عشق خدا تبدار گشتند //  محو تماشای رخ دلدار گشتند
         پیمان وفا کردند و رجال صدق گشتند//  نه، نه، غلط گفتم شهید عشق گشتند
         در دفتر آزادگی جاوید گشتند //  رفتند و اندر آسمان ناهید گشتند
         درشام محنت مشعل امید گشتند//   ظلمت زدای خانه‌ی خورشید گشتند
         بر زندگان مرده دل فریاد کردند //    رفتند وخود را ازقفس آزاد کردند 


       یادهمه شهدای مظلوم وگمنام افغانستان و شهدای جبهه‌ی مقاومت به خصوص شهید مزاری بزرگ، شهید ابوذر قهرمان، شهید اخلاصی، شهید ابراهیمی، شهید سیدعلی، شهید حاج محمد ترکمنی وشهیدعباس لومانی را گرامی می‌داریم.

  نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اسفند 1389ساعت 21:36  توسط علی رضا مظفری   | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM